در یکی از بزرگ ترین بازی های هفته اروپا، تیم های بایرن مونیخ و دورتموند در دربی درکلاسیکر به مصاف هم رفتند که در نهایت بایرن مونیخ توانست این بازی را با برتری ۳-۱ به پایان برساند. شاگردان ناگلزمن در این مسابقه نسبت به حریف به لحاظ تاکتیکی سرتر بودند و در نهایت مزد این برتری را هم گرفتند. در این مطلب به بررسی شکل بازی دو تیم در این مسابقه و تقاط قوت و نقاط ضعشان میپردازیم. تمامی تحلیل های فنی این پست را بنده با توجه به مشاهده بازی بایرن و دورتموند نوشته ام و متن متعلق به خودم میباشد و از هیچ سایتی کپی نشده است.در نیمه اول این مسابقه، بازیکنان بورسیا دورتموند روی کارهای ترکیبی که بیشتر از جناح چپ شروع میکردند، امیدوار بودند که موقعیت هایی را روی دروازه بایرن مونیخ ایجاد کنند. با اینحال با توجه به قرار گرفتن مدافعان بایرن در جای مناسب و پوشش خوب مدافعان این تیم، دورتموندی ها در راه موقعیت سازی تا حد زیادی ناموفق بودند و معدود موقعیت هایی که خلق کردند هم در اثر اشتباهات فردی بازیکنان بایرن خلق شدند. البته که اعتماد بنفس پایین بازیکنان دورتموند و عدم خلاقیت در خط هافبک این تیم را هم نمیتوان در رقم خوردن این اتفاق نادیده گرفت. هم چنین بازیکنان بورسیا دورتموند به هیچوجه نتوانستند از کناره های خط دفاعی بایرن بخوبی استفاده کنند. لوکاس هرناندز، آلفونسو دیویس و بنجامین پاوارد با سد کردن راه بازیکنان کناری دورتموند و برتری در نبردهای تن به تن در تقابل با آن ها، اجازه ندادند که دورتموند از کناره ها به بایرن ضربه بزند. برای مثال هر موقع که بازیکنی از دورتموند در سمت راست خط حمله تیم صاحب توپ میشد، آلفونسو دیویس در بهترین مکان قرار داشت و علاوه بر او، لوکاس هرناندز هم برای کمک کردن به برقراری نظم در سمت چپ خط دفاعی به دیویس کمک میکرد و بدین ترتیب کار شاگردان مارکو روزه برای خلق موقعیت از آن جناح سخت شد. بازیکنان بایرن در دفاع کاملا سرجای خود قرار گرفتند و به هیچوجه بی محابا جلو نیامدند و به همین خاطر است که آن ها اسیر ضدحملات دورتموند نشدند. از سوی دیگر، شاگردان ناگلزمن بعد از به ثمر رساندن گل اول بازی بوسیله گنبری که روی یک غافلگیری و بر اثر نبود یک بازیکن در پشت محوطه جریمه که مراقب این بازیکن باشد زده شد، رفته رفته با اعتمادبنفس بیشتری بازی کردند و در دقایق باقی مانده نیمه اول، از تاکتیک پرسینگ شدید استفاده کردند. هر موقع هافبک های دورتموند صاحب توپ میشدند، بازیکنان بایرن با چند نفر به سمت آن ها حمله ور میشدند و با هر پاس بازیکن دورتموند به هم تیمی خودش، پرسینگ بایرن شدیدتر میشد. پرس بایرن از همان جلو شروع میشد و در بقیه نقاط زمین ادامه میافت و بنابراین کار دورتموند برای انجام کارهایی هم چون حفظ توپ، بازیسازی و موقعیت سازی سخت شد. بورسیا دورتموند در میانه های زمین ۲ مشکل عمده داشت: اولی دستپاچگی و پایین بودن اعتماد بنفس هافبک هایش و دومی نبود یک هافبک دفاعی خوب که از ویژگی هایی هم چون توانایی خارج کردن تیم از پرس حریف و توانایی بازیسازی برخوردار باشد. در خط دفاعی هم دورتموندی ها در بستن کناره ها اصلا موفق نبودند و کلا میتوان گفت که تلاشی برای بستن کناره ها نکردند و همین کار وینگرهای بایرن برای ضربه زدن به این تیم را راحت کرد. سرعت پایین مدافعان دورتموند، اشتباهات فردی و عدم پوشش دهی خوب را هم میتوان از دیگر ایرادات خط دفاعی این تیم در بازی دیشب