بسیاری فرگوسن را تنها با دوران حضورش در منچستریونایتد به یاد می آورند اما او پیش از آن با آبردین نشان داده بود که چطور می‌تواند یک تیم متوسط را به رقیبی برای بهترین‌های اروپا تبدیل کند.

نشریه معتبر فورفورتو در (ژوئن 2020)، فهرست 100 مربی برتر تاریخ را اعلام کرد که مطمئنا مانند هر انتخاب دیگری، موافقان و مخالفی خواهد داشت . اما آنطور که خود این نشریه نوشته ، در رده‌بندی این مربیان ، به نوآوری‌های آنها در مسائل تاکتیکی ، نحوه مدیریت بازیکنان و مهم‌تر از همه. ، جام‌هایی که آنها بردند ، توجه شده است. . این قسمت آخرین این مجموعه است که به معرفی بهترین مربی تاریخ از نگاه این نشریه اختصاص داد؛ سرالکس فرگوسن، سرمربی افسانه‌ای شیاطین سرخ…

 

شش دیداری که فرگوسن را به قله فوتبال رساند... 

 

ایست استرلینگ شایر 2-0 فالکرک (1974)

 

اولین نتیجه بزرگ الکس فرگوسن به عنوان مربی با انگیزه‌ انتقام به دست آمد. فرگوسن یک سال قبل در فالکرک به عنوان بازیکن- مربی انتخاب شد تا اولین روزهای ورودش به دنیای مربیگری را تجربه کند. سپس جان پرنتس به عنوان سرمربی جدید باشگاه انتخاب شد و به فرگوسن جوان گفت که دیگر نیازی به حضور او نیست. فرگی بعدتر در این باره گفت:” برای او سخت بود که در چشم‌های من نگاه کند.” پیوستن این بازیکن اسکاتلندی به آیر (Ayr) با مشاجره همراه شد چرا که پرنتیس تلاش می‌کرد دستمزدی که فرگوسن فکر می‌کرد حقش است، به او پرداخت نکند.

 

آلی مک‌کلود، سرمربی آیر – سرمربی آینده تیم ملی اسکاتلند در جام جهانی 1978 – به ایست استرلینگشایر پیشنهاد کرد که فرگوسن 32 ساله را به عنوان سرمربی جدید خود استخدام کند. او پیش از آن در یک مصاحبه کاری در تیم کویینز پارک که در درسته دوم حضور داشت، رد شده بود. او بعدها اظهار داشت:” من تسلیم اعصابم شدم.” ایست استرلینگشایر در فصل پیش از آن در انتهای جدول لیگ دسته دوم بود. وقتی فرگوسن به این تیم پیوست، تنها 8 بازیکن در فهرست این تیم بودند و دروازه‌بانی را نیز در اختیار نداشتند. با این حال او به آنها کمک کرد که در اولین بازی شکست 0-3 در فورفار را با تساوی عوض کنند. این تیم به لطف سبک طوفانی سرمربی‌اش، در اوایل اکتبر در رده سوم جدول رده‌بندی ایستاده بود.

 

بابی مک کالی، مهاجم تیم، درباره او گفت:” او از همان ابتدا یک لعنتی ترسناک بود.” جیم میکن، هم تیمی او، بعد از این‌که به مربی گفت که با یکی از مدیران باشگاه برای تعطیلات آخر هفته به بلک پول می‌رود و به همین دلیل نمی‌تواند در تمرینات روز دوشنبه حاضر شود، از تیم کنار گذاشته شد. پاسخ فرگوسن به او این بود:” حتی اگر با ملکه هم بروی برای من اهمیتی ندارد.” سپس زمان رویارویی با فالکرک و پرنتیس رسید که به تازگی سقوط کرده بودند. ایست استرلینگشایر، که در همان شهر قرار داشت، 70 سال بود که موفق به شکست دادن فالکرک در لیگ نشده بود. فرگوسن با نیت پیروزی برابر پرنتیس، یک برنامه خاص برای بازی طرح کرد و جزییات بازی فالکرک را به تفکیک دقیقه تحلیل کرد. او به بازیکنان خود گفت: ” یک مورد هم نیست که من درباره این تیم ندانم. حتی می‌توانم به شما بگویم که در کدام سمت تخت دراز می‌کشند.” ایست استرلینگشایر با دو گل در این بازی به پیروزی رسید. فرگوسن در اواخر آن ماه به عنوان سرمربی جدید سن میرن انتخاب شد. او در طول تنها 117 روز حضورش در ایست استرلینگشایر، خود را به عنوان ستاره‌ای نوظهور ثابت کرد.

