دیروز رفته بودم کامپیوتر ماشین رو درست کنم، همزمان با من یه نمی‌دونم بگم پیرمرد جوون حدود ۶۵ سال با من وارد شد.

خلاصه یه ۴۰۵ تاکسی رو آورده بود کیلومترش رو از ۲۰۰ هزارتا بکنه ۸۰ هزار، اینقدر که با موبایلش حرف میزد از مغازه هی می رفت بیرون، تعمیرکاره می‌گفت این یارو فقط تاکسی میخره کیلومتر میاره پایین یکم تمیز می‌کنه به بهانه اینکه پیره نمیتونه رانندگی کنه، می‌کنه تو پاچه ملت!!!

حالا اینا به کنار با خود پیرمرد صحبت میکردم خیلی هم خوشتیپ و با کلاس مثلاً بود، می‌گفت فرش فروشی دارم باغ دارم ......وضعش خوب بود، اینا هم به کنار حرف دین و اینا شد، همچین اعتقاداتی داشت که پشمام ریخت!!!! 

ماشین میاره کیلومتر کم می‌کنه هزارتا دروغ میگه آخرش هم یجوری میگه دین دین دین که من فهمیدم دین فقط بدرد دزدی دروغ و کلاهبرداری میخوره،،البته از قبل همه اینا رو میدونستم منتها عملا هم خیلی راحت میشه دید دیگه...