برنامه master history به صورت بیطرفانه به بررسی تاریخ طرفداری میپردازه. تاریخ نگاری برنامه مون به این صورت هست که از کاربرانی که در اون واقعه ی تاریخی حضور داشتن و اکنون هم در دسترس هستن، سوال میشه و جواب هاشون اینجا پست میشه. البته کلمات رکیک و توهینی اگر باشه سانسور میشه.

در واقع هر کس از دید خودش تاریخ اون واقعه رو تعریف میکنه و برنامه ی ما قضاوتی راجب درست یا غلط بودن جواب ها نداره. جذابیت برنامه به همین هست که دیدگاه های متفاوت روبروی همدیگه قرار بگیرن و مانع از دید یک جانبه به تاریخ بشن.

 

 

در بخش اول تاریخچه ی مسترز که پارسال پست شد، اتفاقات و حواشی مسترز در سال 1399 رو مرور کردیم. توصیه میکنم اول یه نگاهی به بخش اول تاریخچه ی مسترز بندازید:

تاریخچه حزب مسترز(قسمت اول)

 

 

حالا در این قسمت میخوایم حواشی مسترز در سال 1400 رو مرور کنیم :

این قسمت : تاریخچه ی حزب مسترز (قسمت دوم)

مقدمه بحث و مروری بر سال99

 

مستر امیرعلی(انیمه فن):

سلام خدمت دوستان عزیز

مسترز تابستون ۹۹ یه حزب تازه تاسیس بود، با وجود تازه کار بودنش عضوای هم معروف و هم فعالی داشت که اکثر اون اعضا یا در بینمون نیستن یا اون فعالیت سابق رو ندارن متاسفانه. از نظر خودم استارت کار و یهویی بالا رفتن مسترز مسابقه مسترتلنت بود، البته که سری اول مسترتلنت اینطوری هم نبود که هر بخشی دلت بخواد شرکت کنی؛ هر دو نفری که به هم میخوردن در تمام بخش های مسابقه با هم دوئل میکردن. بگذریم از پاییز ۹۹ تا بهمن ۹۹ محتوا های یک پسته و هفتگی خیلی رونق داشت. ولی از وقتی سناتورز تاسیس شد توی این رفاقت ها و برنامه ها اختلال ایجاد کرد و کلا شور و شوق مسابقه گذاشتن و مسخره بازی هامون رو گرفت، دامن گیر خیلیا شد سناتورز و انگ خائن هم بهشون میخورد که منم بودم ولی خب علاقه ای به گفتن راجبش ندارم :|

 امیرشرلوک(نیگان):

از مسترز 99 اگه بخوام بگم حول و حوش بهمن ماه بود که پیرو صحبت ها و طرح ریزی های اسمیت قرار بر تاسیس یه حزب جدید داشتیم. چون اسمیت با شورای مسترز به اختلاف خورده بود. ولی وقتی که سناتور بیلبو و سناتور ویلیامز و سناتور امیرحسین که تو شورای مسترز بودن خیانتشون علنی شد و حزب سناتورز رسما تاسیس شد، شورای مسترز اومد سراغ اسمیت و گفت که برگرده و اسمیت هم من رو قانع کرد تا عضوی از مسترز شم. بعدش هم درگیری بین مسترز و سناتورز رسما شروع شد و چهره‌ی برخی بی خانواده ها آشکار شد((:

اسفند ماه هم اوج درگیری های مسترز و سناتورز بود که سناتورز گنده گو ، بیلبو، تهدید کرد تا عید خبری از مسترز نیست ولی خو همین الانش مشاهده می‌کنیم، خودش و رفقاش دکمه‌شون رو از سایت زدن ولی مسترز همچنان ادامه دارد...

 

 مستر بوندس:

همونطور که سری قبل گفته بودم تاسیس سناتورز باعث شد به مسترز برگردم چون تو اون مقطع حزب بهم نیاز داشت. البته بعد از این بازگشت، علاقم به حزب بازی کمتر شده بود و تغییر رویه دادم و دیگه خودمو برای دفاع از هم حزبی ها به آب و آتیش نمیزدم به اونصورت...

 

 

 

فروردین 1400

 

اسمیت: 

شروع دوره ای جدید از درگیری های آبکی حزبی بعد از اون آتش بس پشمی که فکر کنم همه بدونن حاصل چی بود??‍♂️. شهاب اون موقع توی سناتورز عین یه موجود چهار پای حامل ویروس هاری، به همه در هر حالتی حمله میکرد. یعنی در حدی بود که زیر یه استای "سلام صبح بخیر" میومد یه دعوا های عجیب ۱۵۰ کامنتی ایجاد میکرد. اکانت اصلیم مسدوده وگرنه براتون لینک میذاشتم متوجه بشید از چه چیزی حرف میزنم?. ولی مهم تر از همه چیز این بود که این دعوا ها باعث اتحاد و رفاقت های محکم تر از قبل بین اعضا میشد. کلا این درگیری های کشکی با سناتورز همیشه برای ما خیر و برکت داشته. خدا خیرشون بده??. بخاطر همینا ست که همیشه سعی میکنم جلوی مسترز یه دشمن (حتی شده پوشالی) ایجاد کنم. تفاهم بین بچه ها بالا میره و رفاقتشون محکم تر میشه. یعنی همون هدف اصلیِ شخص من و عماد توو روز اول?‍♂️.

 

احسان منچستری(ᴇʜꜱᴀɴ⭐️ ツ) :

چیزی یادم نمیاد شاید مهم ترینش تاسیس حزب موز به رهبری سید بایرنی باشه

 

 مستر بوندس:

با شروع سال جدید پست عضوگیری جدید زدیم و کار رو شروع کردیم. بیشتر فعالیتمون برگزاری مسترتلنت2 و درگیری با سناتورز و ... بود. از شورا هم تا جایی که خبر داشتم مارویک(تو شورا فرمانده صداش میکردن) رفته بود و احسان منچستری و مملی شریف وارد شورا شده بودن. اون مقطع یادمه امین راموس و علی مارشال تو دعواها زوج خوبی رو تشکیل داده بودن :)) یک بدعت هم در حزب نهادیم و میثم(مسترشایع) که واتساپ نداشت رو ارشد کردیم.

 

 

 

 

اردیبهشت 1400

 

مستر بوندس:

اون اوایل سعی میکردم اختلاف بندازم بین شهاب و موسسای سناتورز چون شهاب فعالترین و محبوبترین عضوشون بود. موسسای سناتورز خودشون عقب نشسته بودن و این طفلک رو انداخته بودن جلو براشون دعوای حزبی کنه؛ موسسایی مثل ویلیامز که وقتی توی مسترز بود شهاب رو خیلی مسخره میکرد و پشت سرش فحش میداد. اوج درگیری مسترز و سناتورز هم سر حرکت خفن میثم شکل گرفت که از شهاب شماره کارت گرفت و پول این فاحشه ی لندن(#شوخی) رو براش کارت به کارت کرد :)) بعدش دعوا شد و خیلی ها از هر دو حزب تعلیق و مسدود شدن

میثم همچنین اعضایی مثل کیان ملتفت و کامران امباپه رو جذب کرد که بعدا روی حزب تاثیر گذاشتن.

