صحبت های سعید الهویی دارای سه بخش اصلی و یک بخش پرسش و پاسخ است. در پارت سوم، صحبت های مهمی در خصوص Game model عنوان شده است.

قسمت های قبلی:

طرفداری میزبان چهره های فنی و علمی فوتبال؛ لیگ بیست و یکم روی میز تاکتیک

سعید الهویی در میز تاکتیک طرفداری؛ از شاخص Packing تا xG، بررسی کیفیت فنی لیگ؛ قسمت اول

سعید الهویی در میز تاکتیک طرفداری؛ از تعریف low-block تا پست های در حال انقراض / قسمت دوم

به گزارش طرفداری، صحبت های سعید الهویی را می توانید ببینید:

 

سلام مجدد خدمت دوستان و همراهان که با رسانه طرفداری همراه هستند. خیلی خوشحالم که رسانه طرفداری این فضا را فراهم کرده تا برخلاف رسانه های معمول کشور، با همدیگر بتوانیم حرفه ای و تخصصی تر راجع به فوتبال صحبت کنیم. از همکارانم، مربیان، مدیران و حتی داوران دعوت می کنم تا در این بحث ها شرکت کنند تا حاصل آن روشن شدن فضای فوتبال باشد تا درکمان از فوتبال بالاتر رود. وقتی درکمان بالاتر برود، دیگر همه چیز را صرفا نتیجه نمی بینیم.

