در زیر بیست فیلم برتر ایرانی بعد از انقلاب رو میبینید.

نکته:فیلم ها بدون هیچ رتبه بندی و نظر شخصی هستند.

مارمولک(1383)

کارگردان:کمال تبریزی

نویسند:پیمان قاسم خانی

بازیگران:پرویز پرستویی

بهرام ابراهیمی شاهرخ فروتنیان رضا سعیدی

خلاصه داستان:این فیلم راجب خلافکاری به نام رضا مثقالی(پرویز پرستویی)هست که با جا زدن خود در نقش یک آخوند از زندان فرار میکند.اما برخلاف انتظارش او مجبور میشود مدت زیادی در نقش آخوند بماند.

بهترین دیالوگ ها:

– من دهن شما را… سلام بنده رو به مادرتون ابلاغ بفرمایید!

_راه‌های رسیدن به خدا به عدد آدم‌هاست! علی ایُّ حال، هیچ انسانی نیست که راه برای رسیدن به خدا نداشته باشه.

_خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست. خدا، خدای آدم های خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد. فی‌الواقع خداوند اند لطافت، اند بخشش، اند بیخیال شدن و اند چشم پوشی و اند رفاقت است. رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد. اگر آدم‌ها مرام داشته باشند هیچ وقت دزدی نمی‌کنند. ولی متاسفانه بعضا آدم‌ها تک خوری می‌کنند و این بدِ روزگار است. بایستی ما یک فکری به حال اهلی شدن آد‌م ها بکنیم اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است.

.

_می‌دونی چیه حاجی، اگر جهنمی هم تو کار باشه ما جامون ته موتورخونشه

_من اصلا به تو فکر نمی‌کنم، بچه جان خریت خودت را بگردن خدا ننداز

_شاید درهای زندان به روی شما بسته باشه، اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است و اینقدر به فکر راه‌های دررو نباشید.

_آدم‌ها اگه مرام داشتن گناه نمی‌کردن!

 

اجاره نشین ها(1366)

کارگردان: داریوش مهرجویی

نویسنده: داریوش مهرجویی

بازیگران:

عزت الله انتظامی اکبر عبدی حسین سرشار حمیده خیرآبادی

خلاصه داستان:خانه ای درحاشیه طهران که وارثان آن نا مشخص است نیاز به تعمیر دارد اما عبای آقا(عزت الله انتظامی) توجهی به این موضوع ندارد. از طرفی مباشر که قصد تصاحب آن را دارد برای خراب کردن خانه تلاش میکند.

بهترین دیالوگ ها:

_عباس آقا (عزت الله انتظامي) : اكبر ، بيا بپر برو دكون پيش عسگري ، بهش بگو واسه سي چهل نفر ، چرخ كرده و راسته جور كنه . خس مسشو ، رگ و ريششو قشنگ بگيره صافش كنه . شيشك آجري باشه ها . سوسه موسه بهت نده !

_عباس آقا (عزت الله انتظامی) : مرتیکه مزقونچی تو گفتی می‌خوای دو تا گلدون بزاری سر پشت بومت که با صفا بشه ، نه اینکه ورداری سرتاسر سقف خونه‌ی مردمو اینجوری برینی بهش . سعدی (حسین سرشار) : مگه چه عیبی داره ؟ دو تا سوراخ پیدا شده ، خب می‌گیرمش . اما عوضش تو این سیستم من ... عباس آقا : سیستم من ، سیستم من ، بشاش به این سیستم 

 

رنگ خدا(1377)

گارگردان:مجید مجیدی

نویسنده: مجید مجیدی

بازیگران:

حسین محجوب محسن رمضانی سلامه فیضی فرحناز سفری

خلاصه فیلم:هاشم(حسین محجوب) فرزندی نابینا به نام محمد دارد که در مدرسه نابیناها تحصیل میکند برای تعطیلات به خانه بازمیگردد...

