مهر 96: پ. ش به ک. ح. ط

مهر 99: ک. ح. ط به م. ا

.

.

.

ساعت 12 شب

مشغول با آهنگی قدیمی از دوستی قدیمی،

به سرش می‌زند در سایت آپلودش کند

خاص بودن آهنگ و خاص تر بودن فرستنده

سبب می شود عکسی منتسب و یادآور او را انتخاب کند

سمت صفحه چت شان روانه می‌شود

پِی یافتن عکس نام برده

عکسی توجه اش را جلب می‌کند 

آپدیت تلگرام و اشاره انگشت باعث می‌شود نوتیفی به فرستنده آهنگ برود

تحت عنوان

Liked(??)

سعی می‌کند لایکِ عکس را بردارد،

فرستنده در این حین پیام می‌دهد: احساس کردم یه نوتیف اومد

.

.

.

با عرض معذرت، توضیح می‌دهد 

حین جستجوی آهنگی سهوا این اتفاق افتاده است

احوال پرسی می‌کنند

صحبت از ایام گذشته، اخبار حال حاضر و برنامه های آینده می شود

از وی درخواست عکسی از مورد علاقه ترین جای اتاقش می‌کند

برای یادگاری یا دقیق تر، یادگارووو

خداحافظی می‌کنند 

فرستنده آهنگ، خود ندانسته باعث تکمیل شدن این پست می‌شود 

و خواننده که حنجره را تراشیده، دل را می خراشد:

یک حس دلتنگی نشسته در گلویم باز 

.

.

ساعت  2 بامداد 

و فراموشی "کیمیا" ست