http://s4.picofile.com/file/7897722040/_%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4_JAZIREH.mp3.html
متن
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها
، قامتم یه بستر نرم ...
یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ،
توی انگشتر دریا ...
تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو
، تو وجودم جا گذاشتی...
زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم
آرزو شد.
تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس
عاشقی همینه.
اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم
گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما
نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...
دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ،
می گذره اما به سختی!
دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز
سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو
دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها
، قامتم یه بستر نرم ...
یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ،
توی انگشتر دریا ...