بهترین دیالوگ ها:

_میدونی چیه هیچ كی منو دوس نداره ..من میدونم چون نمیبینم   همه از دست من  میخوان فرار كنن .....معلمون میگه خدا شما نابیناهارو  بیشتر دوست داره چون نمیبینید .ولی من گفتم خانم اگه مارو دوست داشت چرا مارو نابینا كرد تا اونو نبینیم بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست  میتونید اونو حس كنید . گفت شما با دستاتون میبینید .حالا من همه جارو میگردم تا یه روزی بالاخره دستم به خدا بخوره اون وقت بهش میگم... هرچی تو دلم هست... بهش میگم

_پدر (حسین محجوب) : می خوای از من لج بگیری؟ من برای خودش این کار رو کردم ... آخه من چه خاکی به سر کنم؟ حتما می گی بازم باید شکر کنم ها؟ به چی باید شکر کنم؟ به چیزی که ندارم؟ به بدبختی هام؟ به آواره گی ام؟ به پسر کورم؟

 

 

 

مادر(1368)

کارگردان:علی حاتمی

نویسنده: علی حاتمی

بازیگران:

رقیه چهره‌آزاد محمدعلی کشاورز فریماه فرجامی امین تارخ حمید جبلی اکبر عبدی

خلاصه داستان: پیرزنی که در آسایشگاه سالمندان به سر می برد به شش فرزند خود اطلاع می دهد که می خواهد در لحظات واپسین اعضای متفرقه خانواده را در خانه ی‌ قدیمی پدری ببیند. اما فرزندان باهم مشکل دارند و......

بهترین دیالوگ ها:

(محمدعلی کشاورز): این دنیا اینقدر کثیفه که با اشک‌های تو هم پاک نمی‌شه...

(محمدعلی کشاورز): ای مادر... ای... اینقدر از ما کار کشیدن که شدیم بوفالو!

(رقیه چهره‌آزاد): یه بشقاب بکش بذار کنار مادر، غلامرضا نصف شب گشنه ش میشه. تنگم آب کن واسه جلال الدین، برای محمد ابراهیم زیر سیگاری بذار. مراقب باش ماه منیر حکما قرصشو بخوره. بی خوابی نزنه به سرش. ببین دادشتون هم چی می خواد مهیا کنین، سر شب بخوابین بچه ها که بتونین صبح زود پاشین،فردا خیلی کار دارین.

(اکبر عبدی): مادر مرد از بس که جان ندارد، بیچاره پیر شده از بس مرده.

 

ابد و یک روز(1394)

کارگردان:سعید روستا

نویسنده:سعید روستا

بازیگران:نوید محمد زاده_پیمان معادی_پریناز ایزدیار و..

خلاصه داستان: خانواده‌ای در تدارک مراسم عروسی دختر خانواده، سمیه، هستند؛ اما اتفاقاتی روابط خواهران و برادران را سرد می‌کند که در‌نهایت باعث ماجراهایی می‌شود...

 بهترین دیالوگ ها:

_سمیه مامانو رو حساب کی می‌خوای ول کنی بری؟! روزایی که تو خونه نیستی این آبجیات به مامان آب و غذا نمی‌دن که یه وقت دسشوییش نگیره.. من میگم نرو چون نمی‌دونیم این یارو کیه.. چون مامان مریضه تو بری تنها می‌مونه... چون خونه زندگی‌مون بو می‌گیره... ولی اگه رفتی دیگه برنگرد... چون نمی‌گن اعظم‌شون شوهرش مرده٬ لیلاشون خودش شوهر نمی‌کنه٬ میگن مشکل از ماست.. تورو قرآن ی ذره هم به فکر ما باش٬ کاری نکن حرف دهن لات و لوتا بشیم..

.

_تو این خونه هیچی تمومی نداره... از ظرفای کثیف بگیر تا حرفای نیش‌دار آدما به همدیگه... اینجا همه‌چی ادامه داره...!

_مرتضی به برقکار: اوستا بزنم این کنتورو برق قطع شه؟ برقکار: شما دست به برق نزن نمی‌خواد کمک کنی. مرتضی: میگم برق شماها رو نمیگیره نه؟ برقکار: شما چشم نزنی٬ تا حالا نگرفته!

_می‌دونی چرا مرتضی همیشه با خوشحالی از بدبختی‌های مردم حرف میزنه؟ میخواد ما فکر کنیم خیلی هم بدبخت نیستیم

 

جدایی نادر از سیمین(1389)

کارگردان:اصغر فرهادی

نویسنده:اصغر فرهادی 

بازیگران:پیمان معادی_شهاب حسینی_لیلا حاتمی_ساره بیات و.....

