|
با سلام و وقت بخیر خدمت عزیزان در این مطلب سراغ یکی از جنگ های بزرگ تاریخ ایران باستان خواهیم رفت و به صورت خلاصه به آن خواهیم پرداخت جنگ حران:اولین جنگ از سلسه جنگ های ایران روم بود که مورخان به دلیل طولانی بودن این سلسله جنگ ها ازآن به عنوان جنگ های هفتصد ساله یاد میکنند. این نبرد در 53 قیل از میلاد در منطقه شمال بین النهرین بین شهر های ارفه و راس العین بین سپاه کراسوس سردار شیفته مشهوریت رومی و سپاه سورنا فرمانروای سیستان رخ داد که با شکست سنگین رومی ها به اتمام رسید و سر کراسوس برای ارد دوم سیزدهمین پادشاه اشکانی فرستاده شد. |
|
دلایل جنگ در آن عصر حکومت روم به صورت سه نفره(تریوم ویرات اول)بود. که این سه نفر ژولیوس سزار پومپه و کراسوس بودن. پومپه با شکست دادن ارتش سوریه و آخرین پادشاهی سلوکیان قلمرو آن هارا به قلمرو روم اضافه کرد و مرز های امپراتوری رو را تا همسایگی ایران گسترش داد و قدرت و آوازه فراوانی در روم پیدا کرد و ژولیوس سزار با فتوحات خود در بالکان و شکست دادن اقوام قدرتمند مانند پومپه شهرت و قدرت فراروانی کسب کرد.همچنین یکی از ریشه های تنش های بین روم و ایران این بود که روم در تلاش بود تا ارمنستان قسمت خودمختار امپراتوری اشکانی را از چنگ ان ها در بیاورد که در اخر با هوشیاری پادشاه اشکانی نقشه آن ها ناکام ماند. کراسوس که آن زمان به عنوان حاکم سوریه(نواشوری) حکومت میکرد خواهان مشهوریت و قدرتی هم رده با همتایان خود در تریوم ویرات بود به خاظر همین بدون توجه به مخالفت های حکومت مرکزی روم وبا داشتن ارتشی با هفت لژیون سرباز(به سه الی شش هزار نفر سرباز در تقسیمات ارتش روم گویند) بدون اعلان جنگ به سمت امپراتوری اشکانی و مرز های غربی ایران هجوم برد.
وی پس از گذشتن از رود فرات و تخریب پل روی آن(به دلیل ترس از فرار سربازان به خاطر داستان هایی از رشادت های سربازان پارتی) و تاراج روستاها لقب امپراتور را از ارتش رم دریافت کرد که باعث غرور بیشتر وی شد بعد از آن با فرستاده هایی از پادشاه اشکانی مواجه شد و فرستاده ها از او در مورد این یورش توضیح خواستن که کراسوس در جواب با غرور فراوان تمسخر به فرستاده ارد دوم گفت:«ما جواب پارتیان را در پایتخت(سلوکیه) خواهیم داد». فرستاده پادشاه اشکانی به اسم وگیز با گفتن جمله:«اگر در کف دست من مویی دیدی میتوانی پایتخت هم ببینی». تقریبا جنگ این دو امپراتوری را قطعی کرد. |
|
شروع جنگ
پس از بازگشت فرستاده ها از محل گفت و گو با کراسوس ارد دوم سورنا را برای مقابله با ارتش روم فراخواند و پادشاه اشکانی خود برای جلوگیری از ارسال نیرو از سمت ارمنستان به رومیان به ارمنستان رفت.کراسوس در همین حین با ارتش خود به نزدیکی حران (شهری در نزدیکی ترکیه) رسیده بود که سورنا را با هزار سوارکار زره پوش(کاتافراکت) مشاهده کرد البته که نه هزار کماندار سواره نیز پشت آن ها پنهان شده بودند. ارتش اشکانی از نوعی طبل های کوچیک و بزرگ برای هماهنگی و ترساندن استفاده میکرد نوعی از این طبل های عظیم که در این جنگ استفاده شد دارای صدای رعد مانندی بود که روحیه دشمنان را ضعیف میکرد و صدای آن از مسافت های دور نیز شنیده میشد. سورنا که از مجهز و به روز بودن ارتش روم خبر داشت دست به یک تاکتیک پارتیزانی و یک حیله جنگی زد وی نه هزار نفر از کمانداران خود را در پشت تپه ها پنهان کرد و به آن ها دستور داد تا هر لحظه اماده نبرد باشند به محض شنیدن دستور عقب نشینی در هنگام عقب نشینی رومیان حمله خود را آغاز کنند. به دلیل توانایی پارت ها در سوارکاری و تیر اندازی مهمترین عنصر در ارتش اشکانی ها کمانداران سواره بودند که به حرکت های مورب در هنگام تیر اندازی و پرتاب سریع تیر مشهور بودن
