ضربه رونالدو محکم و تکضرب و بغل پا به زاویه مخالف بود. یک عمر تجربه پشت ضربه رونالدو بود. ضربه رونالدو یک ضربه کلاس جهانی و یک کلاس آموزشی بود. گلر عالی عمل کرد اما ضربه رونالدو آنقدر محکم بود و آنقدر زاویه داشت که گلر نتوانست توپ را «بهتر از این» دفع کند.
این توپها را باید به زاویه مخالف زد. در تمام اکادمیهای فوتبال دنیا هم اموزش میدهند که این توپ ها باید به زاویه مخالف زده شود. ضربه رونالدو زاویه خوبی هم داشت چون اگر رونالدو میخواست ریسک کند و ضربه را با زاویه بیشتری بزند که دور از دستان گلر باشد، ممکن بود از کنار تیر دروازه به بیرون برود. حساسیت بازی آنقدر بالا بود که پرتغال فقط گل میخواست. مطمئنترین ضربه ای که رونالدو میتوانست بزند دقیقا همین ضربه بود. شوت و استفاده از ریباند نوعی تاکتیک است و فوتبال در این سطح (مرحله حذفی یورو) انقدر بیبرنامه نیست که این حرکات «تمرین نشده» و فیالبداهه باشد. استفاده از ریباند یک تاکتیک ویژه به خصوص در فوتبال و بسکتبال است. مسی میخواست با توپ لاس بزند (احتمالا بعد از استپ توپ چیپ بزند) او حتی مالکیت توپ را به حریف داد تا برزیلیها ضد حمله بزنند و حتی کرنر هم نگرفت تا در دقایق اخر وقت تلف کرده باشند. توپی که به مسی رسید نیازی به استپ نداشت. هر مهاجمکلاس جهانیای که بود آن توپ را با بغل پا به صورت تک ضرب به زاویه مخالف میزد. درست مثل کاری که رونالدو کرد. منتها بازی مسی کلاسیک و آموزش دیده نیست. بازی مسی احساسی، همراه با بینظمی ، مبتنی بر غافلگیری، غریزی و گاهی اوقات فانتزی است. مسی متوجه حساسیت بازی نبود و فکر میکرد تیم حریف سوسیداد است. همه اینها را کنارِ اینکه رونالدو بعد از یک استارت انفجاری ۷۰ متری در دقیقه ۱۱۸ بازی، با این تمرکز به توپ ضربه زد،بگذارید. زیباترین صحنهای که از یورو ۲۰۱۶ در ذهنم مانده و خواهد ماند همین صحنه است. اگر یک روز یکی از من پرسید ضدحمله در فوتبال یعنی چه من کلیپ گل کوارشما به کرواسی را نشانش میدهم. این سکانس نقطه عطف قهرمانی پرتغال در یورو ۲۰۱۶ بود.
«مسئولیتپذیری» وجه تمایز رونالدو و مسی در این دو صحنه بود.


