| دنیایش، تفاوتهایی با دیگران دارد. شبیه تاکتیکهایش در زمین. و سخنانش به ماریو گوتزه در شب فتح ماراکانا. تفاوتها، از داستان ورودش به آکادمی مربیگری فدراسیون فوتبال آلمان آغاز میشود. تنها آلمانی حاضر در دوره که لباس تیم ملی را نپوشیده. |

و بعدتر، انتخاب پسرانش در سال 2010.نسل تازه، بازیکنانی که به گفتهی خودش، قرار نیست رباتهای حرف شنو باشند. پسران جوان رو در روی کاپلو و دیگو. مردان فاتح برابر مسی و کریستیانو. برابر فرانسویها و برزیلی های نگونبخت. و بعد از ان. نزول. سقوط. پشت پا زدن به دستاوردها.... دنیای او اما فراتر از هر کدام از سالهای مربیگری اش در زمین فوتبال است. دنیای یوگی لوو...
پس از قهرمانی 2014، جایزهی ویژهی رسانههای آلمانی در سال 2015 به یواخیم لوو اهدا میگردد. به پاس "سبک رهبری و فلسفه بازی او، که تیم ملی را به سفیر برجسته یک آلمان مدرن، جهانی و دوستانه در سراسر جهان تبدیل کرده" جایزهای که قبلتر به افرادی نظیر کوفی عنان، یاسر عرفات، بوریس یلتسین، نلسون ماندلا، هیلاری کلینتون و دالایی لاما رسیده. یوگی در کنار کاپ جام جهانی ، روی سن سالن بادن بادن. صحبت از بازیکنان خود... "

" آنها در برزیل و آفریقای جنوبی، سفرای خوبی برای کشور آلمان بودند. وزرای خارجهی آلمان. پسرانی که بدون نگاه به رنگ پوست، نژاد و... بر پایهی تواناییهایشان لباس آلمان را میپوشند... "
و یوگی، پا را از مرزها فراتر میگذارد:
" تنها در چند هفته سه میلیون لباس با نشان عقاب مانشافت فروخته شده. 75میلیون نفر، مستند مانشافت دربارهی جام جهانی را تماشا کرده اند. نه به خاطر ارزش مادی اینها که به علت حس همذات پنداری مردم دنیا با تیم ملی آلمان. اما این همهی ماجرا نیست...

به دنیا نگاه کنید. به کشمکشهای همیشگی میان فلسطین و اسرائیل. درگیری میان اکراین و روسیه، مرگ 270 هلندی در سقوط هواپیما، فرار شش میلیون نفر در اثر جنگ در سوریه... نگاه کنید که سال جدید چطور آغاز شده... حملهی تروریستها به پاریس. و ما، در زمین فوتبال جایگاهی یافتیم که میتوان با بهره گیری از آن، به جنگ این بحرانها رفت. مقابله با نژادپرستی، یهودستیزی، بیگانه هراسی و خشونت... به همین دلیل این جایزه برای نه پایان یک هدف، که انگیزهای برای ادامه راه است. به امیدی که روزی آلمان در تمام این زمینه ها قهرمان جهان باشد... "



