دقیقا یک سال و سه ماه و هفت روز شد که دیگو دیگر در بین ما نیست 

آری دیگو ، دیگو مارادونا همان اسطوره فوتبال

فردی که تاریخ فوتبال را تغییر داد 

فردی که عاشقانه فوتبال را دوست داشت 

بازیکنی بی نقص ، ابر ستاره تاریخ فوتبال و بهترین تاریخ

دیگو آرماندو مارادونا...

خصوصیات و استایل بازی دیگو

مارادونا که در رسانه ها به عنوان یک "شماره 10 کلاسیک" توصیف می شود، یک بازیساز سنتی بود که معمولاً در نقش آزاد بازی می کرد، یا به عنوان هافبک تهاجمی در پشت مهاجمان، یا به عنوان مهاجم دوم در جلو - دو، اگرچه او نیز به خدمت گرفته می شد. به‌عنوان یک هافبک مرکزی تهاجمی با ترکیب 4–4–2 گاهی اوقات. مارادونا به خاطر توانایی دریبل‌زنی، بینش، کنترل نزدیک توپ، پاس دادن و خلاقیت شهرت داشت و به‌عنوان یکی از ماهرترین بازیکنان این ورزش شناخته می‌شد. گرانش و تعادل حاصله، او می‌توانست فشار فیزیکی را در حین دویدن با توپ، علی‌رغم جثه کوچکش، به خوبی تحمل کند، در حالی که شتاب، پاهای سریع و چابکی‌اش، همراه با مهارت‌های دریبل‌زنی و کنترل نزدیک در سرعت، به او اجازه می‌داد تا به سرعت جهت را تغییر دهد. ، دفاع او را برای حریفان دشوار می کند.یوهان کرایف، بازیکن سابق هلندی، در توانایی دریبل‌زنی خود، شباهت‌هایی بین مارادونا و لیونل مسی با توپی که ظاهراً به کفش‌هایشان چسبیده بود، دید. قدرت بدنی او با دو گل او مقابل بلژیک در جام جهانی 1986 نشان داده شد. اگرچه او به خاطر تمایلش به انجام دویدن های انفرادی با توپ معروف بود، اما او همچنین یک استراتژیست و یک بازیکن تیمی باهوش بود، با آگاهی فضایی عالی، و همچنین تکنیکی بسیار بالا با توپ. او در فضاهای محدود موثر بود و فقط برای اینکه به سرعت از غوغا خارج شود (مانند گل دوم مقابل انگلیس در سال 1986) مدافعان را جذب می کرد یا به یک هم تیمی آزاد یک پاس گل می داد. او که کوتاه قد بود، اما قوی بود، می‌توانست آنقدر توپ را با یک مدافع به پشت نگه دارد تا منتظر هم تیمی‌اش باشد یا برای یک شوت سریع فاصله پیدا کند. او ویژگی‌های رهبری را در زمین نشان داد و کاپیتان آرژانتین در رقابت‌های جام جهانی 1986، 1990 و 1994 بود. مارادونا در حالی که او عمدتاً یک بازی‌ساز خلاق بود، به خاطر توانایی تمام‌کننده و گلزنی‌اش نیز شهرت داشت. آریگو ساکی، سرمربی سابق میلان نیز از مارادونا تمجید کرد. به خاطر میزان کار دفاعی‌اش با توپ در مصاحبه‌ای در سال 2010

رهبر تیم در داخل و خارج از زمین - او در مورد طیف وسیعی از مسائل به نمایندگی از بازیکنان صحبت می کرد - توانایی مارادونا به عنوان یک بازیکن و شخصیت فوق العاده او تأثیر مثبت زیادی بر تیم او داشت، با هم تیمی او در جام جهانی 1986 خورخه والدانو. بیان می کند:

مارادونا یک رهبر فنی بود: مردی که تمام مشکلاتی را که ممکن بود در زمین پیش بیاید حل می کرد. اولا، او مسئول انجام معجزات بود، این چیزی است که به هم تیمی ها اعتماد به نفس زیادی می دهد. دوم اینکه دامنه سلبریتی او به حدی بود که تمام فشارها را از طرف هم تیمی هایش جذب می کرد. منظور من این است: یک نفر شب قبل از بازی آرام می‌خوابید، نه فقط به این دلیل که می‌دانستید کنار دیگو بازی می‌کنید و دیگو کارهایی را انجام می‌دهد که هیچ بازیکن دیگری در دنیا نمی‌توانست انجام دهد، بلکه به این دلیل که ناخودآگاه می‌دانستیم که اگر اینطور باشد، ما باختیم و در آن صورت مارادونا بیشتر از بقیه بار را به دوش می‌کشید، بیشتر سرزنش می‌شد. این نوع نفوذی بود که او روی تیم اعمال کرد.