آخرای اردیبهشت یا اوایل خرداد بود دقیق یادم نیست که رفاقتی بین من و شهاب شکل گرفت. رمز اکانتمو خواست و بهش دادم. البته قبلش خصوصی های محرمانه حزبی رو پاک کردم. اونم رمزو عوض کرد و چند تا استای زشت با اکانتم گذاشت و خصوصی هامو پخش کرد که باعث شد شورای مسترز شدیدا ازم شاکی بشه. به قول میثم درست موقعی که حزب توی بدترین وضعیت خودش بود من با قضیه رمز اکانتم یه ضربه سهمگین بهش زدم

 

 احسان منچستری:

 لو رفتن رمز و خصوصیای بوندس و اتک اعضای سناتورز با اک بوندس

بعد ازینکه شهاب(اون موقع تو سناتورز بود) پروفشو از کوالا به میسی ویلیامز تغییر داد، بوندس بهش تمایل نشون داد یه مدت گذشت تاحدودی باهم رفیق شدن (البته بعدا فهمیدم چرا بوندس باهاش طرح رفاقت ریخت) بعد ازین شهاب برای اینکه رفاقت بوندس بهش ثابت شه ازش رمز اکانتشو خواست آخرم بوندس بهش رمزشو داد مثل اینکه اونشب با سید بایرنی و اعضای سناتورز کل خصوصیای بوندسو زیر و رو کردن خلاصه. یه مدت بعدش هم با اکانتش اتک زدن آخر سر هم اکانتش مسدود شد

 

مستر شایع:

باگ سایت و ویرایش پست ها :

این از سری اتفاقای عجیب بود تو سایت یادمه اولین نفر بهنام بود که بهم گفت بیا پستامو ویرایش بزن ببین میشه(بهنام اون موقع دکتران بود و من مسترز ببین چه اعتمادی داشت که گفت اینو به من) بعدش همه شروع کردن به ویرایش پست پستای خیلی از کاربرا تغییر کرد مثلا خیلی از پستای بدرد بخور جواد ام تی اس پرید و یا پستای آگاه پر از فحشای به مقامیون شد و سناتورز ضد مسترز و مسترز ضد سناتورز ویرایش میزد ویترین مطالب منتخب کابران به لحظه ویرایش میشد و اسکرین های زیادی در اومد از اون موقع

لو رفتن رمز بوندس:

دل بوندس پیش شهاب گیر کرد و رمزو بهش داد من هنوز نفهمیدم شهاب در دوران سناتورزش و سید بایرنی چرا باید رمز اکانت بوندسو داشته باشن؟:/ کلی اسکرین در اومد از استاهایی که با اک بوندس زده شد و خب پس از مدت ها سوژه دادیم دست رقیب همین لو رفتن رمز رید به یه قسمتایی از مستر تلنت که حیف بود اون قسمت بعدش هم بوندس تک تک عذر خواهی کرد از همه ولی خب دیگه کاری بود که شده حتی میخواست واسه یه مدت بره از سایت که بچه ها مجابش کردن بمونه و جمعش کنه

 

امیرشرلوک:

2 تا موردی که یادم مونده، یکی باگ وحشتناک سایت و امکان ویرایش پست دیگران هست که طی اون درگیری مسترز و سناتورز باز اوج گرفت که صد البته سناتورز طبق معمول به ابدیت رفت((: اون یکی هم افتادن اک بوندس دست شهاب و سناتورزیا بود که خوب عقده‌شون رو خالی کردن.

 

اسمیت:

یکی از درجه یک ترین حرکاتی که تا الان توی این حزب بازیا دیدم توی این ماه توسط میثم یا همون مستر شایع اتفاق افتاد. تا جایی که یادمه میثم توی خصوصی شهاب گفت بدهی‌مون چقدره؟ شماره کارت بده پرداخت کنم. شهاب هم اومد خفن بازی در بیاره شماره کارتش رو زارپ براش فرستاد. چون گوشی میثم اون زمان بخاطر ضعف گوشیش همراه بانک نداشت شماره کارتو برای ما فرستاد. اگه اشتباه نکنم یکی بین س.م یا ا.ف پنج هزار تومن خرج کرد تا سوژه خنده و لفظ یه مدت ما جور شه بلکه یکم سرگرم شیم. دمش هم گرم?❤️. حاج ممد هم یه تایمی اومد و با کصخلیتاش کلی ما رو خندوند. باگ تاریخی ویرایش پست ها هم برای ۱۷ ام بود. یکی از بچه های مستر گپ اولین بار کشف‌ش کرد و نشستیم با بچه ها کلی مسخره بازی در آوردیم. البته نهایت مسخره بازی ما درحد ادیت زدن یه سری پستای بی ارزش و‌ مسخره بود. هنوز نمیدونم کدوم کصخلایی کار رو متمایل به کثافت کاری های چندش کردن :| (مخصوصا اون پست اپراتور?). از طرفی بوندس یه دل نه صد دل عاشق دل خسته شهاب یا همون هیولای لندن شد و در این راه رمز اکانتش هم بهش داد تا یه اتک چند استاتوسه بخوره و صد البته سید بایرنی هم این وسط بره از خصوصی های بوندس کلی شات بگیره. (یه حرفی هم با شما دارم سید جون که الان فاز پیغمبری گرفتی و مردم رو حتی بخاطر رپ گوش دادن نهی از منکر می‌کنی. شما همون گرازی هستی که اولین نفر رفتی خصوصی ملت رو شخم زدی و این کار رو تا الان هم بار ها تکرار کردی. چرا الان به یکی که نصف همین بلا ها رو هم سرت نیاورده و حتی پشت سرت یعنی جلوی ما هم هوات رو داشته تا دهنت رو به ۳۶۷ روش آمازونی ن.گاییم کلی ک.صشر میگی؟ البته برای تویی که سر تا پات تناقضه این چیزا عادیه. یه جا عر میزنی که چرا به اعتقادات ما توی یه مکان خیالی توهین شده، بعدش خودت توی بیوت چیزی داری که خودش توهین به مقدسات یه عده‌ست. اگه همچین آدم چلغوزی هستی حداقل یکم شرف داشته باش و این ک.صشر بودنت رو توی ملع عام هم اعلام کن. باور کن این گه‌دونی ارزش اینو نداره که انقدر به خودت فشار بیاری تا بچه مثبت خودتو نشون بدی. اینجا مسجد محله‌ت نیست و کاربرا هم عمامه سرشون نذاشتن. خودت باش اَبرو متصل‌.)

 

کیان ملتفت:

تو اردیبهشت چند تا اتفاق جالب افتاد که مهم ترینش باگ ویرایش پست ها بود این باگ اینطوری بود که هر کاربری میتونست پست های مختلف بخش های کاربران رو ویرایش کنه و تغییراتی در اون اعمال کنه( حتی برچسب ها هم قابل تغییر بود) حتی پست های من هم توسط دای نوید ویرایش شد:))) بیشترین تغییرات هم تو پست پین شده بخش کاربران رخ داد که برای علیرضا نجاتی هست و اسم پست، متن پست، برچسب های پست، عکس پست و.... هر ثانیه تغییر میکرد و کاربرا خلاقیتشون رو نشون میدادن:))) این قضیه باعث از بین رفتن پست های قدیمی زیادی شد و پست هایی از بخش کاربران که بالای ۱۰۰ کا ویو خورده بود هم توسط کاربران مطالبش پاک شد اما قسمت جذاب این باگ تغییر دادن عکس یا نوشته های پست های کاربران به عکس و نوشته های +۱۸ بود که نمونه هایی از اون رو خود من هم استا کردم و تو کانال های احزاب هم هست ممکنه هنوز هم اثر این ویرایش ها تو پست های قدیمی مستر جواد، مقام آگاه و پست آهنگ که ناظر گذاشته بود باشه‌ یه اتفاق دیگه هم تو بخش کاربران رخ داد که لو رفتن رمز اکانت بوندس بود و استاهایی که اعضای سناتورز با اون اکانت زدن و اسکرین هایی که از خصوصی های اون اکانت گرفته شد درباره این قضیه گفتن چند تا نکته خالی از لطف نیست صبح اون روزی که این اتفاق افتاد، دو نفر از افرادی که پشت این حرکت بودن به من اطلاع دادن که یکی از اونا دوستم بود که با مولتی تو سناتورز بود و یکی دیگه هم سید بایرنی(محمدرضا) بود من اون موقع عضو عادی حزب بودم و تقریبا بی خبر از هدف بوندس و شهاب و بقیه و تنها کاری که کردم به احسان اطلاع دادم قضیه رو که با شورا در میون بزاره و موقعی که استاها شروع شد به ناظر پیام دادم که رمز اکانت لو رفته و دارن با اون اکانت استا میزنن که ناظر اکانت بوندس رو موقت مسدود کرد و مانع از ادامه استا زدنا شد و این قضیه با اینکه زیاد طول نکشید اما به جرات میشه گفت مهم ترین کار شورا سناتورز علیه مسترز بود چون حرف های مهم و جالبی برای رقبای مسترز تو خصوصی های بوندس وجود داشت تو همون روز سید بایرنی یه استایی زد که حاوی خصوصی های بوندس بود و در استاهای دیگه به مارشال و سناتور امید فحش ناموسی داد (هرچند خودش میگفت که اکانت دست خودش نبوده و یکی که رمزش رو داشته و اون فرد استا و اون فحش ها رو داده) و همون روز امین راموس به من پیشنهاد ارشد شدن تو حزب رو داد که من چون نمیدونستم رویه شورا مسترز چطوریه و به واتساپ دسترسی نداشتم، بهش گفتم که از اول تیر عضو شورا میشم که روز بعدش پیشنهاد ارشد شدن بدون حضور تو واتساپ رو داد که من قبول کردم

