بعد از جام جهانی 94 لیپی به یوونتوس اومد و با زوج "روبی و الکس" به قدرت رسید، یوونتوس همه رقیباشو با وجود این دو بازیکن یکی پس از دیگری نابود میکرد، طوری که دیگه هیچ تیمی نمیتونست جلوشونو بگیره ! بعد از همه اون روزهای طلایی و موفقیت های فراموش نشدنی مطبوعات و رسانه ها شروع به صحبت در مورد "باجوی آسمانی" کردن، بازیکنی که وقتی تو زمین بود همه نگاه ها رو به خودش جذب میکرد، نگاه هایی که مربی تیم رو نادیده میگرفتن و "سلطان باجو" رو صاحب اصلی پیروزی های یوونتوس میدونستن که البته حق هم داشتن ! لیپی برای اینکه خودش دیده بشه تصمیم گرفت سلطان رو نیمکت نشین کنه و فقط از ستاره جوون و مورد علاقه ش "الکس دل پیرو" بهره بگیره اما الکس در اون زمان تجربه ای نداشت و به تنهایی نمیتونست کاری از پیش ببره، حتی راوانلی و ویالی هم نمیتونستن با الکس هماهنگ بشن، کار به جایی رسید که شکست های یوونتوس سر تیتر روزنامه ها شد تا جایی که لیپی رو مجبور کردن دوباره باجو رو به زمین بفرسته ! سلطان چند هفته قبل از پایان فصل دوباره وارد زمین شد و با زدن 7 گل و 4 پاس گل یه بار دیگه قدرت خودشو به لیپی ثابت کرد، زوج طلایی (باجو، دل پیرو) در هفته های آخر موفق شدن با کمک هم یوونتوس رو قهرمان سری آ، جام حذفی و سوپر کاپ کنن ! بعد از این قهرمانی ها "قدرت باجو" بحث اصلی محافل فوتبالی ایتالیا بود و دیگه کسی به لیپی اهمیت نمیداد ! لیپی تصمیم گرفت باجو رو خط بزنه تا بتونه جایگاه خودشو در یوونتوس مستحکم کنه، او با کمک دوست صمیمیش بته گا (مدیر یوونتوس) هوادارای یوونتوس رو بر علیه باجو شوراند، به این ترتیب که مدام در مصاحبه ها میگفتند که باجو خودش رو دلیل اصلی قهرمانی یوونتوس میدونه و زحمات مربی و بقیه بازیکنا رو نادیده میگیره (یک دروغ بزرگ) اونا برای بیرون کردن روبی بهش گفتن که باید 1/3 دستمزدشو نگیره و تا وقتی که لیپی صلاح میدونه روی نیمکت بمونه بدون کوچیکترین اعتراضی ! سلطان این خیانت ها رو نتونست تحمل کنه و بهمین دلیل به میلان رفت و نقش موثری رو در قهرمانی فصل 95/96 میلان ایفا کرد تا سیلی محکمی باشه بر دهان لیپی و بته گا (مدیر یوونتوس) 4 سال بعد درست زمانی که سلطان در اینتر میدرخشید لیپی به این تیم رفت و باز هم با بیرحمی کامل باجو رو نیمکت نشین کرد تا باعث دعوت نشدنش به یورو 2000 توسط دینو زوف بشه !