دیشب به همه حرفایی که در مورد خودکشی زدید فکر کردم ولی حقیقتا هیچ چیزی نمی تونه منو تکان بده چون آب از سرم گذشته
باید بین بیست ششم تا هشتم از پل نظام آباد از این دنیا سفر کنم با مادرمم زیاد صحبت کردم میگه من اشک هام از چنین اتفاقی هیچوقت خشک نمیشه و ممکنه نفرین هم بشم حقیقتش اینکه من کنترل شده نیستم که وقتی تصمیم بگیرم انجامش ندم بفکر این نیستم که بگم کمکم کنید چون نیازی نمی بینم دوبار بصورت ازمایشی اینکار کردم ولی ناموفق بوده میخوام بگم هیچوقت نزارید به این مرحله برسید و ناچارا سخت ترین حرکتی که برام همیشه بود راحت ترین بشه