کراسوس بعد از مواجهه با ارتش کوچکی از پارتی ها دستور داد تا ارتشش آرایشی مستطیل شکل به خود بگیرد او قلب سپاه را در اختیار گرفت و جناحین ارتش خود را به پابلیوس پسر خود و کاسیوس واگذار کرد و جنگ را با یورش به سمت ارتش اشکانی شروع کرد. سواره نظام های سنگین اشکانی پس از به صدا درامدن صدای طبل ها به دستورسورنا به نشانه عقب نشینی به عقب رفتن و در یک حرکت ناگهانی طبق نقشه سورنا کمانداران سواره از پشت تپه ها وارد میدان جنگ شدن و با حرکت های سریع مورب و زیگزاگی شکل ضربه سنگینی به سپاه روم زدن. در ادامه جنگ پابلیوس برای کمک به لژیونر ها در جناح مخالف با سواره نظام های سنگین به کمک آن ها شتافت که باعث کشته شدن و اسیر شدن خیل عظیمی از آن ها شد کراسوس که شرایط جنگ را بر علیه خود میدید در حال پی ریزی نقشه ای برای گریز از آن شرایط بود که ناگهان سر پسر خود یعنی پابلیوس را بر سر نیزه های ایرانیان دید پس از دیدن آن صحنه وحشتناک روحیه سربازان و سرداران رومی در هم شکست که باعث عقب نشینی و فرار آن ها از میدان نبرد شد و اشکانیان با رهبری سورنا به پیروزی بزرگی رسیدن.
در مورد سرنوشت کراسوس بعد از جنگ روایت های زیادی از طرف مورخان نقل شده است که محبوب ترین آن ها کشته شدن کراسوس به دست یکی از یاران سورنا پوماکسرسر در هنگام فرار با گروهی از سربازان خود است. که پس از این اتفاق سر وی همراه دیگر سرداران و پسر خود به کاخ ارمنستان نزد ارد دوم فرستاده شد. پس از این جریانات نیز سورنا برای تحقیر بیشتر رومیان یکی از اسرا را به جای کراسوس به روی شتر نشاند و به درون شهر سلوکیه برد و همزمان با این امر دستور داد تا کسانی با آواز خواندن و رقصیدن و نشان دادن بزدلی و اخلاق های زنانه اش بیش از پیش به تحقیر بپردازند. |
|
سربازان و مجروحان جنگ طبق گفته اکثر منابع ارتش روم حدود بیست هزار نفر کشته داشته در حالی که ارتش اشکانیان کمتر از صد نفر کشته و زخمی داشته و این امر باعث تحقیرآمیز تر شدن این جنگ و نشان داده شدن نبوغ سرشار سردار ایرانی سورنا است.
|
|
پیامد های جنگ حران بعد از جنگ تمامی پرچم های هفت عقاب که نماد لژیون های رومی بود توسط ایرانیان به عنوان غنیمت جنگی گرفته شد و این یک ننگ بزرگ برای رومیان بود که این پرچم های با نشان هفت عقاب به دستور سورنا به معبد اناهیتا در تیسفون تحویل داده شد پس از این جنگ ژولیوس سزار در فکر انتقام گیری از ایرانیان در حال اماده کردن سپاه خود برای حمله به ایران بود که به دست دشمنانش که یکی از ان ها کاسیوس سردار جنگ حران بود به قتل رسید. این پیروزی باعث مشهوریت اشکانیان در جهان و باور پذیری شکست پذیر بودن رومیان توسط مردم شد. و اولین پیروزی شرق بر غرب لقب گرفت و زمینه صلح بین دو امپراتوری در آینده شد. |




_1ph.jpg)

_64hv.png)