اسکوچیچ فکر میکرد اگر پکیج مورد نظر پیروزیچیا رو ببنده مصونیت پیدا میکنه،عدم دعوت از بهترین مدافعین ایران (حردانی،دانشگر،یزدانی ومرادمند) هم در راستای جلب رضایت کسایی بود که اسکوچیچ گمان میکرد تداوم حضورش روی نیمکت در گروی رضایت اوناست.البته اسکوچیچ برای فرار از تیغ انتقادات تاجیا چندتا بازیکن رو بصورت نمایشی در شرایطی از تاج دعوت کرد که اصلاً برنامهای برای استفاده از اونا نداشت.فقط وقتی شجاع خلیلزاده برای فرار از رسوایی، جلوی کره خودش رو به مصدومیت زد اسکوچیچ مجبور به استفاده از عارف غلامی در پست غیر تخصصی شد.نکته عجیبتر ماجرا هم جایی بود که با هرگلی که ایران دریافت میکرد اسکوچیچ سعی میکرد وزن نفرات تاجی ترکیب رو بیشتر کنه تااین رسوایی تاریخی رو به پای تاجیا بنویسه.اواخر بازی هم کار به جایی رسیده بود که اگر میتونست سید حسین حسینی هم جای وحید امیری به زمین میفرستاد تا آقا وحید تو این ناکامی شریک نباشه.اسکوچیچ اگر تا الانم روی نیمکت ایران دووم آورده صرفاً به لطف قرعهای بوده که نصیبش شده.در گروهی که به محور مقاومت مشهوره تنها رقیب شایسته ایران کره جنوبی بود که اسکوچیچ در دو بازی رفت و برگشت مقابل این تیم عملاً حرفی برای گفتن نداشت.در هر صورت با حضور دلالی عین اسکوچیچ در راس کادر فنی آینده روشنی در انتظار تیم ملی ایران نیست.اسکوچیچ و یارانش تیمملی رو تبدیل به ابزاری برای تقویت تیم حکومتی کردن، فرجی رو به تیم ملی دعوت میکنن تا سرباز نشه،پورعلی گنجی ناآماده رو دعوت میکنن چون وعده پیوستن به تیم حکومتی رو داده.


