حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخواندهاند مگر سرو را که ثمرهای ندارد، در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمرهای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان! بر آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد! گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد! گلستان سعدی ، باب هشتم ، در آداب صحبت ، حکمت 107.

حکایتی زیبا و آموزنده از حضرت سعدی
۲۸۱ بازدیدشنبه ۰۷ اسفند ۱۴۰۰ - 0۷:۲۰
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