 

کا:

مهم ترین اتفافی که تو این ماه افتاد به نظرم این بود که بوندس رمز اکانتش رو به شهاب داد و شهاب چندتا استا علیهش گذاشت حرکت بوندس اینجا واقعا *صخلانه بود و ازش انتظار نداشتم حقیقتا :| باگ ادیت هم تو این ماه اتفاق افتاد که چون اونموقع از شانس بدم افلاین بودم نمی‌تونم راجب بهش نظر بدم. کیان هم اونموقع ارشد شد که فکر کنم خیلی اتفاق مهمی بود، قطعا کیان یکی از موثر ترین عضو های حزب تو سال 1400 بود.

 

 

خرداد 1400

 

کیان ملتفت:

تو خرداد ماه هم چند تا اتفاق جالب رخ داد. یکیش پیوستن شهاب بعنوان ارشد سناتورز به مسترز بود (هرچند به طور رسمی اعلام نشد ولی مسترزیا میدونستن این موضوع رو) که من همون زمان به سه دلیل مخالف بودم ولی رای ممتنع دادم (که به خود شهاب بعدا تو زمان حضورم در شورا گفتم) چون نسبت به سایر اعضای شورا اطلاع کمتری راجع به شهاب و شرایط اومدنش به مسترز داشتم دلیل اولم این بود که برام عجیب بود کسی بعنوان ارشد سناتورز باشه ولی بیاد عضو عادی حزب رقیب بشه (نمیدونستم که قراره عضو شورا مسترز بشه) دلیل دوم این بود که با اومدنش به مسترز عملا به دوستاش تو سناتورز خیانت کرده، از طرفی سید بایرنی تو خصوصی با من همه تقصیرای استا کردن خصوصی های بوندس رو گردن شهاب انداخت و یکی دیگه از دوستاش (مهدی آتالانتا) هم با شهاب درگیر شده بود و اسکرینی برام فرستاده بودن که توش شهاب از بوندس خواسته بود مهدی آتالانتا رو اخراج کنه؛همه اینا دست به دست هم داد که من به این نتیجه برسم که ممکنه همین کارهایی که سر دوستای قبلیش کرده سر ما هم بکنه و دلیل سوم هم این بود که تا جایی که یادمه رای های مخالف و موافق اعضای شورا به هم نزدیک بود و من چون بواسطه یه قضیه دیگه به امین راموس شک داشتم( که بعدا فهمیدم سو تفاهم بود، هرچند خودش نمیدونه این موضوع رو) و به بوندس هم بخاطر قضایا لو رفتن رمز اعتماد نداشتم رای ممتنع دادم هرچند اومدن شهاب به مسترز، تا اون حدی که فکر میکردم بد نبود و در بعضی قسمت ها مفید هم بود و بواسطه خروج شهاب از سناتورز، حزب سناتورز افت شدیدی کرد و اعضاش یا خارج شدن یا فعالیتشون خیلی کم شد و چندتا از دوستاش رو هم به مسترز آورد تو خرداد اتفاق مهم دیگه ای هم رخ داد که فکر میکنم اولین بار هست که بیان میشه تو اردیبهشت و خرداد، سایت شلوغ بود ولی کاربرا تو استاها مشغول بودن و کمتر کسی پست کار میکرد طوری که اعضای مسترز در طول هفته نهایتا دو یا سه تا پست میزدن و اگه کاربری پست خوب میزد حداقل ۲۴ ساعت توسط سایت پین میشد در حالی که تو تابستون پست ها حداکثر چند ساعت پین میشد و بعد آن پین میشد اوایل خرداد من یه استا زدم که «میخوام تفسیر آلبوم گوزن سورنا رو انجام بدم، بنظرتون تو یه پست باشه یا چند تا پست؟» بعد این استا میثم پیام داد و بعد از چند دقیقه صحبت، ایده اکانت تولید محتوا رو داد که از نظر من بهترین ایده ای بود که تو دوره حضور من تو حزب ارائه شد و این ایده باعث انجام گروهی خیلی از پست ها و طرح ایده های جدید برای مسابقه ها، پست ها و.... شد و بخش عمده ای از پست های مستر رپ که اکثرشون پست صفحه یک گوگل هستن تو اون اکانت مطرح شد و با کمک بقیه انجام شد

 

کا:

تو خرداد مظلوم نمای لندن اومد مسترز که اتفاق عجیبی بود، بوندس هم از یکی دو هفته قبل بهم گفته بود که شهاب می‌خواد بیاد حزب و سعی کنم باهاش گرم بگیرم. در کل تنها فایده مظلوم نمای لندن برای مسترز تضعیف کردن سناتورز و اوردن چند نفر بود. (البته به گفته خودش این که خیانت نکرده به مسترز هم یکی از کار های خوبش بوده :)) اما می‌رسیم به یکی از بهترین حرکت هایی که تو مسترز دیدم، میثم (مستر شایع) یه اکانت زد و توش تولید محتواکنندگان مسترز رو جمع کرد و ما تو اون اکانت برنامه ها و محتوا های مسترز رو هماهنگ می‌کردیم که این حرکت باعث شد خیلی مسترز تو تابستون بترکونه. کلا میثم ذهن خلاقی داره، همون چیزی که حزب بهش نیاز داره.

 

اسمیت:

شروع خشونت بیش از حد مدیریت سایت. اولین حرکت هم تعلیق دائم چند نفر بخاطر دیس دادن به کامنت م.ه یا لایک دادن به کامنت مخالفش بود.

