?در ستایش مقام مادر، از زبان شیخ اجل سعدی شیرازی

  وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم. دل‌آزرده به کنجی نشست و گریان همی‌گفت: «مگر خُردی فراموش کردی که درشتی می‌کنی؟                         

قطعه

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ‌افکن و پیلتن

گر از عهد خردیت یاد آمدی

که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی در این روز بر من جفا

که تو شیرمردیّ و من پیرزن 

گلستان سعدی، باب ۶، حکایت ۶