خلاصه داستان:سيمين (ليلا حاتمي) مي‌خواهد به‌همراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نمي‌خواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج مي‌بَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث مي‌شود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند.

بهترین دیالوگ ها:

نادر : معادل فارسی کلمات زیر را بگویید...کپسول گاز ؟ ترمه : استوانک گاز نادر : ماکت؟ ترمه : نمونک نادر :کمپوت؟ ترمه : خوشاب نادر : گارانتی؟ ترمه تضمین ، ضمانت نادر : اینکه عربیه ! معادل فارسی ؟ ترمه : تو کتابمون نوشته. نادر : قرار شد این جمله رو دیگه به من نگی ، چیزی که غلطه تو هرجا میخواد باشه غلطه برا گارانتی بنویس... ترمه :چیز دیگه بنویسم نمره مو کم میکنه نادر : عیب نداره کم کنه بنویس پشتوانه.

.

ﻧﺎﺩﺭ : ﺍﯾﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﭘﺎﺷﯿﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﺎﺭﺝ؟

ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯿﺎﺭ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ؟

ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺎﺭﻡ

ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﯾﮑﯿﺸﻮ ﺑﮕﻮ

ﻧﺎﺩﺭ : ﯾﮑﯿﺶ ﭘﺪﺭﻡ ، ﻣﻦ ﭘﺪﺭﻣﻮ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﻭﻝ ﮐﻨﻢ، ﺑﺎﺯﻡ ﺑﮕﻢ؛

ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﻭﻟﯽ ﺯﻧﺘو ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻭﻝ ﮐﻨﯽ

ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﮐﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﻭﻝ ﮐﺮﺩﻡ ؟ﺗﻮ ﻣﻨﻮ ﮐﺸﻮﻧﺪﯼ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ، ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﺧﻮﺍﺳﺖ ﻃﻼﻕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯼ!

ﺳﯿﻤﯿﻦ : ﺍﻭﻥ ﻣﯿﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺴﺮﺷﯽ؟

ﻧﺎﺩﺭ : ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭﻣﻪ

 

 

بچه های آسمان(1375)

کارگردان:مجید مجیدی

نویسنده:مجید مجیدی

بازیگران:

رضا ناجی

میر فرخ هاشمیان

بهاره صدیقی

نفیسه جعفر محمدی

خلاصه داستان: پسرکی به نام علی کفش‌های خواهرش را گم می‌کند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار می‌گذارند که صبح‌ها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای به‌موقع رساندن کفش‌ها می‌کند، اما علی هر روز دیر به مدرسه می‌رسد تا این که

بهترین دیالوگ ها:

پدر:«علی پسرم کار می‌کنم که پول دربیارم. اون‌وقت می‌تونیم خونه بخریم، ماشین بخریم...»

علی:«بابا واسه زهرا هم کفش می‌خری؟»

 

لیلی با من است(1374)

کارگردان:کمال تبریزی

نویسنده:کمال تبریزی_ رضا مقصودی

بازیگران:

پرویز پرستویی محمود عزیزی شهره لرستانی رحمان باقریان

خلاصه داستان: «صادق» فیلمبردار تلویزیون با راهنمایی همکارش پی می‌برد که اگر همراه با آقای «کمالی» به مناطق جنگی سفر کند، به راحتی خواهد توانست وام مورد نظر خود را دریافت کند. او علیرغم عدم تمایل و ترس از فضایی ناشناخته، تصمیم به رفتن می‌گیرد. حضور «صادق» در منطقه‌ی جنگی حوادثی هم مضحک و هم خطرناک پیش می‌آورد. او به همین دلیل ترفندهایی را به کار می‌گیرد تا از منطقه خارج شود، اما ناخواسته لحظه به لحظه به خط مقدم نزدیک و نزدیکتر می‌شود و سرانجام در موقعیتی استثنایی قرار می‌گیرد و...

بهترین دیالوگ ها:

پرویز پرستویی: اینجا کجاس؟ها؟نکنه خط مقدمه؟

_بنده خدا اینجا پنجاه مترم جلوتر از خط مقدمه.

