نوشته ای از امین بزرگیان یک بى شك بخشی از جذابیت فوتبال ناشی از حضور عینی "بدن" در استادیوم­ ها و جلوى دوربین­ های تلویزیونی است. "بدن" در فوتبال، به طور کامل "نمایش" داده می­ شود و از قواعدی پیروی می­کند. شاید بتوان گفت فوتبال جایی است که بدن، اعتبار از دست رفته­ اش در دنیای مدرن را بار دیگر به دست می ­آورد. بدن در دنياى مدرن در برابر قدرت "تکنولوژی" و "قانون"، هضم و سرکوب شده و به "ذهن" تقلیل یافته است. در واقع بدن در دوره جدید تبدیل به پوسته ­ای شده که تنها از "ذهن" و خِرد مراقبت می ­کند. کارهای سخت بدنیِ مرسوم در دنیای سنت، به تکنولوژی محوّل و تحت انقیاد "قانون"، بدن پنهان شده است. در زمین ­های کشاورزی، بدن آزاد و رها به نظر می­ رسید و میزان توانایی و قدرتش، میزان محصول و درآمد را تعیین مى ­کرد؛ حتی از بدن حیوانات نیز همین تعبیر وجود داشت؛ اما در دنیای جدید، قانون و تکنولوژی، بدن را محدود و تضعیف و آن را تبدیل به "هدف مصرف" کرده اند. اما فوتبال جایی است که بدن باز به اعتبار گذشته ­اش برمی­ گردد و سوژگی خود را احیا می­کند. ساق پای بازیکنان مطرح فوتبال، بیمه می­شود و بازوها در معرض نمایش قرار می­گیرند. درگيرى انسان ها با يكديگر به واسطه تن هايشان، نمايش زورمندى، قدرت، تكنيك و حتى لگد زدن و نزاع در ميدان ورزشى، لحظاتى است براى فراموش كردن بدن هاى ادارى، سربه زير و تكنيك زده. بخشى از جذابيت فوتبال به همين نمايش "بدويّت" باز مى گردد. برخى در راستاى آرمان هاى اخلاقى مدرن و ارزش هاى روشنگرى، مدام مى خواهند فوتبال را منزّه كنند. آنها نمى دانند كه محبوبيت و جذابيت فوتبال و بطور كل بسيارى از ورزش ها به همين بدويّت و خشونت حيوانى اش باز مى گردد. دو فوتبال به غیر از رجعت مجدد به "بدن" با بهره­ گیری نامتعارف از اعضای آن، اهمیتش را دو چندان می­سازد. قوانین فوتبال دست را تبدیل به "تابو" می­کنند و با اصرار بر استفاده از پا، سویه ­های پنهان و مغفول توانایی این عضو بدن را آشکار می­ سازند. به عبارت دیگر، قوانین و مقررات با نظارت داور، به بدن، قاعده و نظم می ­دهند و این همان مکانیسم "تمدن" است. به تعبیر نوربرت الیاس، تاریخ متمدن شدن، تاریخ تربیت و تنظیم بدن است. او در مقایس ه­ای که میان جوامع پیشین و جوامع امروزی می­کند به این جمع­ بندی می­رسد که در جوامع قدیمی، بدنِ مردم تحت قیود كمترى بود، رهاتر و آزادتر بود و مردم کمتر دچار شرم و حیا می­ شدند. با پیشرفت جوامع، شیوه­ های بروز و ظهور بدنی، انضباط بیشتری یافت و با سخت­گیری­ های منظم ­تری همراه شد. پس می­ توان گفت که در فوتبال، افراد ضمن اینکه با بدن­های حریف در مبارزه هستند با بدن خودشان هم مبارزه یا به عبارت رایج­تر رقابت می­ کنند؛ مبارزه علیه تمنیّات و امیال بدن. در فوتبال در عین اینکه بدن بار دیگر (همچون گلادیاتورها) به گونه­ ای "عینی" عرضه می­ شود، اما (برخلاف گلادیاتورها) به گونه ­ای عینی نیز توسط قانون، تنظيم می ­شود. فوتبال نمادی از تمدن است؛ انضباط ، کنترل بر نفس و درعین حال هماهنگی با دیگران، تقسیم وظایف و کار