به نام خدا، شب بود، لیزارد طبق روال هرشب، به پی ال فکر میکرد، به فکر این بود چگونه میتواند یک پی ال را برای همیشه در کنار خود داشته باشد. ناگهان با صدای بلند، برخاست اوه یسسسس همینهههههههه. چرا از اول این فکر به ذهنم نرسیده بود!!!!!!! فکر لیزارد چه بود؟؟؟؟؟ او میخاست سی ال خود را با یه بازیکنی که پی ال دارد عوض کند، ساعت ۱۲ شب از خانه بیرون زد و با سرعت زیاد خود را به خانه گیگزی رساند،در میزند، گیگزی فقط شلوارک به پا دارد، اه لیزارد چی میخای این نصف شب، سلام گیگزی، گیرم علیک سلام، چی میخای، بیا این سی ال مال تو گیگزی. ری اکشن گیگزی?????لیزارد از این ها در خانه ام دارم نمیخام. گیگزی تو که پی ال زیاد داری یکی رو به من بده این سی ال من رو ببر، گیگزی خطاب به لیزارد الان شوهرش برمیگرده برو بزار کارم رو بکنم، لیزارد مگه در خانه چه کاری داری انجام میدهی، گیگزی، لیزارد برو???? باشه خیلی بی معرفتی!!!! گیگزی خطاب به لیزارد، لیزارد، بله گیگزی میخای عوض کنی؟؟؟؟ نه نه نه، فقط خواستم بهت یه راهنمایی بکنم، اون هم اینه تو باید بری درب خانه کسی که سی ال نداره وفقط پی ال داره:) مثلا کی گیگزی؟؟؟؟ مثلا کانتونا:) اوه یسسسس چرا به ذهن خودم نرسیده بود، چون اگه داشتی که پی ال داشتی:) گیگزی در رو بست. لیزارد در دلش به گیگزی میگوید برو به جهنم کاش شوهرش زودتر برگردد، کارت نصف و نیمه باقی بمونه. لیزارد خوشحال از این راهنمایی گیگزی با لیزی به سرعت نور خود را به درب خانه کینگ رساند، در میزند، کینگ درب را باز میکند، چی میخای لیزارد الان وقت زنگ زدن، ببخشید اریک، ولی به خاطر یه مسئله آمدم که برای هر دوی ما خوب است، خب بگووووووو، باشه داد نزن، عصاب نداری ها،نه ندارم بگوووو فقط، ببین کانتونا تو سی ال نداری، من پی ال، خب بعدش؟؟؟ بیا عوض کنیم:) اریک کانتونا با صدایی طعنه آمیز خطاب به لیزارد، ببین دوست حسرتی من، اگر سی ال تو ارزشمند بود هیچوقت این موقع شب درب خانه من نبودی برای عوض کردنش با پی ال،حالا برو بزار من برم بخابم، برو پسرم. درب را میبندد، لیزارد همان جا با صدایی بلند میگوید نههههههههههههههههههههههههههههههههه، خدااااااااااااااااااااااااااااااا

?????داستان های لیزارد، این قسمت لیزارد سی ال فروش??????
۲۸۶ بازدیدسهشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۸:۳۶


