از اردلان سرفراز ،ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری به عنوان پیشگامان ترانه سرایی نوین ایران و به عنوان سه تفنگدار یاد میشود،اما از سلیقه من بین این سه نفر من اردلان سرفراز رو ترجیح میدهم،اما دلایل :
اینکه شما بین این سه نفر کدام رو ترجیح میدهید تا حدودی بستگی به نوع نگرش شما نبست به ترانه ها دارد ،یعنی اگر از اون دسته شنونده هایی هستید که خیلی نمیخواهید وقت زیادی برای درک یک ترانه بگذارید و تقریبا همان بار اول یا دوم با کلیت ترانه ارتباط بگیرید بهترین گزینه اردلان سرفراز هست ،اما اگر برعکس از آن دسته شنونده هایی هستید که تمایل دارید مدت ها یک ترانه ذهن شما را به خود مشغول کند و بارها و بارها برای فهم آن ترانه به آن گوش دهید احتمالا بهترین گزینه کسی نیست جز شهیار قنبری ،لازم به ذکر است که ترانه های شهیار قنبری هر یک دنیای مخصوص خود رو دارند و بیشتر حالت سریالی دارند یعنی برای درک ترانه های وی باید پیوسته او را دنبال کرده باشید ،اما میتوانیم ایرج جنتی عطایی رو ما بین دو نفر قبلی بدانیم ،یعنی ترانه های او نه آنقدر ساده و قابل فهم هستند مثل ترانه های سرفراز که با یکبار شنیدن بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید نه آنقدر سخت و پیچیده هستند مثل ترانه های شهیار قنبری .
به شخصه اعتقاد دارم هنر ترانه سرا این است که طوری بنویسد که عموم مردم بتوانند با آن ترانه ارتباط بگیرند و در عین حال زیبا بنویسد ،نکته ای که در ترانه های اردلان سرفراز به وفور مشاهده میشود یعنی زیبایی ترانه در عین ساده بودن .
نکته جالب اینکه بسیاری از اهنگ هایی که الان از آن ها به عنوان برترین ترانه های تاریخ ایران یاد میشود دارای این مؤلفه هستند .
به ترانه سوغاتی اردلان سرفراز دقت کنید یا ترانه جزیره از سیاوش قمیشی هر دو آن ها ترانه های پیچیده ای ندارند اما در عین حال بسیار زیبا هستند و تقریبا هر کس با یکبار شنیدن با آنها ارتباط برقرار میکند.