 

لیورپول 4-0 آبردین(1980)

 

این شکست در آنفیلد باعث شد که فرگوسن به موفقیت اروپایی برسد و به او این انگیزه را داد که یک روز لیورپول را سر جایش بنشاند. اولین حضور اروپایی او به عنوان یک سرمربی خوب پیش نرفت. آبردین در ابتدای اولین فصل حضور او روی نیمکت، در دیدار رفت جام در جام اروپا برابر مارک استانکی دیمیتروف، باشگاهی که در دومین- و آخرین – فصل حضورش در اروپا بود و پس از آن به لیگ محلی بلغارستان سقوط کرد، شکست خورد. فرگوسن با رساندن سن میرن به لیگ دسته اول موفق شده بود توجه باشگاه آبردین را به خود جلب کند اما این باشگاه در اولین فصل حضور او در رتبه ناامیدکننده چهارم قرار گرفت. با این حال تنها یک سال بعد او موفق به کسب دومین عنوان قهرمانی لیگ در تاریخ این باشگاه و اولین جام قهرمانی در طول 25 سال شد. او بهترین بازی را از استعدادهایی چون گوردون استراکان و الکس مک‌لیش گرفت و توانست تیمش را که در میانه مارس در رده ششم قرار داشت به صدر جدول برساند. آبردین در اولین فصل حضورش در جام باشگاه‌های اروپا در دور دوم برابر لیورپول قرار گرفت. فرگوسن پیش از بازی رفت، به آنفیلد سفر کرد تا دیدار قهرمان لیگ انگلیس برابر میدلزبورو را از نزدیک تماشا کند. بیل شنکلی در اتاق مربیان با او دیدار کرده و گفت:” پس تو آمدی تا نگاهی به تیم فوق‌العاده ما بیاندازی. اوه! همه این کار را امتحان می‌کنند.”

 

لیورپول با یک گل در پیتودری پیروز شد. باب پیسلی، سرمربی تیم، پیش از بازی به تعریف افراطی از استراکان پرداخت و این تلاشی برای کاهش قدرت این بازیکن بود که به گفته استراکان موثر واقع شد. فرگوسن در این باره گفت:” آنها به خوبی در دپارتمان جنگ روانی مجهز شده بودند.” گل به خودی ویلی میلر در آنفیلد راه را برای تحقیر تیم باز کرد. پس از آن فیل نیل، کنی داگلیش و آلن هانسن همگی موفق به باز کردن دروازه آبردین شدند تا بازی با 4 گل به سود لیورپول به پایان برسد.

 

لیورپول به مسیر خود ادامه داد تا در فینال جام باشگاه‌های اروپا برابر رئال مادرید به پیروزی برسد اما فرگوسن از تیم خود عصبانی بود و باور داشت که آنها با عقده خود کم‌بینی قدم به این بازی گذاشته‌اند. بازیکنان در راه بازگشت به خانه از خندیدن منع شدند. وقتی استیو کاون از سوی یک هم تیمی به خنده افتاد، فرگوسن ماه‌ها با او صحبت نکرد. او روز بعد به تیم خود گفت:” شما واقعا مایه شرمساری هستید. هر کس و ناکسی در اسکاتلند به شما می‌خندد.” فرگوسن بعدها اعتراف کرد:” ما از این اتفاق دردناک یاد گرفتیم که رقابت‌های اروپایی نیازمند تکنیک و نظم بسیار بالاست.”

 

آبردین 2-1 رئال مادرید (1983)

 

آبردینِ فرگوسن دو فصل پس از تحقیر در آنفیلد یاد گرفته بود که چطور به یک قدرت اروپایی تبدیل شود. در فصل 82-1981 جام یوفا، آنها پیش از شکست در دیداری بسیار نزدیک برابر هامبورگ موفق شده بودند که ایپسویچ، مدافع عنوان قهرمانی، را حذف کنند. پس از این‌که فرگوسن پیشنهاد هدایت وولوز را رد کرد، آبردین موفق شد به یک چهارم نهایی جام برندگام جام اروپای 83-1982 صعود کند. حریفان بسیار ترسناک بودند. رئال مادرید، بارسلونای دیه‌گو مارادونا، اینتر و پاری سن ژرمن همگی برای کسب جام در رقابت‌ها باقی مانده بودند. آبردین با بایرن مونیخ روبرو شد.

