نبرد ماراتون[5] (یونانی باستان: Μάχη τοῦ Μαραθῶνος، رومی: Machē tou Marathōnos) در سال 490 قبل از میلاد در جریان اولین حمله ایرانیان به یونان رخ داد. این جنگ بین شهروندان آتن به کمک پلاتئا و نیروی ایرانی به فرماندهی داتیس و آرتافرنس درگرفت. این نبرد نقطه اوج اولین تلاش ایران، تحت فرمان داریوش اول، برای تحت سلطه درآوردن یونان بود. ارتش یونان شکست کوبنده‌ای را بر ایرانی‌های پرشمار وارد آورد و نقطه عطفی را در جنگ‌های یونان و ایران رقم زد.

اولین حمله ایرانیان پاسخی به دخالت آتن در شورش ایونی بود، زمانی که آتن و اریتریا نیرویی را برای حمایت از شهرهای ایونیا در تلاش برای سرنگونی حکومت ایران فرستادند. آتنی‌ها و ایرتریایی‌ها موفق شده بودند ساردیس را تصرف کرده و بسوزانند، اما سپس با تلفات سنگین مجبور به عقب‌نشینی شدند. در پاسخ به این یورش، داریوش سوگند یاد کرد که آتن و ارتریا را به آتش بکشد. به گفته هرودوت، داریوش کمان خود را نزد او آوردند و سپس تیری به سوی آسمان پرتاب کرد و در حین انجام این کار گفت: "زئوس، تا به من اجازه داده شود که از آتنیان انتقام بگیرم!" هرودوت در ادامه می نویسد که داریوش به یکی از خدمتکاران خود دستور داد که هر روز سه بار قبل از شام بگوید "استاد، آتنیان را به خاطر بسپار".[6]

در زمان نبرد، اسپارت و آتن دو دولت شهر بزرگ یونان بودند. هنگامی که شورش یونیا در نهایت با پیروزی ایران در نبرد لاد در سال 494 قبل از میلاد سرکوب شد، داریوش برنامه هایی را برای تحت سلطه در آوردن یونان آغاز کرد. در سال 490 قبل از میلاد، او یک نیروی دریایی تحت فرماندهی داتیس و آرتافرنس را به سراسر دریای اژه فرستاد تا سیکلادها را تحت سلطه خود درآورد و سپس به آتن و ارتریا حملات تنبیهی انجام دهد. ایرانیان پس از یک لشکرکشی موفق در دریای اژه که در اواسط تابستان به اوبویا رسیدند، اقدام به محاصره و تصرف ارتریا کردند. سپس نیروی ایرانی به سمت آتیکا حرکت کرد و در خلیج نزدیک شهر ماراتون فرود آمد. آتنی ها که با نیروی کوچکی از پلاتئا به آن ها پیوستند، به سمت ماراتون حرکت کردند و موفق شدند دو خروجی را از دشت ماراتون مسدود کنند. آتنی ها نیز پیامی به اسپارتی ها فرستادند و از آنها درخواست حمایت کردند. هنگامی که قاصد به اسپارت رسید، اسپارتی ها درگیر یک جشن مذهبی بودند و این را دلیلی برای نیامدن به کمک آتنی ها عنوان کردند.

آتنی ها و متحدانشان مکانی را برای نبرد انتخاب کردند که باتلاق ها و زمین های کوهستانی داشت که مانع از پیوستن سواره نظام ایرانی به پیاده نظام ایرانی شد. میلتیادس، ژنرال آتن، دستور حمله عمومی به نیروهای ایرانی را صادر کرد که عمدتاً از نیروهای موشکی تشکیل شده بودند. او جناحین خود را تقویت کرد و بهترین مبارزان ایرانی را به مرکز خود کشاند. پهلوهای چرخان به داخل، ایرانیان را در برگرفته و آنها را مسیریابی می کند. لشکر پارسی وحشت زده به سمت کشتی های خود شکستند و تعداد زیادی سلاخی شدند. شکست در ماراتون پایان اولین حمله ایرانیان به یونان بود و نیروی ایرانی به آسیا عقب نشینی کرد. سپس داریوش شروع به تشکیل یک ارتش عظیم جدید کرد که قصد داشت یونان را کاملاً تحت سلطه خود درآورد. با این حال، در سال 486 قبل از میلاد، اتباع مصری او شورش کردند و هر لشکرکشی یونانی را به طور نامحدود به تعویق انداختند. پس از مرگ داریوش، پسرش خشایارشا یکم مقدمات تهاجم دوم به یونان را که سرانجام در سال 480 قبل از میلاد آغاز شد، دوباره آغاز کرد.

نبرد ماراتون نقطه عطفی در جنگ‌های یونان و ایران بود که به یونانیان نشان داد که ایرانی‌ها را می‌توان شکست داد. می توان دید که پیروزی نهایی یونان در این جنگ ها در ماراتون آغاز شده است. این نبرد همچنین به یونانی‌ها نشان داد که می‌توانند بدون اسپارتی‌ها در نبردها پیروز شوند، زیرا اسپارت به عنوان نیروی نظامی اصلی در یونان تلقی می‌شد. این پیروزی با قاطعیت توسط آتنی ها به دست آمد و ماراتون باعث افزایش احترام یونانیان از آنها شد. دویست سال بعد شاهد ظهور تمدن کلاسیک یونان بودیم که به طور دائمی در جامعه غربی تأثیرگذار بوده است و بنابراین نبرد ماراتون اغلب به عنوان یک لحظه محوری در تاریخ مدیترانه و اروپا در نظر گرفته می شود.

ویکیپدیا