اتفاق اصلی این ماه اما بازم بین بوندس و شهاب اتفاق افتاد. من برای چند روز از شورا لفت داده بودم تا به وقت گذرونی با کسایی که دوسشون دارم برسم. تا اینکه یهو یقه منو گرفتن و گفتن کار مهم داریم برگرد. گویا قضیه از این قرار بود که بوندس گفته بود یا شهابو بیارید مسترز، یا من میرم بخاطر شهاب با بهنام و کفتار حزب میزنم. شورا بنظر موافق بود ولی برای همچین تصمیمی گویا نیاز به تایید ۱۰۰٪ اعضای شورا بود. پس نظر من یه جورایی شده بود تعیین کننده (و این موقعیت از همون مواقعی هست که خیلی بدم میاد توش قرار بگیرم). حقیقا وقتی اسم بهنام اومد خیلی کفه ترازو سنگین شد. حس می‌کردم بهنام آدمیه که پتانسیل شدیدی توی حزب بازی داره (که چند ماه بعد فهمیدم حسم درست بوده). از طرفی من به بوندس بابت اتفاقات چند ماه قبل بدهکار بودم توی رفاقت و باید یه جوری جبران میکردم. پس منم با این دو استدلال قبول کردم. ولی این انتهای قضیه نبود. اصرار بر این شد که من اد بشم به گپ. چند نفر اومدن توصیه کردن که حاجی با شهاب مهربون باش و... . منم اصن همینجوری سین نزده رفتم توو گپ و باهاش گرم گرفتم?. البته این کلا استایل منه و ربطی به این مسائل نداره. کسایی که منو میشناسن خوب میدونن که من اگه بخوام و جو مهیا باشه بنظرم، حتی وقتی اسم طرف مقابلم رو نمیدونم هم سعی میکنم خوب برخورد کنم. به قول امیر شرلوک من توو برخورد اول به حدی ممکنه پسرخاله طور بیام جلو که طرف مقابل فکر کنه یا دارم ک*خلش میکنم یا ک*خلم??‍♂️. خلاصه اینکه با تایید نهایی جوری با شهاب گرم گرفتیم که انگار از اول رفیق ما بوده، نه دشمنمون. البته روند انتقال رسمی به مسترز و آشنا کردنش با اعضامون خیلی زمان و انرژی گرفت.

 

مستر شایع:

سر یه اتفاق توی شورای سناتورز، ویلیامز و شهاب با هم دعواشون شد چون شهاب نمیخواست ویلی هی زرت و زرت گزارش بزنه شورای سناتورز طرف ویلی رو گرفت(احتمالا به علت سفید مفید بودنش) و شهاب به علت این قضایا از سناتورز اومد بیرون و به علت مسائل پیش اومده با بوندس اومد به مسترز و حدود سه چهار نفری هم با خودش آورد

 

احسان منچستری:

فراهم شدن زمینه انتقال شهاب به مسترز بعد از ماجرای اکانت بوندس و یه سری اتفاقات درون حزب سناتورز، شهاب به جدایی از سناتورز متمایل شد تو این شرایط بوندس فرصتو غنیمت شمرد و ضمن هماهنگی با اعضای شورا، با شهاب یه سری حرفا رو رد و بدل کرد در نهایت قرار شد شهاب به طور مخفیانه مستقیما وارد شورای مسترز شه. بعد از رد و بدل شدن یه سری حرفا بین ما و شهاب قرار بر این شد تا بعد از کنکورش تو سناتورز بمونه بعدش رسما بیاد مسترز

 

مستر بوندس:

فعالیت حزب خیلی کم شده بود طوری که میثم یه اکانت اختصاصی برای هماهنگی محتوا زد و به زور از بقیه محتوا میکشید بیرون :)) این بهترین حرکت میثم توی مسترز بود چون همون اکانت باعث شد اعضای عادی مثل کیان، کا و روزبه و ... فعال بشن و به استعدادشون پی ببریم. کیان رو هم مثل میثم خیلی زودهنگام و بدون واتساپ ارشد کردیم و انصافا هم تبدیل به ستون حزب شد.

خب برگردیم به قضیه شهاب؛ شهاب بهم پیشنهاد داد که مثل دو تا پرنده ی عاشق با هم، حزبی جدید تاسیس کنیم اسم بهنام و کفتار رو هم اورد که یعنی ما 4 تا موسسان حزب جدید باشیم. من که هم مسترز رو دوست داشتم و هم شهاب رو، بهش گفتم خب تو بیا مسترز. اونم گفت به شرطی میام که بتونم تو شورا باشم و ایده هامو اجرا کنم رفتم با کلی استدلال حزبی مختلف شورا رو راضی کردم تا شهاب رو قبول کنن. شهاب با اینکه عضو سناتورز بود مستقیما اومد تو شورای مسترز و ارشدای مسترز هم به اصرار من با شهاب گرم گرفتن و ازش استقبال کردن. خودمم به عشق شهاب برگشتم به شورا (دوباره ارشد شدم?) و جشنواره بهاری مسترز رو برگزار کردیم و کارای دیگه...

 

 

 

تیر1400

 

مستر بهنام:

تو این ماه جدی تر وارد مسائل حزبی شدم، اون زمان تجربه الان رو نداشتم و نمی دونستم قواعد کار چجوریه و چجوری میشه یه گروه رو مدیریت کرد تا از هم جدا نشن. از این رو سعی کردم آرش(کفتار) که تجربه ارشد بودن تو مسترز رو داشت به علاوه شهاب که کاربر محبوبی بود بیارم دکتران تا بتونیم با مسترز رقابت کنیم. ولی خب تو یه حرکت عجیب و غریب ولی قابل پیش بینی میگم قابل پیش بینی چون توی چت هایی که با شهاب داشتم می فهمیدم که به شدت متمایل شده به مسترز و دشمنی نداره. بعدا فهمیدم همون زمان که من رو فرستاده بود دنبال نخود سیاه، داشت تو شورای مسترز برنامه میچید. البته خب قواعد کاره منم حق گله ندارم :) با رفتن شهاب و کمرنگ شدن فعالیت اعضای اصلی دکتران در کنار اندکی نارفیقی از بعضی عزیزان باعث شد ادامه کار ممکن نباشه و نمی تونستیم بیایم خودمون رو پایبند یه جمعی بکنیم که توان حمایت ازشون رو نداریم کار درستی نبود. ما مانع حرکت رو به جلو اعضا دکتران بودیم. از این رو خب دکتران منحل شد و منم به مسترز رفتم. مسترز جایی بود که امیر دیکاپریو و بوندس رو داشت کسایی که خیلی تو سایت و حزب بازی قبولشون داشتم و همچنین رفقای نزدیکم مثل شهاب و شایع هم اونجا بودن. خب من یه مشکلاتی با اسمیت داشتم از این رو قرار شد اول مشکل با اسمیت حل بشه بعد بیام که خب اسمیت بر خلاف استا های تند و تیزش، خیلی باحال بود و یه کارایی کرد همون روزای اول که باعث شد من خیلی قبولش داشته باشم. بعد از منحل شدن دکتران حزب موز و سناتور هم با هدف مقابله با مسترز ترکیب شدن اما راه به جایی نبردن.

 

اسمیت:

اومدن شهاب بالاخره رسمی شد. اوضاع آروم پیش می‌رفت. شهاب از شدت رفتار خوب ما (که از نظر اون خوب بود وگرنه نرمال بود واسه ما) پشماش ریخته بود. یادمه وقتی به یکی از گپ هامون اضافه‌ش کردیم اون روزی که رسمی شد، یکی از به اصطلاح "*صشر تایم" های گپ بود و دقیقه ای ۲۰ تا پیام حداقل رد و بدل میشد که این باعث شد شهاب سریعا با اعضای عادی هم رابطه‌ش خوب شه.

سید بایرنی و‌ اکیپش (لردز یا همون ادلرز) هم این ماه خیلی سعی کردن تغذیه کنن ولی یکیشون یه اشتباهی کرد و کامران امباپه رو گزارش زد تا دهنشون به طرز وحشتناکی سرویس شه? ( https://t.me/MASTERs_tarafdari/203 ).

 

امیر شرلوک: 

جمعیت سایت و حزب از نظر فعالیت نصف شد چون اکثرا تایم کنکورشون بود

 

مستر بوندس:

اینکه گنده ی سناتورز اومده بود مسترز، رو افکار عمومی دیتابیس:)) اثر گذاشت و باعث شد خیلی های دیگه هم برای مسترزی شدن مشتاق بشن و پست عضوگیری مسترز حسابی شلوغ بشه با شروع تابستون حزب شدیدا اوج گرفته بود. کیان ملتفت هم به شورا اضافه شد. کیان هم بین کاربرا محبوب و معتبر بود و هم فعالیت شدیدی توی جلو رفتن محتوا و برنامه ها داشت و هم توی حواشی و دعواهای حزبی حاضر بود و هم در پشت صحنه کارا رو مدیریت میکرد. کلا یه پکیج کاملی از ویژگی های خوب بود.