 « فرگوسن اولین قهرمانی‌اش در اروپا را به عنوان سرمربی آبردین به دست آورد؛ با پیروزی مقابل رئال مادرید در فینال جام برندگان جام اروپا »

***

منچستریونایتد 2-1 شفیلدونزدی (1993)

وقتی فرگوسن در سال 1986 به منچستریونایتد پیوست، بیش از هر چیز خواهان کسب قهرمانی در لیگ بود؛ حتی پس از این‌که سه قهرمانی با ابردین به دست آورده بود. اما پس از هفت سال حضور در اولدترافورد موفق به کسب اولین قهرمانی خود نشده بود. یونایتد یک فصل قبل از حضور او در آستانه قهرمانی لیگ بود و رقابت‌ها را تحت هدایت رون اتکینسون با 10 پیروزی متوالی آغاز کرد اما پس از آن به شدت افت کرد. فصل بعد و زمانی که فرگوسن در نووامبر 1986 به این تیم پیوست، آنها از آخر چهارم بودند و او موفق شد تیم را به رتبه یازدهم برساند. او در اولین فصلی که از ابتدا روی نیمکت شیاطین سرخ نشست، این تیم را به رتبه دوم رساند اما رتبه یازدهم در فصل 89-1988 و رتبه سیزدهم در فصل 90-1989 چندان الهام‌بخش نبود.

 

با کسب قهرمانی جام حذفی در 1990 و سپس پیروزی برابر بارسلونای کرویف در فینال جام در جام 1991 کمی از میزان فشارها کاسته شد اما تیم فرگوسن هنوز موفق به کسب جام قهرمانی در لیگ نشده بود. آنها در فصل 91-1990 ششم شدند و یک سال بعد پایین‌تر از لیدز در رده دوم قرار گرفتند. منچستریونایتد در نوامبر 1992 در رده دهم قرار داشت و منتقدان معتقد بودند که این قهرمانی هرگز به دست نخواهد آمد. فرگوسن نتوانست آلن شیرر و دیوید هرست را به خدمت بگیرد و دیون دابلین، بازیکن جدید تیم، نیز دچار شکستگی پا شد. یونایتد در 15 بازی تنها 14 گل به ثمر رسانده بود. فرگوسن در آن زمان گفت:” ما باید کاری در این باره انجام دهیم. پول موجود است اما گزینه‌ها خیلی خوب نیستند.” با این حال گزینه‌ها بسیار بهتر از حد تصور او بودند.

یوونتوس 2-3 منچستریونایتد (1999)

 

فرگوسن در شروع فصل 99-1998 چهار قهرمانی لیگ برتر داشت اما سلطه این تیم در اروپا تکرار نشده بود. لیگ قهرمانان هنوز برای آنها منبع ناامیدی بود. یونایتد در دور دوم فصل 94-1993 توسط گالاتاسرای حذف شد، در فصل 95-1994 توسط بارسلونا و آی اف کی گوتنبرگ در مرحله گروهی حذف شد؛ در نیمه‌نهایی 97-1996 برابر بورسیا دورتموند شکست خورد و یک فصل قبل نیز این موناکو بود که در جمع هشت تیم نهایی از سد این تیم عبور کرد.

 

یونایتد در فصل 99-1998 نتوانست به عنوان قهرمان انگلیس به رقابت‌های اروپایی صعود کند – آرسن ونگر اولین قهرمانی‌اش با آرسنال را به دست آورده بود – اما از یک فصل پیشتر، تیم‌هایی غیر از تیم قهرمان نیز مجوز حضور در لیگ قهرمانان را دریافت کرده بودند. مسیر یونایتد تا رسیدن به فینال سخت بود. آنها پس از عبور از ال کی اس لودز، با بایرن مونیخ، بارسلونا و تیم جوان اما قدرتمند بروندبی در گروه مرگ قرار گرفتند.

منچستریونایتد 3-2 استون ویلا (2009)

” این فقط یک شغل برای من نیست. یک ماموریت است. ما به آنجا خواهیم رسید و باور کنید وقتی این اتفاق رخ دهد، زندگی برای لیورپول به شکلی دراماتیک تغییر خواهد کرد. ” زمانی‌که فرگوسن این صحبت‌ها را در سال 1988 مطرح کرد حتی خودش نیز نمی‌دانست که همه چیز تا چه اندازه دراماتیک تغییر می‌کند. او سه سال قبل یکی از گزینه‌های هدایت لیورپول بود اما این تیم تصمیم گرفت که از کنی دالگلیش به عنوان جانشین جو فاگان استفاده کند. لیورپول در سال 1990 هجده عنوان قهرمانی لیگ داشت و در مقابل منچستریونایتد تنها 7 قهرمانی به دست آورده بود. سپس این فرگوسن بود که آماده شد تا توازن قدرت را بر هم بزند. وقتی فصل 09-2008 آغاز شد، او 10 بار با منچستریونایتد قهرمانی را تجربه کرده بود و تنها با کسب یک جام دیگر با رکورد لیورپول برابری می‌کرد. رقیب آنها برای انجام این کار چه تیمی بود؟ خود لیورپول. تیم رافائل بنیتس در اوایل ژانویه با 7 امتیاز اختلاف نسبت به منچستریونایتد که علی‌رغم قهرمانی چند ماه قبل در لیگ قهرمانان در رتبه سوم بود، در صدر جدول قرار داشت.

