جمله‌ی دلنشینی است. دلت آشوب می‌شود. چشمانت برق می‌زند. خنده‌های عصبی. دوست درباره‌ی آن حرف بزنی. ایران- کره، تخته‌ی پاره‌ای در اقیانوس... هر زمان که تنها بودیم، عقب ماندیم، تحقیر شدیم.. برد کره‌، فریاد رهایی پس از هر بغض ماست. از آل مکتوم امارات تا جینیان چین. از تهران تا سئول. بگذار این 90 دقیقه را دلخوش باشیم.

"جاویدان باد دوستی بی شائبه مردم دو شهر تهران و سئول که به پاس آن در سئول خیابانی به نام تهران و در تهران خیابانی به نام سئول نامگذاری گردید."

در سفرغلامرضا نیک‌پی شهردار تهران به سئول، بنای خیابان‌های در دوشهر با لوح یادبودی به مضمون بالا گذاشته می‌شود. روزگاری که ایران، قهرمان آسیاسیت. سه دوره‌ی پیاپی. قهرمان بازی‌های آسیایی. برابر کره. روزگاری که می‌گذرد... انقلاب. زیر و رو شدن.

نیک‌پی به جرم مرگ یک نفر در جریان تخریب خانه‌های جنوب شهر و طرح استعماری اختصاص یک خط خیابان‌های تهران به اتوبوس و ناتوانی در کنترل ترافیک تهران مفسد فی‌الارض شناخته و اعدام شد. سردار قلیچ‌، از کوه‌های آرارات به فرانسه گریخت و چا بوم کون کره‌ای در آلمان نخستین ستاره‌ی بزرگ آسیایی فوتبال اروپا.

روزی که از پناهگاه‌های پس از موشک‌باران بیرون آمدیم، دنیای دیگری را دیدیم. برج‌های بلند دفاتر سامسونگ در کوالالامپور و تایپه و امارات به آسمان رفت. تماشای دنیا از مانیتورهای الجی. دوو سیلوها و ریسرها و هیوندای اکسل‌های در اطرافمان. دو باخت 3-0 برابر کره‌ای‌ها در جام ملت‌های 1988 و مقدماتی جام جهانی 1994... تا آن بعد از ظهر پاییزی در آذر 1375. یک بازی خیال‌انگیز. به شاعرانگی نجواهای خسرو شکیبایی در خانه‌ی سبز آن روزها. به دیوانگی رامبد در جوانی. بیخیال برج‌های بلند سامسونگ و الجی. ما دلخوش به پروازهایی علی دایی هستیم. مهدوی‌کیا می‌دود. خداداد دریبل می‌زند. سریع‌تر از ماشین‌های کره‌ای. ظریف‌تر... بیخیال روزهای بعد از بازی...

هشت سال بعد. اصلاحات؟ کوی؟ کره‌ای‌ها را نگاه کن پسر. جشن‌هایشان بعد از شکست ایتالیای پرستاره. اسپانیا. پرتغال. به هر قیمتی... آنها تیم چهارم جهان هستند. با به رخ کشیدن جشن‌های سرخ، نظم و شادمانی در سئول.... حوالی خیابان تهران. کره‌ای‌ها به چین می‌روند. به جینان. و ما. جام ملت‌های آسیا 2004. پس از مصیبت تاخیر 12 ساعته‌ی پروازمان. بازی، بازی ماست. ایرانی‌های خسته. برابر تیم چهارم جهان. مگر همین را نمی‌خواستیم؟ یک بعد از ظهر جان کندن. مگر سانسورچی می‌تواند باله‌ی علی کریمی و مهدوی‌کیا را حذف کند... 4-3... این بازی ماست. زندگی ما. "امروز بازی ایرن کره ‌ست..."