"از آنجا که میدانم موفقیت در بازیهای آسیایی تهران , برای شما بسیار اهمیت دارد، بنابر این در این فرصت کوتاه نمیتوانم شیوه بازی ایران را تغییر دهم . پس میکوشم تا قدرت بدنی و شرایط بدنی بازیکنان را پرورش دهم تا در فرصت مناسب و بطور مشخص بعد از برگزاری بازیهای آسیایی، به ساخت زیر بنای فنی فوتبال شما بپردازم"

اوفارل در آستانه‌ی بازیهای آسیایی 1974

اصلا ما را چه به مسترهای فرنگی؟ حالا باز مستر رایکوف یوگسلاو دیسیپلینی داشت و الن راجرز حجب و حیایی و ... این انگلیسی (که ایرلندی بود و انگلیسی می‌خوانندش) وسط فوتبال مملکت ما چه می‌کرد؟ حالا هم که نگاهش می‌کردی در 94 سالگی و وقتی چند ماه قبل باشگاه وستهم مفصل تولدش را تبریک گفت، همان مستر شوخ و شنگ بی‌تفاوت خوشگذران است، با گرد سفیدی که روزگار روی صورتش پاشیده‌. زندگی مرد ایرلندی، اما روی دیگری دارد... وارث بد اقبال زخم‌خورده‌ی تاج و تخت سر مت بازبی بزرگ. اسیر نام و اعتبار پدرخوانده‌ای به نام سر بابی چارلتن و دردانه‌ای به نام جرج بست در منچستر. بال کناری وستهم در سالهای پس از جنگ. هم‌بازی تام فینی در پرستون. همان باشگاه بیل شنکلی. همان جایی که شنکز در کتاب خود به ریشه‌هایش در پرستون می‌بالد. مرد ایرلندی، از ومبلی و الدترافورد تا وسط استادیوم نونوار یکصدهزارنفری یک تنه با لبخندش به نبرد ناملایمات روزگار می‌رود... مستر اوفارل در تهران...

دسته‌های پایین و دسته 1. نیمکت لستر قعرنشین. سقوط به دسته 2 و بازگشت. لستر با فرانک اوفارل به فینال اف ای کاپ می‌رسد. یک شگفتی. در روزگاری که فینال اف ای کاپ، هنوز هم مهم‌ترین رقابت در فوتبال انگلستان است. نمایش‌های پیتر شیلتن جوان درون دروازه‌ی لستر تحسین برانگیز است. و مهاجمی به نام الن کلارک که فصل بعد در لیدز غول‌پیکر می‌درخشد. بازی فینال برابر منچسترسیتی قدرتمند. سیتی مهارناپذیر با مثلث لی، سامربی و یانگ جلوتر از کالین بل سیتی... اوفارل بازی را واگذار می‌کند. با تیمی که از ساختن آن به خود می‌بالد...

او توان ساختن یک تیم تازه را دارد؟ او را به الدترافورد بیاورید. جانشین امپراطوری سر مت بازبی را. فرانک اوفارل را... از لستر به منچستر. نیم‌فصل ابتدایی، ماه عسل اوفارل است. تنها دو شکست تا فرا رسیدن نیم‌فصل. درخشش سه تفنگدار تیم بازبی. جرج بست، دنیس لاو و بابی چارلتن منچستریونایتد را از تمام رقبا در صدر جدول پیش می‌اندازند. تا آغاز ژانویه و بازی‌های فشرده. تا آشکار شدن آثار خستگی در ساق‌های بابی چارلتن 34 ساله و دنیس لاو 31 ساله. اوفارل می‌گوید:

"این تیم، دو سال قبل با قهرمانی اروپا به اوج خود رسیده بود و حالا در سراشیبی نزول بود. وقتی مت بازبی به خانه‌ی من در لستر آمد تا درباره‌ی جانشینی خود صحبت کند، در این باره مفصل حرف زدیم. خود او معتقد بود که برای ساخت یک تیم تازه حداقل 5 فصل زمان نیاز است. اما سر مت مرا ناامید کرد... او به قول خود وفادار نماند..."

اوفارل از سایه‌ی بازبی در همه جا حرف می‌زند. از دشواری کنار گذاشتن بابی چارلتن. از حضور تنها یک بازیکن جوان -مک ایلروی- در ترکیب. با همه‌ی اینها، آغاز اوفارل در من یونایتد درخشان است. پیروزی برابر آرسنال فاتح دوگانه‌ی فصل قبل در آغاز فصل. پاییز دلنشین با 9 برد در 10 مسابقه. یونایتد سرگرم کننده. پیروزی برابر وستهم در الدترافورد با هت‌تریک جرج بست. مساوی 3-3 در دربی منچستر. پیروزی 3-1 برابر اسپرز.... زمستان اما در راه است... نیم‌فصل دوم، روی تاریک تیم اوفارل استا... لغزش تا رده‌ی هشتم. کابوس‌ فصل بعد. بدون برد در 9 بازی ابتدای فصل. سرانجام و در ماه دسامبر، پس از شکست 5-0 برابر پالاس، اوفارل اخراج می‌شود. اوفارل، برای فرار از سایه‌ی بلند بازبی، به جایی دورتر می‌رود. جایی برای تغییر نسل و ساخت یک تیم تازه. جایی برای فتح یک مدال. فرانک اوفارل، سرمربی تیم ملی ایران!