و همچنین اعضای بااستعداد دیگه ای مثل کا و روزبه و دیان وارد تیم مدیریتی شدن. قدیمی های مسترز مثل مارویک با قدرت برگشته بودن. حزب دکتران منحل شد و اعضای خوبش جذب مسترز شدن. حاشیه ای که نداشتیم فقط سید بایرنی و رفیقش ال ام 10 یکم راجب کا زبون درازی کردن و کامران امباپه جمعشون کرد. هر چند پیوی من پر شد از درخواست هایی که میگفتن سید گناه داره استرس گرفته مجازی رو با واقعی قاطی نکنید و فلان. منم از کامران خواستم بیخیال اون دو تا بشه، تا یه وقت کودکی سکته نکنه گناهش بیفته گردن ما :) کا رو هم گذاشتیم ادمین اختصاصی انجمن که حسابی ترکوند و واقعا کا خیلی تاثیرگذار بود.

 

کیان ملتفت:

هرکی یه سال توی طرفداری باشه روند حضور و عدم حضور کاربرا در فصل های مختلف رو متوجه میشه. اواخر خرداد و اوایل تیر معمولا بخاطر امتحانات و کنکور سایت خیلی خلوت میشه و از بین رفتن اکثر حزب ها هم مزید بر علت شد که تابستون با ریزش شدید کاربر ها همراه باشه توی این ماه اتفاق خاصی رخ نداد بجز اعلام رسمی مسترزی شدن شهاب و شروع رقابت های مستر رپ بتل (حماسه استیری و کاربر قدیمی) فکر میکنم کاربرلیگا امیر تراکتوری و مهدی آتالانتا(شروع با آتالانتا بود ولی بقیه‌ش رو امیر انجام داد) هم برگزار شد که بعد رسیدن به یک هشتم، متوقف شد

 

کا:

حزب دکتران منحل شد و بعضی عضوهاش مثل بهنام وارد مسترز شدن.

بنده هم به عنوان ادمین اکانت انجمن انتخاب شدم و امیدوارم بچه ها از فعالیتی که تو اکانت انجمن دارم راضی باشن. کاربرلیگای امیرتراکتوری هم شروع شد که به خاطر یه دلایلی همه مسترزیا رو کشیدیم بیرون و لغو شد. البته بعدا نشاط کاربرلیگای تابستون رو برگزار کرد که می‌رسیم بهش. ‌‌سید الساندیسی و امیر ال ام تن هم اومدن *وهخوری، ولی خب اشتباهشون این بود علاوه بر من، کامران رو هم گزارش زده بودن و این باعث شد به طرز وحشتناکی *ایه کنن و دکمشون رو برا یه مدت خیلی کوتاه از سایت بزنن (https://s4.uupload.ir/files/689eda5b...)‌‌

 

 

مرداد 1400

 

مستر بوندس:

سناتورز که ضعیف شده بود، با ادلرز(آتیشی ها یا همون موزی های سابق) ادغام شد و مثلا یه ابرحزب تشکیل دادن و اینطوری سناتورز دوباره قدرت گرفت و تعدادشون زیاد شد. البته جاکشا بعد اینکه حزب سید بایرنی ضمیمه ی سناتورز شد، خود سید بایرنی رو انداختن بیرون :))

حاشیه ی این ماه هم قضیه متین بود که بعد از رد شدن درخواست عضویتش، شروع به توهین کرد. کای کبیر هم جوابش رو داد و اینطوری درگیری شروع شد. متین هم برای مقابله با مسترز رفت عضو سناتورز شد. دیگه بعدش کاری برام پیش اومد که نیاز به تمرکز و وقت بیشتری داشت. منم مجبور شدم حزب بازی رو حداقل برای مدت 1 ماه کنار بزارم بهنام رو جایگزین خودم کردم و خودمسدودی نموده و رفتم

بعد رفتنم با مولتی چک میکردم مسترزی ها با رهبری مارویک یه پویش #نه به آنتن راه انداختن و متین رو تحریم کردن که حرکت جالبی بود. مسترتلنت3 رو هم مارویک استارت زده بود. دیگه بعدش رو خبر ندارم...

 

امیرشرلوک:

عَبَر حزب و ترکیب موز و سناتورز که مثلا خواستن جلو مسترز شاخ شن که آخرش باز یه شرمگاه مصنوعی نوش جان کردن

 

کیان ملتفت:

ادغام سناتورز و آدلرز(موزها یا یه چیز دیگه اسم قبلیشون بود) رو داشتیم که با چند تا از اعضای گروه دکتران (که بعد از انحلال حزب دکتران تشکیل شد) ابر حزب رو تشکیل دادن که علی رغم پتانسیل بالا برای رقابت با مسترز، کمتر از یک ماه دووم آوردن و سر قضیه پست سالگرد مسترز ابرحزب از هم پاشید پست سالگرد تاسیس مسترز برای تشکر و تقدیر از همه کسایی که تو این یک سال تو حزب بودن و با بقیه اعضای این خانواده مجازی، همراهی کردن زده شد و از جالبی این پست کامنت های کاربرا بود که اکثرشون توسط کاربری به اسم «ممد» که مولتی یکی از آدلرزیا بود دیس میخورد(رمز نامعلوم ثانی) البته قضیه به اینجا ختم نشد و اعضای ابرحزب که حرکت قبلیشون (انتشار اسکرین علیه اعضای مسترز تو پست عضو گیری) با شکست مواجه شد با اکانت حزب آدلرز شروع به فحش ناموسی دادن و اسپم زیر اون پست کردن که همین حرکت سبب انحلال آدلرز و ابرحزب شد‌ از اتفاقات پر تکرار سایت تو تابستون قطع و وصل شدن های متوالی سایت بود که کاربرا رو کلافه کرده بود و همین هم باعث شد خیلی کاربرا به تلگرام و واتساپ برن و قید سایت رو بزنن‌

 

مستر شایع:

از یه طرف سناتورز که از رفتن شهاب زخم خورده بود و از طرفی سید که به تنهایی نمیتونست حزب بگردونه در حرکتی قابل پیش بینی ادغام شدن تا حزباشون جون بگیره ولی خب موفق نشدن چون توی حزب تعدد اعضا مهم نیست تعصب اعضا مهمه که اونا شاید 10 تا عضو متعصب روی هم رفته نداشتن و به نظرم تجربه نا موفقی بود براشون

 

بهنام:

اوایل ماه پست یک سالگی مسترز زده شد و با اک حزب موز بهش اتک زده شد، کار به حدی مسخره بود که هیچکدوم نمی خواستن مسئولیتشو قبول کنن همینم باعث شد دو حزب جدا بشن. اواسط مرداد بود که بوندس اومد گفت چند نفر از شورا دارن میرن و ما میخوایم افرادی رو جایگزین کنیم و تو جایگزین من میشی. بوندس رفت و من جایگزینش شدم. اولین کاری که باید انجام میشد برگزاری مسترتلنت3 بود. بخش های مختلف رو بین خودمون تقسیم کردیم، دو بخش هم به مسابقه اضافه کردیم و کار رو استارت زدیم. خدا رو شکر استقبال خیلی خوب بود و مسابقات خوبی رو شاهد بودیم.