درباره الی(1387)

کارگردان:اصغر فرهادی

نویسنده:اصغر فرهادی

بازیگران:پیمان معادی

شهاب حسینی 

صابر ابر

گلشیفته فرهانی

خلاصه داستان: سه روز تعطیل است و چند خانواده جوان برای تفریح راهی شمال هستند..

بهترین دیالوگ ها:

اقای دکتر آختون پاختون این خله   

 

 

متری شیش و نیم(1396)

کارگردان :سعید روستا

نویسنده:سعید روستا

بازیگران:پیمان معادی_نوید محمد زاده_فرهاد اصلانی و...

خلاصه داستان: در بزنگاه روزهای سخت، اعتیاد و مواد مخدر هم گریبان زندگی مردم این شهر را رها نمی‌کند.

بهترین دیالوگ:

قاضی :اوندفعه که در رفتی چرا ول نکردی ؟ متهم : چشام سیر نمی شد

 

خانه دوست کجاست(1365)

کارگردان:عباس کیارستمی

نویسنده:عباس کیارستمی

بازیگران:

بابک احمدپور احمد احمدپور خدابخش دفاعی

خلاصه داستان: پسربچه‌ای هنگام انجام تکالیف شب متوجه می‌شود دفتر همکلاس خود را اشتباهاٌ برداشته و با خود به خانه آورده است. در حالیکه معلم تاکید کرده است دانش‌آموزان بایستی تکالیف خود را در دفتر مخصوص تکالیف شب انجام دهد. خانه همکلاس در قریه مجاور قرار دارد. راه دور است و دشوار ولی پسربچه خود را ملزم می‌داند هر طوری شده دفتر را به دوستش برساند.

بهترین دیالوگ ها:

پیرمرد: برو سیگار مرا بیار. احمد: می‌خوام برم نونوایی. پیرمرد: بهت می‌گم که برو سیگار مرا بیار. احمد: نون تموم می‌شه دیر برم. پیرمرد: به تو دستور می‌دم برو سیگار مرا بیار. پیرمرد دوم: سیگار اینجا هست. پیرمرد: قربان سیگار من دارم. برای سیگار مقصد نبود. ما می‌خوایم بچه تحویل اجتماع درست در بیاد. موقعی که من بچه بودم، پدر من هر هفته‌ای 10شاهی به من می‌داد. هر 15روزی هم یه کتکی به من می‌زد. اگر چنانچه در هفته اون 10شاهی قطع می‌شد، اما در 15روز اون کتک قطع نمی‌شد. برای اینکه من تحویل اجتماع بیام. شما شاهد بودید که نوه من اینجا آمد، من 3دفعه بهش تکرار کردم حرف مرا گوش نداد... من نمی‌خوام اینطور بچه بار بیاد. پیرمرد دوم: عرض کنم که بچه آمد بی‌انضباطی نکرد یا کارهای زشتی نکرد. چه باید بکنیم؟ پیرمرد: بهانه می‌گیرم هر 15روز، اون کتک‌رو می‌زنم!

 

 

 

قهرمان(1400)

کارگردان:اصغر فرهادی

نویسنده:اصغر فرهادی 

بازیگران:امیر جدیی_محسن تنابنده_سحر گلدوست و....

خلاصه داستان:مرد جوانی به اسم «رحیم» به خاطر بدهی که نمی‌توانسته بپردازد، در زندان است. او طی دو روز مرخصی‌اش، تلاش می‌کند که طلبکار خود را قانع کند تا از شکایتش در ازای پرداخت مبلغ کمتری، صرف نظر کند. اما اوضاع آن‌طور که وی انتظار دارد پیش نمی‌رود…»

بهترین دیالوگ:فیلم هنوز روی پرده است.

