لوکاکو و ورنر دو مهاجمی هستند که با امیدهای زیادی به چلسی پیوستند. با این حال تا بدینجا در حد انتظارات ظاهر نشده اند و انتقادات زیادی از عملکردشان شده است. در این مطلب، مروری به عملکرد این دو مهاجم تا بدینجا در چلسی خواهیم داشت و سپس به بررسی دلایل ناکامیشان حواهیم پرداخت:روملو لوکاکو: ستاره بلژیکی در تابستان ۲۰۲۱ با مبلغ ۹۷.۵ میلیون پوند به چلسی پیوست و هواداران چلسی انتظارات زیادی از او داشتند؛ با این حال این مهاجم تا بدینجا نتوانسته در حد انتظارات ظاهر شود. این مهاجم در ۲۷ بازی در تمامی رقابت ها برای چلسی ۹ گل به ثمر رسانده است. یکی از عوامل اصلی ناکامی لوکاکو در چلسی، عدم هماهنگی و عدم تطابق با سبک بازی چلسی است. سبک بازی چلسی مبتنی بر پرسینگ و ضدحمله های برق آسا می باشد و بدین ترتیب مهاجمان این تیم برای موفقیت باید از سرعت خوبی برخوردار باشند، چابک باشند و از قدرت تمام کنندگی خوبی برخوردار باشند.نکته جالب این است که اگرچه لوکاکو در کل در امر تمام کنندگی بازیکن قابل اتکایی هست ولی تا بدینجا در چلسی در این امر هم چندان توفیقی نداشته اشت و آمار پایین گلهای زده اش نمایانگر این موضوع است. با این حال مشکل اصلی لوکاکو در بازیش این است که هنگام ضدحملات چلسی، با انجام برخی کارهای اضافی مثل بیش از حد نگه داشتن توپ سرعت و شتاب بازی چلسی را میگیرد. هم چنین انجام بازی پشت به دروازه که لوکاکو در آن تبحر دارد هم فعلا در چلسی جواب نداده است و این نشان دهنده این موضوع است که این نوع بازی روملو سنخیتی با سبک بازی چلسی ندارد و در این تیم جواب نمیدهد. توماس توخل و دیگر اعضای کادر فنی چلسی باید نهایت تلاششان رای برای احیای لوکاکو در ادامه انجام دهند تا هزینه ۹۷.۵ میلیون پوندی که برای بخدمت گرفتن این ستاره کرده اند، هدر نرود.تیمو ورنر: ستاره آلمانی در تابستان ۲۰۲۰ با کلی امید و آرزو به چلسی پیوست. با این حال رفته رفته با مشکلات زیادی از جمله پایین اومدن اعتماد بنفسش روبرو شد و هر چه که زمان گذشت دچار افت بیشتری شد. ورنر از زمان حضور در چلسی در ۶۴ بازی برای این تیم تنها ۱۶ گل به ثمر رسانده است. ورنر برعکس لوکاکو مهاجم چابکی هست و اتفاقا باعث بالاتر رفتن سرعت خط حمله چلسی و افزایش موقعیت سازی ها در تیم میشود چرا که او در جای گیری و فرارهای پشت مدافعان تبحر خاصی دارد. با اینحال مهمترین عامل ناکامی تیمو در چلسی، تمام کنندگی ضعیفش می باشد. همین یک مورد باعث شده است که او نتواند مهاجم استانداردی برای چلسی باشد. هم چنین ورنر در برخی از موقعیت ها نمیتواند درست تصمیم گیری کند و در لحظه مناسب زهر خود را به حریف بریزد. بنابراین علاوه بر تمام کنندگی ضعیف، از فقدان قدرت تصمیم گیری مناسب نیز رنج میبرد. نتیجه گیری: لوکاکو و ورنر دو مهاجمی هستند که در طی ۲ سال اخیر به چلسی اضافه شده اند و نتوانسته اند به یک مهاجم نوک درجه یک تابدینجا برای آبی های لندن تبدیل شوند. چلسی احتیاج به مهاجم نوکی دارد که هم چابک باشد و سرعت خط حمله تیم را بالاتر ببرد و هم تمام کننده خوبی باشد؛ بنابراین لوکاکو و ورنر تا بدینجا مهاجمان کاملی برای توخل نبوده اند. حال باید دید در آینده چلسی چه راه حلی برای برطرف کردن مشکل نوک خط حمله تیمش پیدا میکند.