ابتدا ۵ حدیث از امامان معصوم (ع)  و سپس ترجمه و معنی بخشی از ایه های سوره قرانی صافات.

 

 

 

 

 

۱_   امام صادق(ع) در عظمت طوبی فرمود: (درخت بهشتی)

طوبی درختی از جنت عدن است که خداوند آن را با دست خویش کاشته است.

 

 

۲_  رسول اکرم (ص) فرمودند: در شب معراج هنگامی که داخل بهشت شدم، درختی را دیدم که هر برگی از آن، دنیا و آنچه در دنیاست را می پوشانید و در هر برگ آن هم زیورآلات و غذا وجود داشت؛ هیچ قصر و خانه ای در بهشت نبود، مگر اینکه شاخه ای از این درخت، در آن قصر یا خانه موجود بود و زیور و غذای صاحب آن قصر یا خانه، از این درخت تأمین می شد. ( درخت طوبی)

 

۵_   پیامبر اکرم (ص) در مورد درخت بهشتی سدر می‌فرمایند: خداوند می‌فرمایند «فی سدر مخضود» یعنی خارهای آن را قطع کرده است؛ و بجای هر خار میوه ای قرار داده که هر میوه ای هفتاد و دو رنگ ماده غذائی دارد که هیچ یک شباهتی به دیگری ندارد.

 

 

 

۳_ خلاصه روایت امام باقر (علیه السلام میفرمایند): 

درخت زقّوم، درختی است که از قعر جهنّم می‌روید. شکوفه‌ی آن مانند سرهای شیاطین است.  هر میوه‌ای در زشتی و بوی بد مانند سرهای شیاطین است.

 

 

۴_ پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اگر قطره‌ای از آب‌های زقّوم و ضریع جهنّم در آب‌های اهل دنیا ریخته شود تمام مردم دنیا از بویش می‌میرند. و نیز میفرمایند : مزه و طعم این میوه تلخ است و  ادامه روایت .

 

 

 

 

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

 

ترجه و معنی بعضی از ایات سوره قرانی صافات

 

۰_ به نام خداوند بخشنده مهربان

 

۱_ قسم به صف‌زدگان (چون فوج فرشتگان یا نمازگزاران یا سپاه اهل ایمان) که صف‌آرایی کرده ‏اند.

 

 

۱۱_   از این منکران قیامت بپرس که آیا خلقت آن‌ها سخت‏تر است یا موجودات (با عظمت) دیگر که ما خلق کرده‏ایم؟ و ما اینان را در اول از گل چسبنده بیافریدیم.

 

۱۲_ بلکه تو (از انکار منکران) تعجب کردی و آن‌ها هم به تمسخر پرداختند. 

۱۳_ و هر گاه به آن‌ها پند و اندرز دهند هیچ متذکر نمی‏شوند. 

۱۴_ و چون آیت و معجزی مشاهده کنند باز هم به فسوس و مسخره پردازند. 

۱۵_ و گویند: این خود پیداست که سحری بیش نیست. 

۱۶_ (و با تعجب و انکار گویند) آیا چون ما مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز زنده و برانگیخته می‏شویم؟ 

۱۷_ یا پدران گذشته ما زنده می‏شوند؟! 

۱۸_ بگو: آری شما (و هم پدرانتان) خوار و ذلیل به محشر مبعوث خواهید شد. 

۱۹_ تنها به یک صیحه‌ی (اسرافیل) است که ناگاه همه (زنده شده و از قبرها برخیزند و عرصه‌ی قیامت را) بنگرند.

 ۲۰_ و گویند: ای وای بر ما، این است روز جزای اعمال. 

 

 

۳۳_ و در آن روز آن‌ها همه در عذاب مشترکند. 

۳۴_ ما چنین از بدکاران انتقام می‏کشیم. 

۳۵_ آن‌ها بودند که چون لااله‌الّااللَّه (کلمه توحید) به ایشان گفته می‏شد (از قبول آن) سرکشی می‏کردند.

 

۶۴_ آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ بر آید. 

۶۵_ میوه‏اش (در خباثت) گویی سرهای شیاطین است. 

۶۶_ اهل دوزخ از آن درخت (خباثت) آن طور می‏خورند که شکم‌ها پر می‏سازند. 

۶۷_ پس از خوردن زقّوم دوزخ بر آن‌ها آمیزه‏ای از شراب سوزان خواهد بود. 

۶۸_ و باز هم رجوعشان به سوی (عذاب دایم) جهنّم است

 

۱۸۲_ و ستایش مخصوص خداست که آفریننده‌ی جهان‌ها و جهانیان است.

 

 

 

 

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

و معنی و ترجمه های ایه های ۴۰ تا ۶۴

 

امروز همه مسئولند) جز بندگان پاک برگزیده خدا. 

آنان را (در بهشت ابد) روزی جسمانی و روحانی (بی حساب) معین است. 

میوه‏های گوناگون بهشتی، و هم آن‌ها (در آن عالم جاودانی) بزرگوار و محترمند. 

در آن بهشت پر نعمت متنعّمند. 

بر تخت‌های عالی رو به روی یکدیگر نشسته‏اند. 

(حور و غلمان) با جام شراب طهور بر آنان دور می‏زنند.

شرابی سپید و روشن که آشامندگان لذت کامل برند. 

نه در آن می‏خمار و دردسری و نه مستی و مدهوشی است. 

و در بزم حضورشان حوران زیباچشمی است که (جز به شوهر خود) به هیچ کس ننگرند. 

گویی آن حوران (در سفیدی و لطافت) بیضه‌ی مکنونند [یعنی تخم شترمرغ که بسیار خوشرنگ است و شترمرغ آن را با پر خویش می‏پوشاند تا غبار بر آن ننشیند. 

در آن‌جا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند. 

یکی از آن‌ها گوید: (ای رفیقان بهشتی) مرا (در دنیا) همنشینی (کافر) بود. 

که با من می‏گفت: آیا تو (وعده‏های بهشت و قیامت را) باور می‏کنی؟ 

آیا چون مردیم و استخوان ما خاک راه شد باز (زنده شویم و) پاداش و کیفری یابیم؟ 

باز (این گوینده‌ی بهشتی به رفیقان) گوید: آیا می‏خواهید نظر کنید (و آن رفیق کافر را اینک در دوزخ بنگرید)؟ 

آن گاه خود بنگرد و او را در میان دوزخ (معذّب) بیند. 

به او گوید: قسم به خدا که نزدیک بود مرا (همچون خود) هلاک گردانی. 

و اگر نعمت و لطف خدای من (نگهدار) نبود من هم به دوزخ (نزد تو) از حاضر شدگان بودم. 

(و از خوشحالی گوید) آیا دیگر ما را مرگی نخواهد بود؟ 

جز همان مرگ اول (که در دنیا مردیم) و دیگر هیچ رنج و عذابی بر ما نخواهد بود؟ 

این است همان سعادت و رستگاری بزرگ. 

آنان که سعی و عملی می‏کنند باید بر مثل این (بهشت جاودانی) کنند (نه بر دنیای دو روزه فانی). 

آیا این پذیرایی (و مقام عالی) بهتر است یا درخت زقّوم جهنم؟ 

که آن درخت را ما بلای جان ستمکاران عالم گردانیدیم. 

آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ بر آید.