رانگنیک که در ده سال گذشته کمتر از نصفش را به مربیگری مشغول بوده، مشخصاً برای انجام تغییرات بزرگ و یا متحول کردن یونایتد وارد این تیم نشده. و روز به روز امید دیدن چیزی جدید و یا انرژی ای جدید از این تیم کمرنگ و کمرنگ تر میشود. دو مصاحبه ای که اخیراً توسط شخص رانگنیک و رونالدو هم انجام شده، به نظر من، مهر تائیدی میزند بر اینکه نگرش بازیکن تاپ و جاه طلبی مثل رونالدو چقدر متفاوت هست با دید و اهداف رانگنیک در این تیم.  هر مربی ای که اخراج میشود یعنی چیزهائی در باشگاه در حال اشتباه پیش رفتن بوده و برخی چیزها سر جایش نبوده ( البته اوله پرستان دوست دارند شما باور کنید که نخیر، یونایتد در مسیر درست بود و خریدهای اوله هم عالی بود و نتیجه ها هم خوب بود و فوتبال هم زیبا بود و فیلها هم پرواز میکنند) اما عملاً میبینیم که میزان تغییرات در بعد فنی ، چیدن ترکیب و حتی نوع فوتبال و مصاحبه های بعد از بازی هم همان آش و کاس قبلی هست و رانگنیک چیزی نبوده مگر یک اوله ی آلمانی.  بعد از اخراج مورینیو خبرنگاران دریافتند که مطابق برخی توافقها مورینیو قبول کرده که هیچ مصاحبه ی منفی ای بر علیه یونایتد و تشکیلاتش انجام ندهد. از دید من واضح هست که با رانگنیک هم همین الان این توافق و تعهد انجام شده که هیچ چیزی بر علیه اوله و کادر بازیکنها انجام ندهد و " تغییر بزرگی " در رویکرد یا وضع تیم ایجاد نکند.  این جناب در آخرین مصاحبه اش مک تامنی ( از ضعیفترین بازیکنانی که صرفاً به سبب تبعیضهای نژادی-ملیتی و مشخصاً به خاطر گل روی فرگی بازی میگیرد) را شایسته کاپیتانی دانسته ! و " هری" ( مگوایر) را یک الگو در تیم نامیده ( این هری کسیست که چهار بار با تیمهای مختلف سقوط کرده به دسته های مختلف و مطلقاً هیچ جامی هم در کارنامه ندارد !) و همچنان دبل پیلوت بحث برانگیز و ضعیف فرد-مک تامنی را بازی میدهد و یا رشفورد را علی رغم ضعف مفرط فنی همچنان در ترکیب اصلی میگذارد و حتی از او تعریف و تمجیدهای همیشگی را هم میکند.  نظر شخصی من این هست که رانگنیگ هم هدفی بالاتر از چهارم شدن و تضمین در آمد مختصر ( در مقیاس یونایتد) حاصل از صعود به این رقابتها ندارد. همین نهایت انگیزه و هدف اوست که مشخصاً هم با جاه طلبی ها و خواسته های رونالدو در تضاد هست. از دید من به زودی شاهد ترک برداشتن در رابطه ی رونالدو- یونایتد خواهیم بود و با تمدید گرفتنهای بعدی بنجلهای بومی ای مثل مگوایر و ون بیساکا و ... ( که همگی به خواست هیات حاکم بر این باشگاه انجام میشود و نه مربیان ) شاهد رفتن سایر خارجیها و نهایتاً تبدیل شدن یونایتد به یک وست برومویچ و یا فولهام خواهیم بود. یک باشگاه کاملاً متوسط انگلیسی با اکثریت بازیکنان بومی که چیزی برای گفتن و ارائه بجز یک دوره تاریخی در گذشته ندارد و هدفی هم بجز سر و صدا در فضای مجازی ندارد. جامها و افتخارات به  سمت سیتی و چلسی و لیورپول سرازیر خواهند بود و سهم ما هم غذا دادن به کودکان و کتابهای فیک رشفورد و البته رقص و شادی لینگارد در فضای مجازی خواهد بود.