 « فرگوسن با قمار روی فدریکو ماکدا و پیروزی برابر استون ویلا، هجدهمین قهرمانی منچستریونایتد در فوتبال انگلیس را در فصلی پرفشار رقم زد » 

----

᭡ آنها در مورد فرگوسن چه می‌گویند؟

 

گوردون استراکان :

” موسیقی انتخابی او برای اتوبوس تیم بد بود – او بعضی از خواننده‌های کافه‌ای را انتخاب می‌کرد. بازیکنان تصمیم گرفتند که این نوار باید از بین برود و ما آن را از پنجره به بیرون انداختیم. فرگی از این کار خوشحال نشد و همه ما را تهدید کرد. وقتی پیاده شدیم همه می‌خندیدند. مواظب بودیم که در اتوبوس مقابل او نخندیم.”

رایان گیگز:

” وقتی به تیم پیوستم یک نفر به من گفت که وقتی 25 بازی انجام دادی، اجازه داری که از باشگاه ماشین بگیری. برایان رابسون و استیو بروس به من گفتند ” باید از سرمربی بخواهی- او این کار را برایت انجام می‌دهد، مشکلی نیست”. وقتی از او در این باره پرسیدم، دیدم که صورتش در حال بنفش شدن است. او گفت “ماشین باشگاه؟ تو بیش‌تر این شانس را داری که صاحب دوچرخه از سوی باشگاه شوی!” من از اتاق بیرون آمدم و هم تیمی‌ها پشت در گوش می‌کردند و می‌خندیدند.”

سولسشر:

” او از ما می‌خواست که توانایی‌های خود را بروز بدهیم و محیط برابری برای همه فراهم کرده بود. گیگزی، گری پالیستر، کینو، برایان مک کلر، کانتونا، پیتر اشمایکل-ما توان 100 درصدی خودمان را می‌خواستیم. من از سال 2000 از جلسات تمرینمان نوت‌برداری می‌کردم و متوجه شدم در حال تجربه چیزی هستم که تنها هم تیمی‌هایم می‌توانند آن را تجربه کنند؛ چون مربی ما بسیار خاص بود. من در انتهای فینال لیگ قهرمانان یک عکس از خودمان در کنار هم گرفتم و همیشه به خاطر دارم که در آن زمان فکر می‌کردم ” تو شایسته این اتفاق هستی – تو برای قهرمانی در لیگ قهرمانان بسیار شایسته هستی”. ما این کار را برای او انجام دادیم .”

آرسن ونگر:

” من گاهی از الکس فرگوسن عصبانی می‌شدم همانطور که او نیز گاهی از دست من آزرده خاطر می‌شد. باور ندارم که بشود در این سطح رقابت کرد و دوست بود. اما هیچ احساس بدی وجود نداشت. آیا من از بازی روانی لذت می‌بردم؟ بله، همینطور بود.”

استیو مک کلارن:

“صبح بعد از فینال لیگ قهرمانان، سرمربی تمام اعضای کادر فنی را به کلیف فراخواند تا برای فصل بعد برنامه‌ریزی کند. این دلیل موفقیت 27 ساله فرگی است – 99 درصد مردم می‌خواستند به تعطیلات بروند اما او کادر فنی را دور هم جمع کرد، مدال‌ها را کنار گذاشت و پرسید:” چطور می‌توانیم این اتفاق را تکرار کنیم؟ ” 

ریو فردیناند:

” سر الکس خیلی من را تحسین نمی‌کرد – او می‌ترسید که من مغرور شوم. او می‌گفت “کریستیانو، رونی، تبس، برباتوف، گیگز، اسکولز عالی هستند” اما تقریبا هیچ‌وقت از من یا نمانیا ویدیچ نام نمی‌برد. ما عادت داشتیم به این فکر کنیم که “هر هفته اینجا کلین‌شیت می‌کنیم – چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟” اما این موضوع باعث می‌شد که عطش ما بیش‌تر شود. می‌خواستیم خودمان را به او ثابت کنیم و تحسینی که حس می‌کردیم لیاقتش را داریم، دریافت کنیم. این بخش فوق‌العاده‌ای از مربیگری او بود.”

اریک کانتونا :

فلسفه باشگاه تا زمانیکه فرگوسن اینجا هست هرگز تغییر نخواهد نکرد. او بسیار قدرتمند و بسیار محبوب است. او می‌تواند همه چیز را کنترل کند. اتفاقات پس از جدایی اوست که باعث نگرانی من می‌شود.”