 

مستر امیرعلی: 

سال ۱۴۰۰ دیگه اون کاربرای نوب نبودیم که سوتی می‌دادیم از تابستون تصمیم گرفتیم سایت رو جدی نگیریم و به چشم سرگرمی نگاه کنیم که نتیجش یه فستیوال و یه مسترتلنت موفق بود، کاربرای مستعد جذب کردیم،یه سریا از اشتباهاتشون درس گرفتن(خودمو میگم :|) یه سریا هم تغییر پذیر نبودن

 

 

شهریور 1400

 

کا: 

توی شهریور هم که کاربرلیگا رو امیرحسین نشاط برگزار کرد و کاربرلیگای خوبی هم بود البته بر عکس کاربرلیگای امیرتراکتوری، این کاربرلیگا زیاد درگیری نداشت مسترزیا به اصرار مظلوم نمای لندن شرکت کردن و خیلی سریع کاربرلیگا رو تصاحب کردن. مظلوم نمای لندن هم به فینال رسید اما به خاطر باختن از کیان کبیر اومد به رفقای هم حزبیش فحش ناموسی داد و نشون داد *نده توجهی بیش نیست. البته بعدش بخشیدیمش.

 

احسان منچستری: 

برگزاری کاربرلیگای جنجالی تابستان و اتفاقات ناگواری که در پی داشت. به جرئت میتونم بگم منشا همه اتفاقات و جنجال های پاییز و دی ماه همین کاربرلیگای منحوس بود :) فکر کنم همه بدونن چرا

 

امیرشرلوک:

کاربرلیگایی که برخی گربه ها رو تو شهر نمایان کرد و نشون داد برخی به خاطر یه مسابقه سخیف مجازی حتی میتونن فحش ناموسی به دیگران(رفقا) بدن.

 

بهنام: 

کاربرلیگای جنجالی این ماه اغاز شد و اکثر شورای مسترز به اصرار یه نفر و به قصد معتبر شدن کاربرلیگایی که اون یه نفر میخواست توش قهرمان بشه، وارد مسابقه شدن. از مسابقه های جنجالی هم میشه به مسابقه گروهی سید بایرنی اشاره کرد جایی که مسئول مسابقه عکسش رو با ساندیس گذاشت و این خیلی باعث درگیری شد. اونجا بود که پدیده ای به نام متین محمدی علنا وارد بحث ها شد. متین دائما در جاهای مختلف مشغول عقده گشایی بود و از بالا رفتن از دکلی دریغ نمی کرد. یکی از دکل ها مقام اگاه بود. ما هم اومدیم یه اسکرین از این دکل نوردی گذاشتیم که خب خوشش نیومد و گزارش زد و باعث شد احسان مارویک و اسمیت تعلیق بشن. ما باهاش صحبت کردیم که بیاد گزارش رو پس بگیره و تمام، ما هم کاریش نخواهیم داشت ولی خب ایشون گفت کل مسترز باید از من عذرخواهی کنه(بنده خدا گنده گویی درش نهادینه بود). که من گفتم همچین خبری نیست و اونم گفت آنقدر گزارش میزنم که وقتی اسم متین تو استایی اومد وارد نشید و از اینجور تهدید ها که بیشتر گل به خودی بود. بعدش هم اومد افشاگری کنه که خب چون کاری نکرده بودیم بدتر ضایع شد و گل به خودی اخر هم استا کردن گزارشش بود (بعدها این به عنوان افتخارش توسط دوستاش بیان شد چیزی که به شدت مسخره است این بنده خدا اومد با این کار خودش رو محق جلوه بده که نشد بعد که دید آنتن بازی نکوهش شده است اومد 100 ها انتن بازی دیگر رو تو خصوصی انجام داد و حتی قسم میخورد که نه من نکردم که خب با لو رفتن خصوصی های امید و افشاگری آرین کی جی فهمیدیم این بشر چقدر یک رو و منزه هست). بعد اون شب تاریخی که خب هشتگ نه به آنتن زده شد من باهاش صحبت کردم گفت از سایت میره و کار رو به دوستان سناتورزی میسپره تا مسترز رو نابود کنن:))) بعد که خب معلوم شد رفته گروهک سناتورز و مقدمات کار رو میچینه که خب چون انقدر دلایلش مضحک بود تو برنامه بعدیش هم شکست خورد و مدتی رفت تو غار. اواخر ماه بود که شهاب گفت نشاط رفیقمه و اصرار دارم بیاد مسترز و برا اینکه شورا رو دور بزنه تقاضا رو برد مسترگپ که همه در یه عمل انجام شده قرار بگیرن تا حدودی هم موفق بود تا اینکه رفتم با دلیل بقیه رو قانع کردم که نه این اقا لیاقت حضور نداره(یه مشکل قدیمی با نشاط داشتم شاید اگر اون نبود اینکار رو نمی کردم) بعدش شهاب خود مسدودی کرد و رفت.

منم که سر این مسخره بازیش ناراحت شده بودم رفتم فینال کاربر لیگا به کیان رای دادم. فرداش شهاب برگشت و خیل عظیمی رو ب.آ کرد و گفت اینا رفیق من نیستن اصلا مهم نیستن و این حرفا و از شورا هم لفت داد. فرداش پویا گفت برش گردونید و اومد یه سری حمله دیگه سر کاربر لیگا کرد و رفت و طبق معمول گفت شما رفیقم نیستید و .... همون روزم برا لج در اوردن اومد با سید بایرنی اشتی کرد و متین با ژست فاتح ها اومد گفت من نمی دونم با شهاب که با رفیقم آشتی کرده آشتی کنم یا نه! آشتی کردن شهاب با متین و سید واقعا اهمیتی نداشت چون مسترز اعضایی که رفیق این دو نفر باشن زیاد داشت ولی اینکه شب بخوابی و صبح 180 درجه تغییر جهت بدی بعد بیای تو یه جا عمومی صلح کنی، چیزی به جز این منظور که اعلام جنگ کنه علیه ما برداشت نمی شد.

 

کیان ملتفت: 

تو این ماه مستر تلنت 3 در حال برگزاری بود و کاربرلیگا تابستون این بار توسط نشاط برگزار شد که تا جایی که یادمه خیلی از مسترزیا مخالف برگزاری بودن ولی بخاطر درخواست یکی از افراد، حاضر شدن تو کاربرلیگا و این دوره کاربرلیگا برخلاف کاربرلیگا های قبلی در حین برگزاری حاشیه خاصی نداشت بجز علی یانیس:) که با اقتدار تو نیمه نهایی و فینال اول شد و حتی بخاطر علی یانیس پست فینال یکی دوبار به تعویق افتاد:))) جالب ترین حرکتی که تو این دوره دیدم توسط مارویک تو مرحله حذفی رخ داد که به خیلی از کاربرا تو خصوصی و واتساپ پیام داد که به رقیبش رای بدن تا رقیبش بره بالا درحالی که شانس اصلی بردن این دوره بود و به راحتی میتونست قهرمان بشه( امیدوارم راضی باشه از گفتن این موضوع چون بدون اجازه ازش دارم میگم) اتفاق مهم دیگه این ماه حضور پدیده ای بنام متین بود که صحبت کردن راجبش خیلی بیشتر از حوصله خواننده پست وقت میبره و ازونجایی که خودش هم حضور نداره حرف زدن علیهش رو درست نمیدونم و بخاطر حرف یکی از کاربرای قدیمی و معروف سایت از اواخر شهریور تصمیم گرفتم بیخیال صحبت و تیکه انداختن به متین بشم و بیخیال اون همه اسکرین سمی از حرفاش بشم که هیچکس اونارو نداره :))) آخرین چیزی که از شهریور یادمه پویش معرفی تیم مورد علاقه با انیمه بود که توسط محمد اف سی بی راه انداخته شد و همه گیر شد و بیو های سایت رو جذاب کرد:)) که این عمل تروریستی توسط نیروهای گمنام امیرالمومنین دیکاپریو که وابسته به روزنامه مستر جوان بودند خنثی شد:)) و بعد از این اتفاق کسی محمد اف سی بی رو تو دیتابیس پیدا نکرد

 

مهر 1400

 

بهنام:

