دوستان صبح ساعت ۷ : ۳۰ دقیقه بود خودم پیاده بودم و راه افتادم برم بیمارستان وقت سونوگرافی و آزمایش داشتم
تو خیابون واسساده بودم اعصابم حسابی خورد از دیشب که باختیم خوابم نبرد خدا شاهده
تو این وضعیت سه تا دختر نهایتا ۱۲ ، ۱۳ ساله کوچیک با کیف مدرسه
داشتن از خیابون رد میشدن و تو خط کشی هم بودن من هم همون جا وایساده بودم یه راننده تیبا با یه سرعت خیلی وحشتناک تو خیابونی که پر از بچه های کوچیک بود داشت میگازید و این بچه ها رو خیلی خوب دید ولی ترمز نزد و خیلی خیلی وحشتناک راه این بچه ها رو بست و کم مونده بزنه بهشون
خیلی صحنه بدی بود نمیدونم یه ادم چقدر میتونه بی شرف باشه که سه تا بچه رو این طوری بترسونه
شیشه ماشینه پایین بود و من هم خیلی بلند داد زدم و یه فحش خیلی بد دادم
تیبا ولی نگه داشت و فکر کردم من عقب میشینم تا بیاد به من نزدیک بشه من رفتم سراغش
داد و بیداد بین ما دو تا بود ولی این پسر بچه های دبیرستانی هم بودن اونا هم حمله کردن به راننده تیبا
مردم زیادی کلا جمع شدن و راننده تیبا رو نشوندن تو ماشینش رفت ولی یه نفر بود به من گفت من پلاکش برداشتم پدرش درمیارم
کاش راست گفته باشه یعنی این سه تا بچه رو اون صحنه ای که بهشون نزدیک شد یادم میفته خیلی اعصابم خورد میشه یه نفر چقدر میتونه پست باشه با زندگی سه تا بچه ۱۲ ، ۱۳ ساله بازی کنه
خواهشا بچه هایی که ماشین دارن صبح ها و ظهرها خیلی دقت کنن بچه های زیادی از خیابون رد میشن و باید ایستاد تا اونا اول رد بشن


