لااقل برای یک فصل دیگر نفس میکشیم. زیردریایی‌ها شادمان از فتح تورین، عقابهای بنفیکا، سرمست از غلبه بر بارسلونا، آژاکس، لیل، سالزبورگ.... حتی کلانترهای شریف مولداوی هم جشن می‌گیرند. مغرور از شکست غول مادریدی. همان‌ها که بیلیونرهای پاریسی از پسشان بر نیامدند. خبری از دو تیم شمال لندن نیست. و بارسلونای سقوط کرده. و پاریسی ها و بریز و بپاشهایشان... و ایتالیایی‌های به دنبال راه میانبر فرار از ده سال ناکامی در فتح لیگ قهرمانان... بله، فوتبال نیمه جان هنوز هم نفس میکشد:

ایتالیایی‌ها:

موتور محرک دومین تیم پرافتخار اروپا بودن را با شبهای مه آلود اروپایی سن سیرو در می آمیزیم و رنگ قرمز و مشکی بر تن فن باستن و ریکارد و شفچنکو و کاکا و.... را به آن اضافه میکنیم.ماشین لوکس گرانقیمتی است. خصوصا که حالا ای سی میلان، به سوی فتح سری آ می‌تازد. عناوین داخلی برای تیم همشهری هم بزرگ و پرطمطراق است. اینتر که پس از یک دهه به امپراطوری قهرمانی یوونتوس یورش برده. آخرین تیم ایتالیایی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا هر چند که 12 سال از آن گذشته باشد. مشکل بزرگ اما جای دیگریست.... فرسودگی

به نفر اول ترکیب تیم‌های ایتالیایی نگاه می‌کنیم. به موفقیت این فصل میلان، با الیویه ژیروی 36 ساله. به اتکای آنها زلاتان در 40 سالگی در فصل قبل. به خریدهای اینتر در راه قهرمانی فصل قبل. اشلی یانگ، الکسیس سانچز، ارتورو ویدال و روملو لوکاکو... بازیکنانی که روزگار درخشان آنها در لیگ برتر انگلیس و لیگای اسپانیا سپری شده. اینتر در جدال برابر لیورپول در سن‌سیرو با میانگین سنی 29.9 سال به میدان می‌رود! مسن‌ترین تیم فصل لیگ قهرمانان اروپا و 8 سال پیرتر از سالزبورگ 22 ساله پس از صعود از دور گروهی. تیم که به رغم نمایش درخشان، در 15 دقیقه‌ی پایانی مغلوب پسران کلاپ می‌شود. پیرمردها در زمینی قدیمی

سن‌سیرو، با شکوه و عظمت. سن‌سیروی با خاطرات فراموش‌نشدنی. تیفوسی‌ها. پرچم‌های افعی و شیطان. یادگاران دلامدونینا.... دو تیم میلانی اما بیشتر از همیشه در تاریخ گم شده‌اند. آخرین بازسازی اساسی سن‌سیرو به میزبانی ایتالیا برای جام جهانی 90 باز می‌گردد. و تنها تغییر در این سالها، تغییرات ظاهری برای میزبانی فینال لیگ قهرمانان 2016 بوده. در روزگار قرنطینه‌ی کووید، دیوارهای ترک خورده‌ی قسمت پایین ورزشگاه بدون هیاهوی تماشاگران بیش از همیشه عیان شد. اگرچه یک استادیوم تازه، تضمینی برای موفقیت نیست اما برای باقی ماندن در جمع نخبگان، نخست باید خانه‌ی خود را مرتب کنید.

انگلیسی‌ها: داستان‌های الدترافورد را در این ده سال بارها و بارها شنیده‌ایم. سردرگمی در ساخت بنایی جایگزین برج و باروی رفیع الکس فرگوسن. کسی در باشگاه هنوز نمی‌داند که هدف، الگوهای ساخت زیربنایی باشگاه با فن‌خال است، تکرار راه فرگوسنبا مویز یا نتیجه‌گرایی مورینیو؟ رانگنیک با ایده‌های  بلندمدت، تنها برای شش ماه روی نیمکت می‌نشیند! و بودجه‌ی یک میلیارد پوندی برای خرید بازیکن منچستریونایتد در 10 سال، من یونایتد رابه جمع 4 تیم برتر اروپا نمی‌رساند. اوضاع در شمال لندن اما تفاوت‌هایی دارد:

آرسنالی‌ها سرانجام راه خود را یافته‌اند. اعتماد به آرتتا، و زیرساخت‌هایی یادگار عصر ونگر، باشگاه را به مسیر درست بازگردانده. در زمین همسایه اما مالکان اسپرز با ولع به دنبال تکرار عصر خوش پوچتینو می‌گردند. نتیجه‌ی بی‌صبری تعویض سه مربی در 2 سال است و حذف از لیگ اروپا و تلاش برای کسب سهمیه‌ی اروپایی در این فصل... 

بله، سوپرلیگ بهترین گزینه برای این تیم‌هاست. یک دورهمی بی دغدغه، جمع‌آوری افتخارات بدون حضور کوچولوها و درو کردن میلیون‌ها یورو در هر فصل...

سالزبورگ لااقل در خانه یقه‌ی بایرن را می‌گیرد، لیل نفس چلسی را بند می‌آورد و ویارئال، یوونتوس را با گرانقیمت‌ترین خرید زمستانی این فصل در خانه نقره‌داغ می‌کند.... این آوای روحنواز نفس‌های فوتبال است...