|
بارسلونا--ناپولی و داستان سفر دیگو از بارسلونا به ناپل دیگو high بود. بالای بالای. پس از مصرف کوکایین در حمام خانهاش در بارسلونا "ناگهان صدای در را شنیدم. دالما بود. مادرم....." |
دیگو اعتراف میکند که مصرف کوکایین را از همان زمان آغاز کرده. سال 1982. چند ماه پس از جام جهانی 82 و شکسته شدن رکورد جهانی نقل و انتقالات توسط او. 5 میلیون پاند در ازای بازی برای باشگاه بارسلونا. دیگو خیلی زود جایش رادر نوکمپ پیدا میکند. 13 بازی و 6 گل. ارتباط نزدیک با نیکولا کاساوس معاون ریاست باشگاه. همه اما با او آنقدرها هم مهربان نیستند. ادو لاتک، مربی منضبط آلمانی و قهرمان پیشین اروپا با بایرن از بی نظمیهای دیگو به ستوه میآید. آنقدر که برای یکی از مسابقات، لاتک مجبور میشود بدون دیگو سفر کند. به علت تاخیر مارادونا!!!

آمارهای درخشان و شروع طوفانی در دسامبر رو به افول میگذارد. با تشخیص نوعی از هپاتیت در بدن دیگو که منشا آن مصرف تفریحی مواد مخدر است. در ماه مارس و با وداع لاتک، منوتی، هموطن دیگو روی نیمکت بارسا مینشید. تغییراتی در تمرینات باشگاه از صبح به بعدازظهر. چیزی که به دیگو کمک میکند زیرا اثر مصرف شبانهی مواد تا عصر از بین میرود! دیگو اما تغییری در زندگی خود نمیدهد یکی از اعضای تیم دربارهی رفتنش به خانهی مارادونا میگوید:
"آنجا همیشه غذا روی میز بود. و یک دختر در اتاق خواب. یک روز کمک مربی برای سر زدن اتاق دیگو به آنجا رفته بود و چیز عجیبی دیده بود. دیگوی برهنه در کنار دوست دخترش کلودیا و یک سگ چی واوا در هال مقابل تلویزیون در حال تماشای فیلم پورن!!!"

دیگو، مورد غضب مسئولان بارساست. حتی پس از فتح دو جام اسپانیا در رقابت مستقیم با رئال مادرید. در سال 1983. دیگو، به همراه برند شوستر برای بازی خداحافظی پل برایتنر کاپیتان ژرمنها دعوت میشود اما ژوزف نونیز رئیس وقت بارسلونا با گرفتن پاسپورت او اجازهی سفر دیگو را نمیدهد آخرین برگ درگیریهای او با مدیران بلوگرانا:
"من به اتاق او رفتم اما نونیز گفت که پاسپرتت را نمیدهم. من هم جواب دادم اگر میخواهی این جامهای کریستالی زیبا در دفترت سالم بماند آن را به من بده!!!"

گرفتن پاسپورت، آخرین حلقهی پیوند ستارهی یاغی در نوکمپ است. پرواز از کاتالونیا به سیسیل... نوشته شدن برگهای تازهی زندگی دیگو مارادونا با لباس آبی رنگ تیمی آن پایین جدول سری آ. یاغی بارسلونا، پادشاه ناپولی... تماشای جدال بارسا--ناپولی در آسمانها گوارای وجودت پسر...




