? از وی آثار متعددی به جا مانده و منطقالطیر او از جمله آثار درخشان و جاودان ادبیات فارسی است.
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی: «در شعر و در هنرها و در قلمروِ تجربهٔ دینی و تجربهٔ عرفانی ما با ساحتِ عاطفیِ زبان سروکار داریم، به زبانِ عطّار بزرگ با «زبان معرفت» سخن میگوییم و از زبان معرفت میشنویم نه «زبانِ علم» که قلمروِ زبانِ ارجاعی است. «زبان علم» در اینجا مفهومی دارد که عبارتِ «طول این درخت پانزده متر است» را و «طرحِ نظریهٔ نسبیت» را به طور یکسان زیرِ چتر مفهومی خود میگیرد. از سوی دیگر «زبان معرفت» نیز میتواند هم عبارت «چه صبحِ باشکوهی است» را زیرِ چترِ خود بگیرد و هم «اَنَاالحقِّ» حلّاج و «سُبحانی مااَعظمَ شأنیِ» بایزید را و هم تمام گزارههای موجود در تمام ادیان و مذاهب و متونِ مقدّس و عرفانی و هنری عالم را. ... به همین دلیل «علم» کهنه میشود و «هنر» همیشه نو است.»



