|
باب ویلسن، دروازهبان پرافتخار آرسنال در دههی 60 و 70، از ملاقات با دوستارهی بزرگ آژاکس و بنفیکا میگوید: یوهان کرویف و اوزه بیو |
یوهان وقتی با شما صحبت میکرد، همیشه سرش را بالا میگرفت. نه به نشانهی تکبر. او ذاتا یک انسان با اعتماد به نفس بود. با این وجود، و با وجود شهرت و محبوبیتش، تواضع فراوانی داشت. چیزی که من دوستش داشتم. ما با هم پس از جدال آژاکس و آرسنال در سال 1970 دوست شدیم. دو سال بعد آنها در جام اروپا ما را شکست دادند و چندبار هم در بازی دوستانهی هلندو اسکاتلند من با او روبرو شدم. داستان این عکس اما به تابستان همان سال باز میگردد. ساحل آلگاروه در جنوب پرتغال:
هر دوی ما به همراه خانواده برای تعطیلات به آنجا رفتیم. هر روز پیرامون فوتبال و وقایع آن با هم گپ میزدیم. یک روز وقتی مشغول تفریح کنار ساحل با توپ فوتبال بودیم، اوزه بیو هم به ما ملحق شد. قرار شد عکسی بگیریم و خدا را شکر که من لباس مناسبی داشتم. آن دو نفر شبیه تارزان شدند! من عکس را در آلبوم شخصی خودم نگه داشتم. سالها بعد، یوهان عکس را برایم فرستاد و زیر آن نوشت:
آرزو نمیکنی بدنی شبیه من داشتی؟
یک شوخی از طرف دوست شما، یوهان کرویف
اگر از یک هنرمند بخواهید که پیکری برای شما بتراشد احتمالا یکی از آن دو نفر را خواهد ساخت. ساق پاهی باریک یوهان، و در مقابل آن قدرتی فزاینده در رانها. چیزی که او مثل یک ماشین جگوار پرشتاب میکرد.



