هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم نگران تو هستیم.آن قدر چشممان ترسیده است که حفظ همین ثبات نسبی و آرامش موجود برای مان باورنکردنی و شکننده است. ما در هشت سال گذشته انگار خانواده ای بودیم که پدر و مادرمان را از دست دادیم.خانه ی ما تا مرز ویرانی و زوال کامل پیش می رفت تا تو دوباره از راه رسیدی.این بار پدر نبود تا با همان متانت ،صبوری و وقار استقلال را از چنگ آدم های پلید داستان بیرون بکشد و دوباره منزل مان را آباد کند.اما فرزند کوچک خانواده نمی خواست نابودی خانواده ش را ببیند. فرهاد عزیز، سنگینی وظیفه ی تو را می دانیم و تا سر حد توان کنار تو ایستاده ایم. ما به تو ایمان داریم چون تو از جنس خود ما هستی.از جنس ما آتش به جان گرفته ها و عاشقان استقلال بزرگ. نمی خواستم فضا را احساسی و سانتی مانتال نشان دهم ولی مگر می شود از استقلال و تو نوشت ولی احساسی و عاطفی نشد. مگر از قهرمانی استقلال با تو در این دنیا،اتفاق بهتری هم داریم؟ قلم های آلوده می خواهند از کلمات تو فتنه و بلوا درست کنند ولی خدا تو را بغل کرده است که همیشه تیرشان به سنگ می خورد.خرداد که از راه برسد آسمان ایران آبی می شود، این را قلب های عاشق گواهی می دهند.

#یادگار حجازی

#شاگرد پورحیدری