 

آژانس شیشه ای(1376)

کارگردان:ابراهیم حاتمی کیا

نویسنده:ابراهیم حاتمی کیا

بازیگران:

پرویز پرستویی حبیب رضایی رضا کیانیان اصغر نقی‌زاده

خلاصه داستان: «عباس»، رزمنده‌ی سال‌های جنگ تحمیلی و کشاورز فعلی، برای مداوای ناراحتی که در گردن دارد به همراه همسرش «نرگس» به تهران سفر می‌کند و تصادفی با فرمانده‌ی سابقش «حاج کاظم» روبرو می‌شود. کاظم به او کمک می‌کند که جریان مداوا سریع‌تر انجام شود. با مراجعه به بیمارستان و آزمایش‌های متعدد پزشک معلوم می‌شود که ترکش کوچکی در نزدیکی شاهرگ «عباس» وجود دارد. وضع حساس و دشواری است؛ جراحی سخت و بسیار خطرناک است. پزشک معالج پیشنهاد می‌کند تا زمان جراحی نباید عصبی شود و چنانچه عصبانی شد اجباراً بخندد تا مانع حرکت ترکش شود و به علاوه هر چه سریع‌تر به یکی از کشورهایی که مجهز به امکانات این جراحی پیچیده باشند حرکت داده شود و خود در خصوص اخذ ویزا و رزرو بیمارستان اقدام می‌کند. اما روزهای پایان سال است و آژانس‌های مسافرتی با تراکم مسافر روبرو هستند و امکان تهیه‌ی بلیط میسر نیست. «حاج کاظم» که با «عباس» به آژانس رفته است، دست به خشونت می‌زند و مسافران را به عنوان شاهد، در آژانس نگه می‌دارد تا امکان سفر همرزم او فراهم شود..

بهترین دیالوگ ها:  

کاظم: «به اونا بگو بین عباس و BBC یکی رو انتخاب کنن. حافظ امنیت ملی برای من امثال عباسه! اگه امنیت ملی اونا رو BBC تعیین می کنه، هرکی قبله خودش رو بچسبه!» . عباس: «حاجی گِلوم مِسوزه… میشه دستاتو بذاری رو گلوم؟!» کاظم: (با اکراه دست خونیش رو عقب میکشه) «آخه!» عباس: «نِه حاجی!..همی دستارو بذار… میخوام همینا باشه…» کاظم: «اصغر یک جوک رو برات نسخه پیچیده، گفته هر چند ساعت برات تعریف کنم…»\ عباس: «ها! بُگو…» کاظم: «یک شب تو جبهه قرار بوده عملیات بشه…. میپرسن کیا داوطلب اند؟!… از اون جمع یه ترکه ، یه رشتی ، یه قزوینی ، یه لر …(بغض کاظم)… یه فارس ، یه بلوچ، ... - عباس؟! … عباس!»

                           

 

هامون(1368)

کارگردان:داریوش مهرجویی

نویسنده:داریوش مهرجویی

بازیگران:

خسرو شکیبایی عزت‌الله انتظامی حسین سرشار

بازیگران:خسرو شکیبایی_عزت الله انتظامی_حسین سرشار_بیتا فرهی و....

خلاصه داستان: حمید هامون که با همسرش مهشید دائم کش‌مکش دارد زندگی کابوس گونه‌ی‌ خود را مرور می‌کند. او که مشغول نوشتن رساله‌اش درباره‌ی‌ عشق و ایمان است در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی می‌گردد. خانه و کاشانه را ترک می‌کند و دست به اعمال دیوانه‌واری می‌زند. او در حالتی پریشان، در پی شکایت‌هایش، خود را به امواج دریا می‌سپارد، اما عابدینی او را نجات می‌دهد.

بهترین دیالوگ ها: (عزت‌الله انتظامی): تقصیر خودته... گرفتاری تو میدونی چیه؟ گول طبقه بالا رو خوردی دانشمند هوشمند... گول بورژوازی پول‌پرست فاسد رو خوردی، میخواستی پولدار شی خودتو فروختی...

(عزت‌الله انتظامی): برای باباش (مهشید) پولش مهم‌تر بود... واسه همینم غضب کرد یه پاپاسی بهتون نداد... انداختتون بیرون... حالا هم همه‌ چی تموم شده دیگه... تو هم مثه اونای دیگه یه زن خوشگل گرفتی... حالا دیگه نمیخوادت... میخواستی یه عنترشو بگیری!

(خسرو شکیبایی): فکرشو بکن یهو بعد از هفت‌، هشت سال زندگی زناشویی، یهو تالاپ، عشق به نفرت تبدیل میشه!

  

آواز گنجشک ها(1386)

کارگردان:مجید مجیدی

نویسنده:مجید مجیدی

بازیگران:

رضا ناجی کامران دهقان حامد آغازی

خلاصه داستان: مرد ساده و میانسالی به نام کریم که در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می کند، شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آنها برقرار کرده است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می کند..

