انگار همین دیروز بود که آبی ها آخرین بار در یک فصل خیره کننده ، فوتبال بریتانیا را به تسخیر خود درآوردند و مردم در جای جای انگلستان از دروگبا ، تری ، بالاک و لمپارد حرف میزدند. فصلی که کارلتو جام را بالای سر برد و انگلستان سرتاسر آبی شد. چلسی تیم اول و امید اول جزیره در اروپا به شمار میرفت و جور ضعف سایر تیم های انگلیسی را میکشید. اما هواداران چلسی به خصوصیات فردی آنچلوتی کاملا آگاه هستن. مردی ترسو و محافظه کار که آینده را فدای زمان حال میکند و تنها اولویتش حفظ موقعیت شغلی خودش هست. این را از تعداد تیمهایی که عوض کرده میشود فهمید.
اتفاقی که نباید میفتاد افتاد و این عدم آینده نگری باعث شد تیم ثبات و اقتدارش را کاملا از دست بدهد و ضررهای مالی پشت سر هم حوصله پدرخوانده ی چلسی را سر برده بود. رومن میدونست که تیمش یا به قول خودش بچه ش به یه پدر دلسوز نیاز داره نه فقط یک رئیس مثل کارلتو ... تیمی که از عدم آینده نگری کارلتو از هم پاشیده بود و حتی قهرمانی در اروپا هم نتوانست ثبات را به بریج برگرداند تنها به دست یک نفر میتوانست نجات پیدا کند.
جراحی بزرگ انجام شد و بعد از اینکه تیم زیر نظر بهترین مربی جهان از دوره ی گذار عبور کرد اکنون به تکامل نزدیک تر است. غرش آبی ها ، دشمنان پر شمار چلسی در داخل و خارج از بریتانیا را حسابی به رنج آورده است. رسانه ها و مطبوعات سعی در پیدا کردن کوچک ترین نقطه ضعف های تیم بی نقص مورینیو دارند تا آن را بزرگنمایی کنند. تساوی مقابل شالکه و خلق و خوی جنگنده ی کاستا را به باد انتقادات گرفتند اما خودشان هم میدانن این چلسی به آسانی متوقف نخواهد شد.
به آتش کشیدن اورتون در گودیسون پارک و نمایش خیره کننده مقابل آرسنال آنهم در شرایطی که شاگردان ونگر حتی یک ضربه هم به چهارچوب نداشتند همچنین در اختیار داشتن بهترین خط حمله با 21 گل زده در 7 مسابقه ! اصلا خوشایند طرفداران دیگر تیم ها و مطبوعات نخواهد بود. حمله فیزیکی ونگر به مورینیو و انتقادات بی اساس جیمی کرگر به عنوان کارشناس فوتبال کاملا این را اثبات میکند. اما حس و حال طرفداران چلسی متفاوت است ، آنها بعد از مدت ها احساس آرامش کرده و به ثبات تیمشان افتخار میکنند. چلسی یک خانواده ی واقعی است و به زودی به تیمی تبدیل میشود که همواره یک پای فینال لیگ قهرمانان است و افتخارات بی شماری در انتظار اسمتفوردبریج و آبی دل ها خواهد بود. ما تیمی خواهیم بود که سال های بعد رئال مادرید و بایرن مونیخ بحران زده ی آن زمان ، ما را الگوی مدیریتی خود قرار میدهند.