ایده هدایت کننده اصلی یک بازی شطرنج چیست؟ آیا می توانید به این سوال پاسخ دهید؟ واقعاً عجیب است که پس از خواندن این همه کتاب، اکثر بازیکنان نمی توانند به این سادگی پاسخ دهند...

پاسخ :

ACTIVITY( فعالیت ) : دلالت بر تعداد مربع های تحت کنترل نیروهای شما دارد .

برای مثال یک اسب در h1 دو مربع را کنترل می کند :

 

در حالی که یک اسب در e4 هشت مربع را کنترل می کند :

 

فعالیت اسب در e4 بیشتر است. ما می توانیم هر موقعیتی را با استفاده از روش مشابه ارزیابی کنیم.

 

پوزیسیون بعدی ( نوبت سفید ) :

 

در اینجا وضعیت پیچیده تر است. با این حال، ما هنوز هم می توانیم مقدار مربع ها را محاسبه کنیم... به هر حال، برنامه های کامپیوتری اینگونه شطرنج بازی می کنند. به عنوان مثال، می تواند آن را محاسبه کند : سفید 2 مربع بیشتر از سیاه را کنترل می کند (در یک موقعیت خاص) و به شما نشان می دهد ارزیابی +2 (یا +0.2) البته این ساده سازی نحوه کار کامپیوترها است، اما به طور کلی درست است. با اتخاذ این تکنیک عالی تفکر برنامه های کامپیوتری، ما نیز باید به دست آوریم ( قدرت زیادی در این فرآیند وجود دارد ) ممکن است استدلال کنید: "هی، اما محاسبه تمام مربع ها برای من زمان زیادی می برد." بله، اما شما نیازی به انجام آن ندارید. برخلاف کامپیوتر، ما شهود داریم. به عنوان مثال، در این وضعیت سفید آشکارا فعال تر است. شما می توانید آن را به طور شهودی بلافاصله متوجه شوید .

خوب، حالا ما فهمیدیم که ایده اصلی یک بازی شطرنج ACTIVITY است. حالا وقتتشه به مرحله بعد بریم. چه چیزی میزان فعالیت را تعیین می کند؟ قبلاً دیدیم که موقعیت یک مهره تعیین کننده فعالیت آن است. برگردید به اولین مثال با اسب ها، می‌توانیم ببینیم که اسب در e4 مربع‌های بیشتری را کنترل می‌کند به نسبت اسب در h1. بنابراین موقعیت یکمهره اولین عاملی است که فعالیت آن را تعیین می کند. اما فراموش نکنیم، تعداد مهره ها نیز مهم است.

بنابراین 2 عامل عمده وجود دارد که فعالیت را تعیین می کند: (1) تعداد قطعات شما (2) موقعیت قطعات شما شطرنج بازان معمولاً اولین عامل را متریال می نامند. داشتن مزیت در فاکتور اول یعنی ما در متریال مزیت داریم. موقعیت قطعات شما معمولاً "ACTIVITY" نامیده می شود و استفاده از همان اصطلاح منطقی است.

این ما را به یک قانون استراتژیک بزرگ می رساند: شما باید موقعیت شطرنج را بر اساس 2 عامل ارزیابی کنید : یک متریال و دو فعالیت. بله، به همین سادگی است. الگوریتم های ارزیابی 10 مرحله ای را که در شطرنج می خوانید فراموش کنید هیچ کس نمی تواند چنین طرح های پیچیده ای را در واقعیت پیاده کند. و هیچ کس آن را انجام نمی دهد...

باشه بریم جلو این 2 عامل مطمئناً بسیار مفید هستند، اما بیش از حد کلی هستند. آنها قوانین دقیق بازی را به شما نمی دهند. به همین دلیل است که باید عملی تر باشیم اصول مبتنی بر این عوامل کلی است.

به پوزیسیون زیر نگاه کنین ( نوبت سفید ) :

 

سفید در این وضعیت h5 بازی کرد سیاه باید چیکار کنه ؟

اصل متریال: اگر می توانید مهره را بزنید، آن را بزنید! مطمئناً سیاه باید پیاده را بگیرد g.h

ضمنا این یکی از بازی های قدیمی من است و باید به تصمیم احمقانه ام اعتراف کنم. در عوض g5 بازی کردم ، البته من g.h را محاسبه کردم، اما فکر کردم که سفید می تواند a7 و سپس f4 را بازی کند و شاه را به e6 بیاورید. این یک zugzwang برای سیاه و سفید برنده خواهد شد. به همین دلیل g5 بازی کردم. با این حال، آن  نقاط ضعف سیاه را در h6 و f5 نشان داد و من باختم .

اگرچه در آن زمان در استاد بین المللی بودم، اما اصول استراتژیک را نمی فهمیدم ، به جای محاسبه خطوط و تغییرات 20 حرکت جلوتر، باید به سادگی از اصول پیروی می کردم :

اصل متریال: اگر می توانید مهره را بزنید، آن را بزنید!

اصول استراتژیک پایه عوامل اولیه هستند. اول از همه باید آنها را دنبال کنید. آنها به شما اجازه می دهند حرکات مناسب را به راحتی پیدا کنید. حدس می‌زنم این کورچنوی بود که گفت: هرچه درک موقعیتی عمیق تری داشته باشید ، به مقدار کم تری محاسبات نیاز خواهید داشت .

در این مثال سفید بعد از :

1…gh 2.a7

واقعاً یک طرح برنده دارد که قبلاً ذکر کردم. با این حال، سیاه می تواند آن را با بازی :

2…h4 3.gh f4

متوقف کند. و این یک تساوی است. من اکنون این آخر بازی را تحلیل نمی کنم. من فقط می خواهم شما بفهمید که اصول قدرتمند موقعیتی  چقدر مهم هستند. ابتدا باید روی آنها تمرکز کنید و به آنها اهمیت دهید .

عامل دوم (که فعالیت است) موضوع بسیار پیچیده تر و جالب تری است. آن را در درس بعدی  تحلیل می کنیم...

منبع : 

SMIRNOV’S GRANDMASTER POSITIONAL UNDERSTANDING