در بین ایرانیان و فارسی زبانها رسم هست که هر کسی انتقادی از یک مجموعه یا تیم میکنه، رو فوراً به نفوذی و مولتی بودن متهم میکنند و شما چاره ای ندارید مگر اینکه با هر اتفاقی در باشگاه میفته، " حال" ، کنید و گرنه برچسب غیر خودی بودن به شما زده میشه. خیلی خب. حالا به نظر شما من به این برچسب خوردن اهمیتی میدم ؟ خیر. پس انتقادات واضح من از ماجرائی که در یونایتد در حال اتفاق افتادن هست رو بخونید و خوشحال میشم نظرات شما رو هم بدونم. 1. کم عقلی مدیریت باعث شده که بازیکنان اشتباه جذب تیم بشند. ، توضیح : رانگنیک هم در مصاحبه های متعددی به این مشکل اشاره کرده و گفته که لیورپول و سیتی خیلی کم " بازیکن اشتباه " رو میخرند و با قیمتهای خوب هم میخرند بازیکنهای مورد نظرشون رو. در مقابل ما برای آشغالی مثل مگوایر ، بالای هشتاد ملیون پوند پیاده شدیم و برای یکی مثل ون بیساکا هم بالای پنجاه ملیون پوند دادیم. تقریباً همه خریدهای یونایتد در سالهای اخیر (شاید منهای برونو)، با مبالغ نجومی و اشتباه بوده. این خریدهای اشتباه با رقمهای اشتباه ، به چیزی بجز خالی شدن دست باشگاه از حیث بودجه و در عوض پر شدن ترکیب از بازیکنانی که توانائی خاصی هم ندارند منتهی نمیشه. 2. کم عقلی مدیریت باعث شده که بازیکنان حقوق های نجومی بگیرند. توضیح : بازیکنان آکادمی فوراً با قراردادهای نجومی و بالای پنجاه هزار پوند در هفته روبرو میشند ( مثلاً برندن ویلیامز ، که کیفیتی در حد نورویچ هم نداره) ، و سپس تمدیدهای پشت سر هم میگیرند با افزایش حقوق ( مثل لینگارد که الان هفده سال هست در این باشگاه تمدید گرفته! دو دهه تقریبا! ) و یا با آنها بی دلیل مثل ابر ستاره های دنیای فوتبال برخورد میشه و به مرخصی های بی دلیل و دراز مدت فرستاده میشند و یه جورائی صاحب باشگاه محسوب میشند به جای آنکه باهاشون شبیه به کارمندان باشگاه برخورد بشه ( مثل رشفورد) . این مدل حقوق گرفتنها مشکلات زیادی داره . الف/ مغز بازیکن به زودی درگیر سرمایه گذاری های متعدد و خرج این همه پول میشه. ب / بازیکن به هیچ عنوان از جانب باشگاههای دیگه پیشنهادی دریافت نمیکنه چون باشگاههای دیگه این مدل پولها رو نمیدند به بازیکنهائی که تا این حد ضعیف هستند و بنابراین جدائی بازیکن خیلی سخت و غیر ممکن میشه. ج/ رفته رفته بازیکنهای جدیدی که خریداری میشند هم با دیدن وضعیت حقوقی تورمی باشگاه درخواست افزایش حقوق و رسیدن به لِوِلِ حقوقی امثال رشفورد میکنند و باشگاه هم به دلیل کمبود عقل نزد مدیران و البته اینکه چاره ای نداره ، مجبوره قبول کنه. 3. کم عقلی مدیران باعث شده که هسته ی مرکزی بازیکنان بومی حاشیه امنیت فراوانی داشته باشد و غیر قابل فروش تلقی شود . توضیح : در صورت ورود یک مربی مثل کونته، اولین اقدامی که او میکرد، متلاشی کردن باند بومیان کم استعداد، شاو-مگوایر-هندرسون-رشفورد-لینگارد-مک تامنی و .. بود. باندی که حقوق زیادی میگیرد، رختکن را در دست دارد، مربی عوض میکند، و فوتبال ضعیفی هم دارد. و این باند رو با بازیکنانی که غیر بومی اما موثر و نتیجه گیر بودند عوض میکرد. کونته رو دوست ندارید؟ مثال گواردیولا رو میزنم. اگر گواردیولا میومد ( که هرگز نمیاد ، چون این باشگاه به اندازه سیتی بودجه نداره و مدیرانش هم به اندازه مدیران سیتی جاه طلب نیستند) ، هسته بومی رو متلاشی میکرد و جاشون رو به مشتی فانتزی باز اسپانیائی و پرتغالی و لاتین میداد و هر موقع که بازیکن تاریخ مصرفش تموم میشد، اون رو پرت میکرد بیرون ( مثل آگوئرو ، مثل کمپانی و مثل هارت و .. ) اما در یونایتد به علت کم عقلی مدیران، بازیکنهای تمام شده مدام تمدید میگیرند. ( مثل ماتا)