اجازه بدهید از همین جا شروع کنم. نتیجه. طبیعتا هرکدام از ما بازی می کنیم تا برنده شویم چه در فوتبال چه هر بازی دیگر. طبیعتا در هرکجای دنیا، پیروز شدن، موفق شدن و قهرمان شدن، اصلی ترین شاخصه موفقیت یک تیم و گروه نامیده می شود. طبیعی است که در فوتبال ایران نیز همین وجود دارد اما یک نکته وجود دارد که خیلی مهم است. ممکن است تیم هایی وجود داشته باشند که ببرند و صدر جدول باشند و بر اساس شاخصه بردن، تیم های موفق نامیده شوند اما لزوما تیم های موفقی هستند؟ آن چیزی که به مربیان و مدیران کمک می کند تا بتوانند عملکرد یک تیم را در واقع ارزش گذاری کنند و به این سوال جواب دهند که آیا تیم موفق است و نتایج ادامه دار هستند و چند سال عملکرد تیم موفق خواهد بود، نه صرفا بر اساس نتایج بلکه براساس عملکرد فنی تیم سنجیده می شود. برای اینکه عملکرد فنی تیم را بسنجیم، اول باید به یک واژه مهم بپردازیم. گیم مدل. بیایید راجع به فوتبال اروپا صحبت کنیم. وقتی تیم های اروپایی و مربیان را به عنوان سطح اول در فوتبال دنیا بررسی می کنیم، به یک اشتراکات فنی در رفتارهای حرکتی تیم ها می رسیم. رفتارهای حرکتی یک تیم به صورت تیمی، گروهی و فردی یک الگوی مشخص دارد. به طور مثال، تیم منچسترسیتی با گواردیولا، وقتی وارد زمین می شود و شما به عنوان هوادار بازی اش را می بینید، اولین انتظاری که دارید چیست؟ تایم زیادی از بازی توپ دستش باشد. انتظار دوم چیست؟ وقتی حرفه ای تر نگاه می کنید، جایگاه و موقعیت وینگرها، دفاع های کناری تیم و هافبک ها در مدل بازی ای که بازی می کنند. wide winger، inverted winger، central midfielder. وینگرهای لب خط، دفاع کنارهایی که داخل به عنوان مدافع کناری درونگرا بازی می کنند و هافبک های میانی مثل گوندوعان که بین خطوط بازی می کنند. یعنی وقتی شما وارد یک زمین محلی می شوید و بازیکنان منچسترسیتی با کاورهایی غیرمرتبط در زمینی 11 نفره می ایستند، اگر اشنایی نسبت به مدل بازی پپ گواردیولا داشته باشید می گویید این تیم، تیم گواردیولا است. این اتفاقی است که در بارسلونا سال ها رخ داد. این اتفاق در زمان ونگر سال ها در آرسنال رخ داد. این اتفاق در منچستریونایتد با الکس فرگوسن رخ داد. در چلسی با توخل می افتد، در رئال مادرید با زیدان سالها رخ داده. هرکدام از این ها گیم مدل خود را دارند و تیم خود را بر اساس این گیم مدل تشکیل و توسعه داده و بازی می کنند. وقتی شما این مسیر را برای تیمت تعریف می کنی، به عنوان مدیر و کارشناس و هوادار راحتتر می توانی عملکرد تیمت را بسنجی. ممکن است روزی پیروز شوی ولی هیچ تناسبی بین نحوه گیم مدل و بازی ات وجود نداشته باشد. ممکن است تیمی صدرنشین باشد ولی با یک دنیا ستاره و امکانات، هیچ مدل و کیفیت فنی مشترکی بین بازیکنان در زمینه تیمی، گروهی و فردی نبینی. ممکن است آن تیم قهرمان شود ولی مطمئن باشید اگر تیمی بدون گیم مدل مشخص در تورنمنت طولانی مانند لیگ های داخلی قهرمان شود، دورنمای مثبتی ندارد. هیچ وقت در طول تاریخ نداشته است. شما در لیگ خودمان می توانید از این نوع تیم ها در طول تاریخ پیدا کنید. تیم هایی که گیم مدل مشخصی نداشته ولی در طول یک فصل قهرمان شده اند ولی فصل های بعد سقوط کرده اند. حتی در فوتبال اروپا نیز می توانید به این موضوع برسید. تیم هایی که گیم مدل خوبی نداشته اند و توسعه شان مشخص نبوده و با وجود قهرمانی، پدیده شدن و سهمیه گرفتن، فصل های بعد سقوط کرده اند. اما می توانید تیم هایی را پیدا کنید که با بودجه پایین، بازیکنان متوسط به دلیل داشتن گیم مدل مناسب و توسعه آن، سال ها خود را در یک سطح نگه داشته اند. حتی جدایی بازیکنان به آن ها ضربه نزده و حتی مسیرشان را قوی تر کرده است. به باشگاه دورتموند نگاه کنید. در سال های اخیر می توانید به آتالانتا نگاه کنید. این تیم ها گیم مدل خود را دارند. قهرمان نیستند ولی مسیرشان مشخص است. تیم سویا گیم مدل مشخص دارد. استعداد را بر اساس گیم مدلش جذب کرده و توسعه می دهد و بر همین اساس بازی می کند و یک جاهایی موفق می شود و خودش را مطرح می کند. استعدادی که تبدیل به ستاره شده را می فروشد، پول وارد مجموعه می شود و دوباره یک استعداد دیگر می آورد و توسعه می دهد. بهترین ورژن توسعه و استقلال یک استعداد براساس گیم مدل، باشگاه بارسلونا است. یک مثال معروف وجود دارد که می گفت شما در هر زمین لاماسیا قدم بزنید و بازی هر تیم هر رده سنی این باشگاه را ببینید، احساس می کنید دارید بازی تیم اصلی را می بینید. یعنی یک گیم مدل مشخص که توسط تیم اصلی اجرا می شود، دارد در تیم های پایه نیز بر اساس استعدادیابی، تمرین و توسعه اتفاق می افتد. به همین دلیل بر اساس این گیم مدل، ژاوی، اینیستا، فابرگاس، تیاگو و رافینیا آلکانتارا و پدری از لاماسیا رشد می کنند.

یکی از مشکلات بزرگ در فوتبال ما، این است که نگرش درستی نسبت به گیم مدل نداریم. بخشی از آن به این برمی گردد که در فوتبال ثبات نداریم. طبیعتا طراحی و اجرای گیم مدل نیاز به زمان دارد. شما باید رده های پایه را با تیم بزرگسالان هماهنگ کنی. تیم بزرگسالان زمان داشته باشد تا بتواند قدم به قدم پیش برود و گیم مدلش را توسعه دهد. در فوتبال ایران، زمان بزرگترین دشمن انتخاب، توسعه و اجرای گیم مدل در باشگاه ها است. در کل نجات فوتبال ایران از شرایط کنونی که راجع به آن صحبت کردیم که چقدر در زمینه مالکیت و پاس ضعیف هستیم، بخشی از آن به انتخاب و توسعه گیم مدل برمی گردد که نیاز به زمان دارد. در واقع باشگاه ها و مدیران باید به این ذهنیت برسند که باید یک دورنمایی برای تیمشان در نظر بگیرند که آن دورنما تبدیل به شاخص شود تا تیم را بر اساس آن شاخص ها و نه صرفا نتایج بسنجند. چون خیلی از زمان ها هست تیم شما کیفیت خوبی ارائه می کند ولی نتیجه در بازه زمانی کوتاه یا متوسط مطابق بر آن کیفیت نیست. آنجاست که آن تیم ها دچار تصمیمات اشتباه شده و زمان را از مربی می گیرند و توسعه گیم مدل ادامه نمی یابد.

