اگه کسی خاطره ای داره تعریف کنه

من خودم دو سه بار برام پیش اومده و یه دفعه از خواب پریدم و برگشتم

 ولی واقعا مطمئن نیستم که واقعا اون موقع درحال مرگ بودم یا صرفا یسری تخیلات ساخته ی ذهن بوده

که اگرچه واقعا وقتی از خواب می‌پریدم ملتهب بودمیبارش همین امروز بود تو ماشین تو راه مسافرت بودیم که یجای تاریکی نشسته بودم و حس میکردم دارم میمیرم و یسری تصویر با سرعت خییییلی زیاد از جلو چشمم داشت رد میشد و مامانم هم کنارم بود، دستمو گذاشتم تو دستش و آرامش گرفتم و از خواب بیدار شدم آروم آروم

اخرش یکم هندی شد:)) ولی نمیدونم از چه قرار بوده ، آیا قرار بوده ما تو این سفر بمیریم ولی تقدیر خدا به دلایلی (شاید بخاطر مادرم) عوض شده ؟ نمیدونم

اتفاقا کمی بعدش هم زدیم کنار و ماشینمون خراب شد و امداد خودرو اومد و ماشینمون رو به نزدیک ترین شهر رسوند و تعمیر کرد و همه چی اوکی شد.

.

حالا رفقا از تجربیات خودتون بگید