خوشا سپیده‌دمی باشد آنکه بینم باز

رسیده بر سر الله اکبر شیراز

 

بدیده بار دگر آن بهشت روی زمین

که بار ایمنی آرد نه جور قحط و نیاز

 

نه لایق ظلماتست بالله این اقلیم

که تختگاه سلیمان بدست و حضرت راز

 

هزار پیر و ولی بیش باشد اندر وی

که کعبه بر سر ایشان همی کند پرواز

 

به ذکر و فکر و عبادت به روح شیخ کبیر

به حق روزبهان و به حق پنج نماز

 

که گوش دار تو این شهر نیکمردان را

ز دست ظالم بد دین و کافر غماز

 

به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا

که دار مردم شیراز در تجمل و ناز

 

هر آن کسی که کند قصد قبةالاسلام

بریده باد سرش همچو زر و نقره به گاز

 

که سعدی از حق شیراز روز و شب می‌گفت

که شهرها همه بازند و شهر ما شهباز

 

❤ سعدی جان ❤

 

? قصاید سعدی / دیوان اشعار ، قصیده ۳۱ در وصف شیراز ?

 

❤ بر خاک روح بخش شیراز درود❤