سلام به همگی دوستان.عید همگی مبارک.سالی خوب رو براتون آرزومندم.

ببینید،من چند وقتیه که متاسفانه دچار یک نوع ناراحتی و تا حدودی افسردگی شدم که دلیل جالبی داره.من روی رفتار دیگران حساس شدم.یعنی گاهی اوقات بابت اینکه چرا جامعه در فساد فرو رفته غصه میخورم.مثلا چرا بعضیا که همین دوروبر ما زندگی میکنن اهل عرق خوری و روابط نامشروع و حرف های بی ادبانه و... هستن!حتی گاهی بابت اینکه یک عده تو این وضعیت ماسک هم نمیزنن،ناراحت میشم.شاید بعضیای شما اصلا ناراحت نشین و بعضیاتون هم اصلا به چشم یک مشکل بهشون نگاه نکنین،اما خب این چیزیه که منو ناراحت میکنه.

این شدت ناراحتی گاهی به درجه‌ای میرسه که واقعا بی حوصله میشم و قشنگ غمزده و ملول میشم.

من حدوداََ از ماه آبان ۱۴۰۰ اینطوری شدم.زمانی که فهمیدم همین آدمای معمولی که کنارم بودن و من باهاشون رفیق بودم و با هم میگشتیم هم اهل عرق خوری هستن.

یکی از تاثیرات بدی که داره اینه که باعث محدود شدن روابطم شده.به طوری که تبدیل به یک آدم بدبین شدم و دیگه مثل قدیم به سادگی با دیگران ارتباط نمیگیرم.تازه اینو هم در نظر بگیریم که من همینطوری در حالت معمولی هم خجالتی هستم!

خلاصه اینکه چکار بکنم تا از این فکرها دربیام و بتونم به سادگی زندگی معمولیمو داشته باشم؟ممنون??