بعدش شهاب کم کم پشیمون شد و خواست روابط رو درست کنه کم کم با همه رفیق ها روابطش رو درست کرد. منم خب استقبال می کردم و خوشحال میشدم. قرار شد برا برگشتش رای گیری بشه. عده ای سر این تصمیمات عجولانه اش نمی تونستن روش حساب کنن و باعث شد درخواستش رد بشه. اونم فرداش اومد از خجالت بنده در اومد. بگذریم بعد مدتی روابط ما با وساطت میثم(شایع) اوکی شد ولی خب حرمت رفاقت دیگه از بین رفته بود. بعدا هم هر چی تلاش کردم اوکی بشه نشد. من شهاب رو دوست داشتم ولی حرمت که شکسته شد دیگه روابط مثل اول نمیشه. تو اون ماه اک مسترز مسدود شد و توسط جمع زیادی از هیتر های مسترز مسخره شدیم که خب بعدها وقتی جبران شد همین حرکت همینا فاز روشن فکری برداشتن که این چه حرکتیه البته از این جماعت یک رو هر چیزی بر میاد. تو این ماه من برا پایان یافتن درگیری ها چند اسکرین به متین دادم که بگم دست ما پره بیخیال شو، تو مال بحث حزبی نیستی برو، که خب به جای اینکه ول کنه بد تر خودش رو داخل منجلاب فرو برد. درگیری ها با سناتور تو این ماه زیاد شده بود که جز وقت تلف کردن برای ما چیزی نداشت. اواخر مهر رمز اک از طریق شهاب به ما رسید و اوباش تاریخی روی اک سناتور انجام شد.

 

احسان منچستری: 

مسدودشدن اکانت های انجمن دو حزب مسترز و سناتورز به دلیل لو رفتن رمز ها

درمورد اوباش و اتک و در نهایت مسدود شدن اک انجمن سناتورز بگم که

رمز اک سناتورز یه جوری رسید دستمون قبل از اوباش قشنگ برنامه ریزی کردیم حتی ساعت و نوع استاها و پست های و ادیتایی که قرار بود بزنیم از قبل برنامه ریزی شده بود :) در نهایت روز ۲۹ مهر هر بلایی خواستیم سر اکشون آوردیم آخر سر هم مسدود شد

 

 کا:

تو پاییز هم دعوا و درگیری های مسترز و گروهک سناتورز ادامه داشت و جوری شده بود که تقریبا هر روز داشتیم دعوا میکردیم پدیده ای مثل رامتین (راپورت + متین) ماهواره ای هم اومد و مثل خیلیای دیگه خودش رو با *وهخوری مسترز کشوند بالا و معروف کرد البته خیلی طول نکشید که ترول سایت شد و بساط خنده کاربرا رو هم جور کرد و هنوزم که هنوزه داریم مسخره‌ش میکنیم :)

اکانت مسترز هم به خاطر مظلوم نمای لندن به گاژ رفت (رفت به هژبری فحش داد با اکانت انجمن و اسم اکانت رو هم عوض کرد) که البته بعدا جبرانش کرد و رمز اکانت سناتورز رو بهمون داد. اوباشی که تو اکانت سناتورز کردیم فراموش نشدنیه و خیلی خندیدیم اون شب :)) می‌تونید اسکرین های اوباش رو از کانال مسترز ببینید: https://t.me/MASTERs_tarafdari/249

 

 

 

 

آبان 1400

 

 

علی بی ام:

سناتورز اون موقع کل هدفش رو گذاشته بود برای هیتر مسترز بودن و فکر میکردن با گزارش زدن و انکار کردن، برنده دعواهای حزبی میشن اونا زمان و انرژی خیلی زیادی رو صرف یه هدف بیهوده میکردن و بارها هم سعی کردن با ایجاد دعواهای فیک جاسوس به مسترز بفرستن:)

بعد اتک ۲۹ مهر و اسکرین هایی که از سناتورزیا منتشر کردیم اونا وجهه خودشون رو توی سایت از دست داده بودن و الکی داشتن دست و پا میزدن این فشار ها روند عادی کارشون رو مختل کرده بود و همین هم باعث ایجاد دودستگی شد که یک سری از اعضای شورای سناتورز هم به مسترز اومدن، یا تلاش کردن که به مسترز بیان در نهایت این اشتباهات متعدد و خودرایی بعضی اعضای شورای سناتورز باعث دودستگی شد و خیلی زود همه چیزی که ساخته بودن نابود شد

 

بهنام: 

این ماه هم پر بود از درگیری با سناتورز. متین طی نقشه ای که کشیده بود برنامه داشت استای حزبی بزنه و وقتی ما در جوابش استای حزبی زدیم، استای ما رو گزارش بزنه و فرد مقابل رو مسدود کنه. خودش خیلی از این نقشه پاکش به وجد اومده بود و پیش همه تعریفش می کرد.

و فانت کفتارم این ماه شروع شد و بیشتر سعی میکردم رو فانت فکر کنم تا وقتم رو مشغول افراد آنتن کنم.

 

مستر شایع:

یکی از چیزایی که سرش با اسمیت دعوا داشتم همین متین محمدی بود به نظرم بعضی افراد ظرفیت گنده شدن ندارن نباید زیاد به یه آنتن توجه میشد اون زمان که اسمیت اولین دعوا های حزبیشو میکرد متین هنوز در اندیشه های پدرش بود بخاطر همین من مخالف گارد گرفتن علیهش بودم به هر حال دعوا ها شکل گرفت و کسی که تا دیروز پدرش هم نمیشناختش معروف شد یه شبه اگه به جای اسمیت، خمیر وارد دعوا باهاش میشد بهتر بود کلا هر چند که کلا اسمیت عشق دعواست و خب همین اخلاقش خوبه

 

 

 

آذر 1400

 

امیرشرلوک: 

هک شدن اکانت سناتور امید که پشت سر همه ناموسی داده بود و بالاخره با این حرکت به فنای خالص رفت.

 

کا: 

در کل پاییز نه تنها مسترز بلکه ستون کاربران هم خیلی خلوت بود و هیچ تولید محتوایی رو نمیتونستیم ببینیم

حاشیه ای که یادم میاد نموده شدن امید توسط حمید و والتر و بعضی از اعضای مسترزه. والتر و حمید که رمز اکانتش رو داشتن رفتن تو اکانتش و اوباش مولایی کردن. این حرکت باعث شد سن + عکس + ناموسی ها و آنتن بازی هایی که این کودک 13 ساله کرده بود معلوم بشه و آبروی نداشته‌ش بره (خودم الان 80 تا اسکرین درباره آنتن بازیا، ناموسیا و ... این بچه دارم) اکثر اعضای اصلی سناتورز توسط مسترزیا ترول شدن و این حرکت هم دیگه رسما باعث شد گروهکشون نابود بشه. خلاصه کاری کردیم که دیگه روشون نمیشه برگردن سایت(حداقل با اکانت اصلیشون)

 

مستر بهنام: 

تو همین ماه بود که ما اومدیم به خاطر اینکه شهاب از اون وضعش در بیاد و فکر نکنه انقدر بی تفاوتیم بهش، بالاخره درخواست عضویت 2 نفر از دوستاش رو که اصرار داشت مسترزی بشن رو قبول کردیم به خاطر شهاب. البته تو مسیر یه اتفاقات ناخوشایندی افتاد ولی خب در هر حال این دو نفر اومدن مسترز. ماجرا ایسگا تاریخی سناتور متین این ماه بود. یعنی فقط باید رامتین باشی تا بزرگترین گل به خودی رو بیای بگی ایسگاست. طی این حرکتشون چند عضوشون خارج شد از حزب. کلی به هم فحش دادن ولی خب نتیجه Error 404 از اون دعوا سناتورز سقوط کرد و بعدش ارین اومد انتن بازی های متین رو علنی کرد و کلا یه جوی پیش اومد که تا اخر آذر اکثر اعضای سناتورز از حزبشون خارج شدن. همچنین متین یه تماس با اسمیت گرفت که تا مدت ها سوژه بود و اونجا به همه آنتن بازی هاش، فحاشی بیش از حد بیلبو(که البته می گفت فقط واکنشه:)))) ) و بچه بودن امید اعتراف کرد و بعد که نتونست قضیه رو جمع کنه مثل روزای اول چند تا تهدید کرد و بدون انجام هیچ کاری دمش رو گذاشت رو کولش و رفت. اون اواخر واقعا موجبات خنده و شادی شورا رو فراهم کرده بود. فکر کنم این ماه بود که والتر وحمید به اک امید اتک زدن و یه خصوصی هایی دست مون رسید که من به شخصه از این حجم از کثافت کاری مخم سوت کشید.