گابریل باتیستوتا، یکی دیگر از هم تیمی های او در آرژانتین، با تمجید از "کاریزمای" مارادونا، اظهار داشت: "دیگو می تواند استادیوم را هدایت کند، همه او را تماشا کنند. من با او بازی کردم و می توانم به شما بگویم که چقدر از نظر فنی برای تیم تعیین کننده بود. ". رئیس سابق ناپولی - کورادو فرلاینو - در مورد ویژگی های رهبری مارادونا در دوران حضورش در این باشگاه در سال 2008 اظهار نظر کرد و او را به عنوان یک مربی در زمین توصیف کرد.

یکی از حرکات بارز مارادونا دریبل زدن با سرعت تمام در جناح راست و در رسیدن به خط دروازه حریف، ارسال پاس های دقیق به هم تیمی هایش بود. علامت تجاری دیگر رابونا بود، یک پاس ضربدر معکوس پشت پا که تمام وزن را نگه می دارد. این مانور به چندین پاس منجر به گل منجر شد، مانند پاس گل رامون دیاز با ضربه سر در برابر سوئیس در سال 1980. علاوه بر این، او یکی از طرفداران مشهور رولت نیز بود، ظاهری که در آن او ابتدا توپ را با یک پا به عقب می کشید و سپس توپ را به عقب می کشید. دیگر، در حالی که به طور همزمان یک چرخش 360 درجه انجام می دهد. با توجه به تمایل او به استفاده از این حرکت، حتی گهگاه در رسانه ها از آن به عنوان "چرخش مارادونا" یاد می شود. او همچنین یک بازیکن خطرناک ضربه آزاد و پنالتی بود که به توانایی اش در خم کردن توپ از کرنر شهرت داشت. ضربات ایستگاهی مستقیم. او به عنوان یکی از بهترین متخصصان توپ مرده در تمام دوران در نظر گرفته می شود، تکنیک ضربه آزاد او، که اغلب در هنگام ضربه زدن به توپ زانویش را با زاویه بالایی بالا می آورد و به این ترتیب او را قادر می ساخت تا آن را از روی دیوار بلند کند. به او اجازه داد حتی از فاصله نزدیک، در فاصله 22 تا 17 یاردی (20 تا 16 متری) از دروازه، یا حتی بیرون محوطه جریمه، ضربات آزاد را به ثمر برساند. سبک ضربات آزاد او بر چندین متخصص دیگر از جمله جانفرانکو زولا، آندریا تأثیر گذاشت. پیرلو و لیونل مسی

مارادونا به خاطر شخصیت حیله‌گرش مشهور بود. برخی از منتقدان گل بحث‌برانگیز «دست خدا» او در جام جهانی 1986 را یک مانور هوشمندانه می‌دانند و یکی از بازیکنان حریف، گلن هادل، اعتراف کرد که مارادونا آن را با تکان دادن سر خود پنهان کرده است. همزمان با دست زدن به توپ. خود گل به عنوان تجسمی از شهرک حلبی نشین بوئنوس آیرس در نظر گرفته شده است که مارادونا در آن مطرح شد و مفهوم آن از viveza criolla - "حیله گری کریولوها" در نظر گرفته شده است. اگرچه انتقادی از ابتدا نامشروع است. گل، گری لینهکر، مهاجم تیم ملی انگلیس، پذیرفت، "وقتی دیگو گل دوم را به ما زد، احساس می کردم که تشویق کنم. زدن چنین گل زیبایی غیرممکن بود. او بهترین بازیکن تمام دوران است، تا حد زیادی. یک پدیده واقعی. مارادونا در جام جهانی 1990 باز هم بدون مجازات و این بار روی خط دروازه خودی برای جلوگیری از گلزنی اتحاد جماهیر شوروی از دست خود استفاده کرد. تعدادی از نشریات از مارادونا به عنوان طفره زن باهوش، جیب بری جوجه تیغی یاد کرده اند. الیور توئیست چارلز دیکنز. مارادونا غالباً چپ‌پا بود و اغلب از پای چپ خود استفاده می‌کرد، حتی زمانی که توپ در موقعیت مناسب‌تری برای اتصال با پای راست قرار می‌گرفت. اولین گل او مقابل بلژیک در نیمه‌نهایی جام جهانی 1986، نشان‌دهنده‌ی ارزشمندی است. او برای دریافت پاس وارد کانال راست داخلی شده بود، اما اجازه داد توپ به سمت پای چپ او حرکت کند و به توانایی فنی بیشتری نیاز داشت. او در دور قبلی مقابل چندین بازیکن انگلیس برای "گل قرن" یک بار از پای راست خود استفاده نکرد، علیرغم گذراندن کل حرکت در سمت راست زمین. در بازی دور دوم جام جهانی 1990 مقابل برزیل، او از پای راست خود برای ایجاد گل پیروزی برای کلودیو کانیگیا استفاده کرد زیرا دو نشانگر برزیلی او را مجبور به موقعیتی کردند که استفاده از پای چپش را کمتر عملی کرد.