جایگاه و ارزش یه روشنفکر به دامنه تاثیرشه....

هرچه مخاطبانش متعلق به ادوار مختلف تاریخ و گستره جغرافیایی وسیع تری باشن جایگاهش بالاتره؛ چرا که روشنفکر حقیقی دغدغه بشریت داره و جهان وطنه، در نتیجه میراثش زمان و مکان محدود نداره.... در ایران صادق هدایت یه نمونه بارز محسوب میشه؛ امروز دیگه کسی سراغ شریعتی و آل احمد نمیره ولی هدایت همچنان خواننده داره....چرا؟ چون تاریخ مصرف ایده هاش و افکارش تموم نشده و هنوز موضوعیت داره؛ جالبه با اینکه هدایت معاصر یکی از حساسترین ادوار تاریخ معاصر ایرانه، در متن رخدادها به سر برده و از لابلای آثار و نامه های شخصیش میشه پی برد صاحب نظر و به روز هم بوده ولی جای اینکه وقتشو صرف جریانات گذرا کنه، به مسائل و معضلات ریشه ای تری پرداخته که امروزه که سهله صدسال دیگه هم در جامعه ایران موضوعیت خواهد داشت؛ در سطح جهانی هم نمونه یه روشنفکر متعالی آلبر کامو بود...متفکر بزرگی که در جو پاریس داغ پسا جنگ جهانی در اقلیت به سر برد و سروصدایی نداشت ولی امروزه که حتی امثال سارتر دیگه کهنه به نظر میرسن «بیگانه» کامو همچنان جزء سه اثر پرفروش هرساله... روشنفکرحقیقی فراتر از روزمرگی ها می اندیشه؛ جای اینکه در اخبار روزمره و زودگذر غرق بشه که فلان سلبریتی چیکار کرده!! ارز 4200 تصویب شده!! فلان کشور کودتا شده!! به دغدغه های اصیل و معضلات ریشه ای بشریت مثل جمعیت خشونت، محیط زیست...میپردازه که ریشه تمام مصائبن؛ بعبارت دیگه روشنفکر حقیقی مثل عقابیه که از فراز آسمون تصویر بزرگو میبینه و به مسائل کلان و عمیق میپردازه جای اینکه پرنده ای باشه که ازین شاخه به اون شاخه میپره....

هرچند حفظ این تمرکز و رویکرد در عمل سخته واساسن یکی از دلایل عمده کمبود روشنفکر در ایران اینه که از بس فرازونشیب و تلاطم سیاسیو اجتماعی داشتیم که همه افتادن به روزمرگی!!