دانست. روی گل دوم بایرن بوسیله لواندوسکی، تمام موارد گفته شده از ضعف های خط دفاعی دورتموند، مشاهده شد. در نیمه دوم بورسیا دورتموند نسبت به نیمه اول با اعتماد بنفس بیشتری بازی کرد و بازیکنان این تیم در مواردی هم چون شجاعانه تر بازی کردن و خلق موقعیت، کمی بهتر از نیمه اول بودند. بعد از اشتباه کیمیش و گل امره جان، بازیکنان دورتموند جانی تازه گرفتند و کار پرس کردن بازیکنان بایرن را انجام دادند. برعکس پرس بایرن که بر اساس توپگیری و بازپس گیری توپ از همان اولین بازیکن دورتموند استوار شده بود، پرسینگ بازیکنان دورتموند بر اساس محدود کردن گزینه های پاس دهی بازیکنان بایرن بنا شده بود. به همین خاطر است که بازیکنان بایرن در نیمه دوم بیشتر رو به بازی مستقیم آورده بودند. در نیمه دوم دورتموند توانست موقعیت هایی را روی دروازه بایرن خلق کند که این موقعیت ها بخاطر ۳ دلیل عمده به دست آمدند: اولی پیدا کردن یک فضای مناسب و خالی بوسیله هافبک های دورتموند در آن قسمت از میانه زمین که متمایل به سمت راست بود که یک هافبک در آن فضا قرار میگرفت و با قطع توپ بازیکنان بایرن و به ارمغان آوردن مالکیت توپ برای دورتموند، زمینه را برای موقعیت سازی آماده میکرد. دومین عامل، تحرک بیشتر ارلینگ هالند نسبت به نیمه اول بود؛ هالند در نیمه دوم از نوک حمله به پشت محوطه جریمه و برعکس این مورد، مدام جابجا میشد و در فضاسازی برای بازیکنان کناری دورتموند موفق بود. سومین عامل هم این است که با توجه به میزان اشتباهات فردی بازیکنان بایرن در نیمه دوم در میانه های میدان و بازی ضعیف کیمیش در نیمه دوم و ضعف این بازیکن در پوشش دهی مناسب فضاها، مدافعان بایرن و بخصوص اوپامکانو مجبور بودند برای کمک به خط هافبک تیم کمی بالاتر بازی کنند و همین منجر به جاماندن مدافعان بایرن، روی برخی از پاس های سرعتی بازیکنان دورتموند شد. بورسیا دورتموند در خط دفاعی اما کماکان متزلزل بود؛ بازیکنان بایرن روی ارسال پاس های بلند به پشت محوطه جریمه دورتموند صاحب توپ میشدند و بدون هیچ مزاحمتی و بدون اینکه با پوشش مناسب و دفع توپ های هافبک دفاعی ها و مدافعان دورتموند مواجه شوند، در ضدحمله ها و روی کارهای ترکیبی حسابی خط دفاع دورتموند را آزار دادند. در نهایت و با توجه به آسیب پذیری خط دفاع دورتموند، آن ها گل سوم را هم زدند. روی ضعف مدافعان دورتموند در جایگیری و عدم یارگیری نفر به نفر و مناسب آن ها، بایرن با موسیالا به گل سوم رسید و کار دورتموند تمام شد. در دقابق پایانی هم ضعف بازیکنان دورتموند در میانه های میدان و در ارسال پاس های رو به جلو برای مهاجمین بیشتر به چشم آمد و حال باید دید آنها در آینده برای تقویت خط هافبک تیمشان چه تدابیری را خواهند اندیشید؛ خط هافبکی که نه جنگندگی دارد و نه خلاقیت...! جمع بندی: در جریان دهمین قهرمانی پیاپی بایرن در بوندسلیگا، بار دیگر اختلاف سطح دورتموند با این تیم و اینکه دورتموند باید اصلاحات زیادی را انجام دهد تا بتواند در آینده با این تیم رقابت نزدیک تری داشته باشه را فهمیدیم. بورسیا دورتموند نیاز به بازیکنان درجه یک بیشتری دارد و هم چنین مربی این تیم در آینده هر کسی که باشد باید روی ذهنیت و روحیه بازیکنان تیم کار کند و آن ها را در نبردهایی هم چون نبرد مقابل بایرن پرستاره آماده تر کند. مدیریت دورتموند باید برای آینده تیمش فکری اساسی کند تا در آینده نه تنها از بایرن که از لاییزیش عقب نماند....!