حدود ۲ ماه پیش یه مراسمی بود رفته بودم خونه یکی از اقوام کرج ، رفته بودم خیابون آزادی یه بستنی فروشی بود اتفاقا مال یکی از هم استانی های ما هم بود ( اصالتا ) بستنی گرفتم خوردم بعد دست کردم تو جیب دیدم هیچی نیست ( بخاطر کرونا کلا پول نمیبرم فقط کارت استفاده میکنم ) خلاصه هرچی جیبا رو گشتم دیدم کارت نیست ، آقا مونده بودم چیکار کنم همینطوری که دست دست میکردم تو جیبا برا کارت یه آقایی اونجا بود فهمید چیزی همراهم نیست گفت خودم حساب میکنم ، حساب کرد و اینا منم کلی تشکر کردم و هرچی گفتم یه شماره کارتی چیزی بده بزنم به حساب گفت نه مهمون من باش ( اونم اصالتا هم استانی خودمون بود ) خلاصه اومدم گذشت اون داستان تا اینکه امروز صبح رفته بودم ساندویچی نود تو شهر خودمون ، همون آقائه رو دیدم اونجا!!!! سلام و احوالپرسی و اینا کردم کلی خوش و بش کردیم بعدم ساندویچش رو براش حساب کردم ، بنظرم خیلی اتفاق جالب و البته عجیبی بود ، واقعا سرنوشت چه چیزایی رو که رقم نمیزنه

یه اتفاق جالب که امروز صبح برام افتاد
۶۷۰ بازدیدیکشنبه ۰۷ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۰:۳۹