بهترین دیالوگ ها:

کریم (رضا ناجی): اصلاً تو میدونی صدهزارتا ماهی چندتا میشه؟ پسر بچه: خب میشه صدهزارتا

 

 

مهمان مامان(1382)

کارگردان:داریوش مهرجویی

نویسنده:داریوش مهرجویی_وحیده محمدی فر_هوشنگ مرادی کرمانی

بازیگران:

گلاب آدینه پارسا پیروزفر امین حیایی حسن پورشیرازی

خلاصه داستان: برای خانواده‌ای دو مهمان سرزده که تازه عروس و داماد هستند، می‌آید و چون وضع مالی خانواده خوب نیست، همسایگان دست به دست هم می‌دهند تا آبروی صاحب‌خانه را حفظ کنند...

بهترین دیالوگ ها:

(امین حیایی): میخوام یه قرص اختراع کنم که آدمهارو مقابل غم و غصه بیمه کنه

 

میم مثل مادر(1385)

کارگردان:رسول ملاقلی پور

نویسنده:رسول ملاقلی پور

بازیگران:

گلشیفته فراهانی جمشید هاشم پور حسین یاری سحر دولتشاهی

خلاصه داستان: پزشکان دلیل وضعیت سعید فرزند سپیده را ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی در زمان جنگ توسط سپیده می‌دانند. سهیل اصرار دارد تا فرزند را به یک آسایشگاه تحویل دهند اما سپیده مخالفت می‌کند و...

بهترین دیالوگ ها:

هر کس یه ظرفیتی داره ...

تحمل همه آدمها در مورد همه چی یکسان نیست .

 

فروشنده(1395)

کارگردان:اصغر فرهادی

نویسنده:اصغر فرهادی

بازیگران:شهاب حسینی_ترانه علی دوستی_بابک کریمی و....

خلاصه داستان: روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانه‌ای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده می‌شود

بهترین دیالوگ ها:

– دانش آموز: آقا اجازه یه آدم چجوری گاو میشه؟ عماد(شهاب حسینی): به مرور

– کاش میشد این شهر رو خراب کرد و دوباره از نو ساخت… 

 

نفس(1394)

کارگردان:نرگس آبیاری

نویسنده:نرگس آبیاری

بازیگران:مهران احمدی_پانته آ پناهی_ساره نور موسوی و...

خلاصه داستان: قصه‌ی زندگی یک خانواده یزدی بین سال‌های 57 تا 62 است. روایتی از زندگی چهار کودک با نام‌های بهار، نادر، کمال و مریم که همراه پدرشان غفور و مادربزرگ در دهه 50 خورشیدی نفس می‌کشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد...

بهترین دیالوگ ها:

_نفس:با نخودا میخوای چیکار کنی؟

_مادربزرگ:میخوام بزارم سر قبر بابام،لا الله الا الله،خب چه کنم با نخودا میخوام آبگوشت بار بزارم.

_نفس:من یه نفرو دیدم که با نخود خودشو کشت.

_مادربزرگ:با نخود خودشو دار زد؟ خودشو انداخت تو نخودا خفه کرد؟آخه با نخودا چیکار کرد که خودشو کشت؟دِ همینه.خل شد رفت چند بار بگم نزار این بچه کتاب بخونه.

 

بوی پیراهن یوسف(1374)

کارگردان:ابراهیم حاتمی کیا

نویسنده:ابراهیم حاتمی کیا_داریوش مودبیان 

بازیگران:علی نصیریان_نیکی کریمی_جعفر دهقان و....

خلاصه داستان: پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آب‌های جنوب پیدا می‌شود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که راننده‌ی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم می‌رسد. آن‌ها به دنبال گمشده‌ی خود می‌گردنند...

بهترین دیالوگ ها:

دایی غفور(سر قبر یوسف):میدونی یوسف،میدونی چه کردی؟ من این حرفا رو به کی بزنم جز تو؟من تو گوش کی نجوا کنم یوسف،بی انصافه،بی انصافه،بی انصافهههه، خب خودتو به من نشون بده.من که میدونم این تو نیستی.تو کجایی یوسف؟.......

 

 

کاری از مسترز