 

دی 1400

 

کا:

به خاطر دلایلی (که نمی‌شه گفت واقعا) مظلوم نمای لندن پریود شد و با اینکه توی حزب بود اومد *وهخوری مسترز و مسترزیا رو کرد. ما هم دکمش رو زدیم.

 

مستر بهنام: 

دیکتاتورز که شامل بقایای سناتورز بود شروع به کار کرد. اینکه اونا کاری به کار کسی نداشتن واقعا خوب بود و باعث شد سایت یه آرامشی داشته باشه و نشون داد مسترز الکی به کسی حمله نمی کنه و مشکل از بقیه است. این ماه شهابم به شورا برگشت. تو این مسیر واقعا رفاقت کردیم در حقش. اگر منطقی می خواستیم رفتار کنیم هیچکس به کسی که باعث نابودی اکانت دو حزب شده و سر کاربرلیگا فحش میده و بهت میگه نارفیق، اعتماد نمی کنه ولی خب ما رفاقت کردیم و برگردوندیم.

ولی دیدیم یه بی انگیزه است تا رسید به شورا همه شوقش خوابید و مثل یه بی احساس رفتار می کرد به حدی که من به چند نفرم گفتم پشیمونم که اینو برگردوندیم و بزرگترین اشتباهم تو شورا مسترز این بود. بعدشم سر یه قضیه مسخره رفت(دنبال بهونه بود بیشتر)

 

مستر علی بی ام:

 

بعدش هم مسائلی پیش اومد شهاب که از شهریور دنبال بهونه گرفتن بود، یه بهونه جور کرد و کلا ضدمسترزی شد و برای همین اخراج شد بهونه شم این بود که فکر میکرد توی حزب حرف یه عده دیگه نسبت به اون خریدار بیشتری داره و به اون به چشم دشمن سابق نگاه میشه

 

 مستر بوندس:

بعد از 5 ماه برگشتم. برگشت من مصادف شد با اخراج شهاب مسترزیا همه از شهاب شاکی بودن و من کلی عذرخواهی کردم ازشون خب بگذریم کلا هم هر دفعه که مدتی از حزب فاصله گرفتم، بعد از بازگشت، علاقم به حزب بازی کمتر از قبل بوده و نقشم در حزب کمرنگ تر. از این به بعد سعی دارم مثل یک سرباز عادی در رکاب مسترز باشم :) و اصلا تو کار شورا دخالت نکنم و هر تصمیمی گرفتن حمایت کنم. الان عضو خوبی مثل بهنام تو شورا هست که کارش عالیه. واقعا بهنام در کنار کیان، بهترین عضوهایی بودن که امسال تونستیم جذب کنیم و تاثیرگذاری شون در حزب بسیار بالا بوده.

منم از این به بعد همین که بیام و یه سری به رفقای مسترزی بزنم برام کافیه

 

 

 

مسترز فعلی

 

مستر امیرعلی: 

به نظرم از تابستون تا کنون مسترز داره بهترین دورانشو تجربه میکنه، به سختی کاربری صلاحیت عضویت داره، کاربر های قدیمی حزب هم پخته شدن و نوب نیستن دعوای حزبی ای هم نیست دیگه که خللی در کارا ایجاد کنه امیدوارم ادامه پیدا کنه این جمع صمیمی و دوستانه مون و اینکه بگم مسترز یه حزب نیست یه خانواده ست

 

بهنام: 

مسترز از نظر همبستگی و رفاقت واقعا در شرایط خوبی قرار دارد. سایت هم آروم هست و درگیری خاصی وجود نداره و ما هم بیشتر درگیر پیشبرد برنامه ها هستیم.

برای مثال مسترتلنت4 رو استارت زدیم و بخش های مختلف به افراد مختلف سپرده شد یه سری هماهنگی هم میخواست که من بیشتر درگیر اونا شدم. و در ادامه جشنواره اساطیر و فستیوال پاییز و زمستان رو هم میخوایم برگزار کنیم.

در اینده هم قصد داریم با عضوگیری و اضافه شدن کاربرای خوب به شورا این رویه رو به رشد رو ادامه بدیم.

 

مستر بوندس: 

شرایط مسترز مثل همیشه عالیه و اینو مدیون همه ی اعضا هستیم مخصوصا اعضایی که مسئولیت و مدیریت قبول کردن الان دیان برنامه های محتوایی حزب رو مدیریت میکنه کا مثل آچار فرانسه کارها رو پیش میبره اسمیت شمشیر و جلودار حزبه :)) و حواشی حزب رو روال میکنه علی بزرگمرد همه جا حضور داره از حواشی بگیر تا محتوا بهنام هم که به نوعی مدیر پشت پرده حزبه و حواسش به همه جا هست به عنوان عضوی از خانواده مجازی مسترز از این 5 نفر تشکر میکنم که به نوعی حزب گردونن :)

از تابستون تا الان که برگشتم، مسترز همچنان در اوج باقی مونده. تنها تغییر قابل اشاره شاید سختگیری بیشتر در عضوگیری باشه طوری که امکان ورود مولتی تقریبا 0 شده و عضویت در مسترز از عضویت در ناسا هم سختتر شده:)  به نظر من اینکار لول حزب رو برده بالا و برند مسترز رو ارزشمندتر از قبل کرده. ولی خب این روند برای آینده ی حزب فعالی مثل مسترز به نظرم خوب نیست...

 

مستر شایع:

یه مسیر درستیه که داره پیش میره به خوبی فقط مشکلش اینه کاربرای جدید میترسن انگار از جنجال های حزبی و دعوا من خودم یادمه بعد یک هفته از ورودم به مسترز که به دعوت امیر دیکاپریو و اسمیت بود تبدیل به عضو ارشد شدم چون واقعا دنبال دعوا و درگیری بودم که به نظرم نمک کار حزب بازیه پیش بینی میکنم باز هم تابستون پر جنجالی پیش روعه

 

کا:

مسترز فعلی فوق العاده‌ست، برنامه های زیادی داریم اجرا می‌کنیم و تقریبا هیچ عضو نوبی نداریم. جو شورا هم که فوق العاده‌ست. این هم مدیون کسایی مثل بزرگمرد، بهنام و دیان هستیم که دارن برنامه های حزب رو به بهترین شکل ممکن جلو می‌برن و واقعا اندرریتدن، اسمیت هم که هیترا رو میگاد. بقیه هم حس می‌کنم بیشتر درگیر زندگی خودشون هستن (بالاخره زندگی واقعی خیلی خیلی مهم تر از حزب هست) ولی خب بازم تاثیر زیادی دارن و هرجایی بتونن کمک می‌کنن که واقعا ازشون تشکر می‌کنم و دمشون گرمه. در آینده هم احتمالا چندتا عضو خوب و با استعداد به جمع شورا اضافه می‌شن که قطعا باعث بهتر شدن حزب می‌شه.

 

 

ممنون از دوستانی که حاضر شدن مصاحبه کنن و تشکر از شما کاربرنی که وقت گذاشتید و مصاحبه ها رو خوندید

لازم به ذکره که بیشتر این مصاحبه ها دو سه ماه پیش انجام شدن و اکنون با تاخیر منتشر میشن