?در کوچه‌ام دوباره و کفشی به پام نیست

اخراجم از پریشب و در خانه جام نیست

لطفاً یکی به همسر من گوشزد کند

در عفو لذتی‌ست که در انتقام نیست

?شد موی سرم سپید از دست زنم

سرویس شد از دست زنم این دهنم

بیچاره شدم تولدش یادم رفت

باید بروم گور خودم را بِکَنَم!!!

?ما شل شده ایم، آهنی کن ما را

مانند کتاب خواندنی کن ما را

" ذات تو غنی و ما همه محتاجیم "

در حد اورانیوم غنی کن ما را!

?شدم از دست احساست کلافه

تمام حرف‌هایت در لـفافه

کمی در زندگی لبخند بد نیست

تلف شد عمر تو با این قیافه!!!

?بر پشت دلم هزارها بار گذاشت

هرچند فرو نریخت آوار گذاشت

می‌گفت تمام کار و بارم هستی 

بیکار! دل مرا سر کار گذاشت

?رو به دکتر گفت این آئینه‌ی دِق می‌شود

چند وقتی هست رسوای خلایق می شود

دکترم پرسید مشکل چیست؟ مادر گفت؛ هی

ورپریده با نگاه اول عاشق می‌شود

?هر لاله رخی به چشم ما « ژاله » نشد

این مرتع ِ دل، حریم بزغاله نشد

می خواست به گوشه ی دلم یابد راه

گفتم: دل ما که خانه ی خاله نشد

?بیماری لاعلاج دارد پاییز

یک معجزه احتیاج دارد پاییز

عمری است دلش بهار را می خواهد

اندیشه ی ازدواج دارد پاییز

? از راه رسید و ریخت از من گل و برگ

من مثل درخت بودم او عین تگرگ

رفتم که به او بگویم ای گل بنشین

چون قافیه پا نداد گفتم بتمرگ...