وقتی راجع به شاخص های فوتبال دنیا صحبت می کنیم مثل مهاجم کاذب، فول بک، چرخش های سیستمی که تیم ملی فرانسه به عنوان قهرمان جام جهانی 2018 یکی از بهترین تیم ها در این زمینه بود، تمام این ها نیازمند زمان، توسعه و آموزش و این پروسه همیشه در حرکت است. وقتی زمان در اختیار مربی و باشگاه قرار ندهید، مربی خواه ناخواه ذهنش به سراغ میانبرها می رود. یعنی زمان ندارم بازی مالکانه ام را توسعه دهم، زمان ندارم ایجاد موقعیت و ساخت بازی از عقب زمین را توسعه دهم. پس چه کاری کنم؟ می روم کاری که زمان کوتاه مدت نیاز دارد را انجام دهم. یک ساختار دفاعی فشرده، ضد حمله و ضربات ایستگاهی و این طور می شود که سهم ضربات ایستگاهی و ضدحمله در فوتبال ما بیشتر می شود. تیم ها خود به خود در ایجاد بازی مالکانه و موقعیت دچار مشکل هستند و حالا با ساختار فشرده تر و عقب تر مواجه اند و مشکلات شان دو چندان می شود. یعنی گلوله برف از بالای کوه راه افتاده که اشکال بازی مالکانه، Packing و ایجاد موقعیت و گلزنی است. هرچه رو به پایین حرکت می کند، بزرگتر می شود زیرا ما سعی می کنیم برای فرار از مشکلات، راه میانبری انتخاب کنیم که خود به خود دارد به فوتبال ایران ضربه می زند. این ضربه خودش را در سال های آینده بیشتر نشان خواهد داد. برداشتی که من به عنوان یک پژوهشگر نه یک عضو جامعه فوتبال دارم، فکر می کنم این مسیر بسیار نزولی و رو به پایین است. هرچه می گذرد، به دلیل این فیدبک منفی که ایجاد شده، ما در سال های آینده ساختار تهاجمی ضعیف تری خواهیم داشت. مطمئنا سال بعد موقعیت های گلزنی و گل های زده کمتری خواهیم داشت و این فیدبک منفی و نزولی متوقف نمی شود تا زمانی که مدیران، مربیان و کارشناسان و جامعه هواداری و رسانه ها نگرش مثبتی نسبت به این جریان پیدا کنند که عملکرد مربیان و تیم ها را صرفا برا اسا نتایج نسنجند. نتایج بخش مهمی از فوتبال است و فوتبال نیز یک بازی است اما رسانه ها و کارشناسان و مدیران و هواداران باید نگاه بلندتری نسبت به تیم ها و نتایج داشته باشند. تیمی که بتواند از گرایش های روز استفاده کند، تلاش کند تا فوتبال مالکانه را توسعه دهد، تلاش کند تا ایجاد موقعیت را در فوتبال توسعه دهد، مطمئنا به فوتبال ایران کمک بیشتری می کند تا تیمی که با دفاع فشرده، ضربات ایستگاهی و ضد حمله در 5-6 تیم بالای جدول باشد.

باید نگرش و نگاهمان را به فوتبال تغییر دهیم اگر بخواهیم فوتبالمان تغییر کند. بخشی از آن در اختیار و بخشی از آن خارج از دست ماست. سعی کردم راجع به بخشی از راجع به ماست بیشتر صحبت کنم تا نگرش مثبت و جدیدتری نسبت به آن پیدا کنیم و فوتبال را از این دریچه نگاه کنیم. خوشحال می شوم این مباحث با دوستان در حوزه رسانه، همکاران در مربیگری و حتی هواداران فوتبال ادامه یابد تا بحث کنیم و چالش داشته باشیم. فارغ از اینکه چه اسمی داریم، با این مباحث بتوانیم تلنگری به فوتبال و ذهنیت فوتبال ایران بزنیم تا از این مسیر نزولی فرار کنیم زیرا که آینده ما در گروی این عشقی است که تمام زندگی ما را پر کرده است. خیلی خوشحالم و ممنونم از رسانه طرفداری.