|
پیشینه تاریخی
منطقه قرهباغ سرزمینی است باستانی که به دو پاره جلگهای (سفلی) و کوهستانی (علیا) تقسیم شدهاست. بخش سفلی در شمال واقع شده که شهر گنجه مرکز آن بود و قسمت کوهستانی آن با عنوان رسمی «استان خودمختار قرهباغ کوهستانی» شناخته میشود. قسمت کوهستانی تقریباً ۱۲/۵ درصد کل سرزمین قرهباغ را دربر گرفتهاست. مساحت این استان ۴۳۸۸ کیلومتر مربع، درازای آن از جنوب به شمال ۱۲۰ کیلومتر و پهنایش از خاور به باختر بین ۳۵ تا ۶۰ کیلومتر است. این استان در سدههای گذشته از ۵ ناحیه شامل "آسکران، مارتونی، هادروت «در قرون وسطی آن منطقه را دیزاک مینامیدند»، مارتاکرت، شوشی) و همچنین دو شهر به نامهای استپاناکرت و شوشی، پنج شهرک یک قصبه و از ۲۲۰ روستا تشکیل شده بود. نام منطقه (قرهباغ-قراباغ)، اولین بار در سده دوازده میلادی بر اساس نامگذاری پارسی برای این منطقه به کار رفت. استرابون در (کتاب جغرافیای) خود قسمت سمت راست رود کورا (محل کنونی قرهباغ) را با نام «ارخیستینا» (Orkhistene) به عنوان یک استان هایک بزرگ (ارمنستان = هایاستان) دانسته که به خاطر سوارکارانش شهرت داشتهاست.شرایط مناسب جغرافیایی در قرهباغ، سبب پیدایش اجتماعات انسانی از عصر حجر شدهاست. یکی از قدیمیترین نمونههای انسان ابتدایی در قفقاز، در غار آزوخ پیدا شدهاست. در این منطقه آثار باستانی فراوانی وجود دارد. از دورههای پارینهسنگی، مفرغ و ابتدای دوره آهن، آثاری چون گورستان آراجادزور (مارتاکرت) و «خوجالی» و بسیاری دیگر کشف شدهاست. آثار عهد عتیق و قرون وسطی در نواحی مارتونی و مارتاکرت به دست آمدهاست. منطقه فعلی قرهباغ در ابتدای حکومت مادها به زیر سلطه این پادشاهی درآمد و در زمان هخامنشیان نیز جزئی از ایران بود. تیگران دوم پادشاه دودمان آرتاشسی در سال ۹۵ پیش از میلاد آرتساخ را نیز در قلمرو خود داشت و وجود شهر تیگراناکرت آرتساخ گواه بر این امر است. پس از تقسیم ارمنستان میان ایران و امپراتوری روم در سال ۳۸۷میلادی، آرتساخ تا انقراض پادشاهی ارمنستان در سال ۴۲۸میلادی، جزو ارمنستان شرقی باقی ماند. ساکنان قرهباغ در سدههای اول و دوم میلادی علیه اشغالگران رومی و در سده سوم و چهارم علیه امرای ساسانی مبارزه کردند. در سدههای سوم تا پنجم میلادی در قرهباغ مناسبات فئودالی به وجود آمده و از سده چهارم میلادی به بعد، مسیحیت در این منطقه گسترش یافت. این منطقه در سده ششم میلادی توسط هونها و در اوایل سده هفتم توسط خزرها مورد تاخت و تاز قرار گرفت. در اوایل سده هشتم میلادی قرهباغ در زمان خلافت امویان توسط اعراب به تصرف درآمد. از اواسط سده یازدهم تا نیمه دوازدهم میلادی، قرهباغ تحت حکومت سلجوقیان قرار داشت. در دهه سوم سده سیزدهم میلادی قرهباغ توسط مغولها و در اواخر سده چهاردهم میلادی توسط سپاهیان تیمور لنگ اشغال شد. در نیمه اول سده پانزدهم میلادی، قرهباغ کوهستانی در ترکیب دولت قراقویونلوها و در نیمه دوم در ترکیب دولت آق قویونلوها قرار داشت. در قرن هفدهم به جای حکومتهای محلی، مِلیکهای ارمنی اداره نقاط مختلف را در دست گرفتند. (۱۶۰۳م) تا اواسط سده نوزدهم، نقش در خور توجهی در تحولات منطقهای جنوب قفقاز ایفا کردند. در دوره صفویه قرهباغ به مرکزیت گنجه یکی از بیگلربیگیهای ایران بود. مقام بیگلربیگی که در قرن دهم بهطور موروثی به سران ایلات چادرنشین قزلباش میرسید، در قرهباغ در اختیار یکی از شاخههای ایل قاجار بود. در اواسط قرن هجدهم میلادی پناهعلیخان جوانشیر، با خیانت «ملیک شاهنظر» و با کمک او برج معروف شوشی را، که مرکز واراندا بود، تصاحب کرد. پناه علی خان پس از کشتار مردم، با کمک شاه ایران، موفق به تصرف کامل قرهباغ شد و خود را خان آرتساخ (قرهباغ) نامید. او با نیرنگ و حیله مِلیکهای ارمنی را علیه هم شوراند و با استفاده از موقعیت ایجاد شده قدرت خود را توسعه داد. پناه علی خان، با هدف تضعیف امرای محلی ارمنی، در نظر داشت با کمک سلطان عثمانی و پادشاه ایران مردم را به اجبار از دین مسیح برگرداند و بر کل منطقه چیره شود. بالاخره، پس از سالها کشتار و ویرانی به دست ترکان عثمانی، و جنگهای ایران و روسیه، مطابق عهدنامه گلستان، کل منطقهٔ مزبور به روسیه الحاق شد. بیش از آن که تداعیکننده طبیعت زیبا و ویژگیهای تاریخی و فرهنگی آن باشد، عمدتاً تداعیکننده یکی از پایدارترین مناقشات قومی در طول سده بیستم میلادی است. |
|---|
|
تلاش سیاسی ارمنستان برای تصاحب قره باغ
پس از برکناری خروشچف، مسکو در سال ۱۹۶۵ میلادی با برگزاری مراسم پنجاهمین سالگرد نسلکشی ارمنیان موافقت کرد. در این مراسم تظاهرات گستردهای در ایروان انجام شد که الحاق مناطق از دست رفته ارمنستان از شعارهای اصلی شرکت کنندگان بود. در سال ۱۹۶۶ میلادی گروهی از هواداران حزب فدراسیون انقلابی ارمنی، حزب ملی ارمنستان را تأسیس کردند. یکی از نخستین اقدامات این حزب تهیه و انتشار نقشه ارمنستان بزرگ بود که قرهباغ را نیز شامل میشد. دو سال بعد تمامی کادر و رهبران این حزب توسط کاگب بازداشت شده و دو نفر از آنان به نامهای (سامول باغداساریان) و (استفان زاتیگیان) به جرم خرابکاری علیه دولت اعدام شدند. در همین مقطع، تحت تأثیر آموزههای گارگین نژده گروههای زیرزمینی دیگری شکل گرفت که حزب (متحد ملی) و (ارتش استقلال) از مهمترین آنها بهشمار میرفت. در مجموع با وجود کوششهای فراوان ارمنیان تغییری در وضعیت منطقه قرهباغ تا پایان دهه ۱۹۸۰ میلادی پدید نیامد چرا که در اصل ۷۷ قانون اساسی شوروی مصوب ۷ اکتبر ۱۹۷۷ میلادی تصریح شده بود که سرزمین یک جمهوری متحده را بدون موافقت خود آن جمهوری نمیتوان تغییر داد. با قدرت رسیدن میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۵ میلادی، ارمنیان درخواستهای خود را دربارهٔ الحاق قرهباغ به ارمنستان از سر گرفتند. نخستین اقدام مهم، ارسال نامه از طرف شخصیتهای برجسته ارمنی خطاب به رهبران شوروی بود. در سپتامبر ۱۹۸۷ میلادی اتحاد برای حق تعیین سرنوشت به رهبری بارویر هایریکیان از فعالان ارمنی ضد کمونیست به عنوان نخستین حزب سازمان یافته نسل دوم (احزاب مقطع استقلال) شکل گرفت و برنامه خود را جدایی ارمنستان از اتحاد جماهیر شوروی و کسب استقلال سیاسی برای ارمنستان اعلام نمود. در پاییز ۱۹۸۷ میلادی طوماری با حدود نود هزار امضاء همراه با نام و نشانی افراد امضاکننده تقریباً همه افراد بالغ قرهباغ، تحت عنوان (وحدت قرهباغ با ارمنستان) برای گورباچف فرستاده شد. در اوت ۱۹۸۷ میلادی نیز (آکادمی علوم ارمنستان) درخواستی با امضاء صد هزار نفر مبنی بر واگذاری منطقه قرهباغ علیا و نخجوان به جمهوری ارمنستان تهیه کرد. (شورای قرهباغ) نیز با ۱۱۰ رأی مثبت، ۱۷ رأی منفی و ۱۳ رأی ممتنع رسماً از این درخواست حمایت نمود. در اوایل سال ۱۹۸۸ میلادی نیز هیئتی از ارمنیان قرهباغ، راهی مسکو شده و یک نسخه از وحدت قرهباغ با ارمنستان را که به شکل کتابی درآمده بود، به پتر نیلوویچ دمیچوف (معاون اول رئیس هیئت رئیسه شورای عالی اتحاد شوروی) تحویل داد. در حالی که رهبران شوروی توجهی به اقدامات و کوششهای ارمنیان نشان نمیدادند، اوضاع در استپاناکرت و ایروان رو به وخامت میگذاشت. در ۱۳ فوریه سال ۱۹۸۸ میلادی تظاهرات وسیعی در ایروان برپا شد که شعار اصلی تظاهرات کنندگان «یک خلق، یک جمهوری» بود. در این شرایط ملتهب، هیئتی از سوی ارمنیان در ۱۷ فوریه ۱۹۸۸ میلادی راهی مسکو شد. گورباچف در ملاقات یک ساعته با زوری بالایان و سیلوا کاپوتیکیان اظهار داشت که برای یافتن راه حلی عادلانه تلاش میکند. «روزهای ۲۱ و ۲۲ فوریه ۱۹۸۸ میلادی در هادروت ساکنان ارمنی منطقه به تظاهرات پیوستند. بسیاری از ارمنیان راهی استپاناکرت شدند تا به تظاهرات آنجا بپیوندند. در روز دوشنبه ۲۲ فوریه ۲۵۰ هزار نفر، در روز سه شنبه ۴۰۰ هزار نفر و در روزهای پنج شنبه و جمعه حدود یک میلیون نفر در ایروان به تظاهرات پیوستند. تظاهرات مسالمتآمیز بود و تظاهرکنندگان با حمل پلاکاردهایی از گورباچف و پرچم ارمنستان شوروی بر علاقه خود میهن شوروی تأکید کردند.» در همین مقطع نمایندگان ارمنی شورای قرهباغ رأی به الحاق این منطقه به جمهوری ارمنستان دادند. شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی با استناد به این که نمایندگان جمهوری آذربایجان شرکت نکرده بودند، از پذیرش آن خودداری کرد. |
|---|
|
شروع جنگ نظامی
آغاز سال ۱۹۹۳ میلادی با حمله گسترده ارتش ارمنستان آغاز شد، تقویت نیروی هوایی قرهباغ توسط لابی (جماعت ارمنیان پراکنده) ارمنیان آمریکا و فرانسه و دریافت چند فروند میراژ و فانتوم موفق شدند روستاهای اطراف مارتاکرت را از نیروهای آذری باز پس بگیرند در این شرایط ایلچی بیگ، دو مقام ارشد دفاعی یعنی «رحیم قاضی اف» وزیر دفاع و «صورت حسین اف» فرمانده نیروهای آذربایجان در قرهباغ را بر کنار کند. در این بین پیشروی نیروهای ارمنی ادامه یافت و طی پنج روز روستاهای اطراف شهرستان کلبجر به تصرف درآوردند و در ۳ آوریل ۱۹۹۳ آن شهر سقوط کرد. این تحولات موجب شد تا ارتش ترکیه به حالت آماده باش درآید و تورگوت اوزال با اعزام ارتش چهاردهم به مرز ارمنستان راه ارتباطی خود را با ارمنستان بست. اوزال اظهار داشت که: «دخالت در جنگ قرهباغ میتواند نمونهای از جسارت ما باشد، باید از مداخله ارمنستان ترسید و ترکیه باید آماده باشد.» در ۱۳ آوریل تورگوت اوزال با تبلیغات رسانهای فراوان راهی باکو شد اما در پایان سفر خود اظهار داشت: «ترکیه نمیتواند به نام ملت آذربایجان وارد جنگ شود. اگر آذربایجان درصدد مطرح شدن به عنوان یک کشور بزرگ است، باید خود وظیفه کشورش را بر عهده گیرد.» در این شرایط منجر به صدور قطعنامه ۸۲۲ شد و طرح صلح سه جانبهای از طرف آمریکا، ترکیه و روسیه مطرح شد و از اول ژوئن نیز آتشبس ۶۰ روزه برای ایجاد زمینه برای اجرای قطعنامه ۸۲۲ شورای امنیت و تسهیل در امضاء طرح برقرار شد ولی این طرح به دلایل مخالفت شدید احزاب مخالف در ارمنستان و فرار ایلچی بیگ از آذربایجان و به قدرت رسیدن حیدر علیاف در عمل شکست خورد. حمله نیروهای ارمنی تشدید شد که مهمترین نتیجه آن تصرف شهرستان آقدام در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۳ میلادی بود آن شهر مرکز فرماندهی نیروهای آذربایجانی بود و از آنجا شهر استپاناکرت را مورد گلولهباران قرار میدادند. در ۲۲ ژوئیه نیروهای ارمنی با محاصره شهرستان فضولی (واراندا) ارتباط جادهای میان فضولی و شهرستان جبراییل را قطع کردند. در ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۳ میلادی شورای امنیت سازمان ملل علیرغم صدور قعطنامه ۸۵۳ و برگزاری دور چهارم مذاکرات صلح قرهباغ در رم درگیریها ادامه یافت و در ۱۳ اوت ۱۹۹۳ میلادی، نیروهای ارمنی با انجام یک عملیات گسترده به سوی شهرستان بردع پیشروی کردند. در جنوب قرهباغ نیز حملات نیروهای ارمنی موجب شد شهر مهم فضولی در ۱۷ اوت و متعاقب آن شهر جبراییل در ۱۹ اوت به تصرف ارتش ارمنستان درآید. سرژ سارگسیان در ۲۱ اوت به وزارت دفاع ارمنستان منصوب شد و نیروهای ارمنی قصد داشتند بر جاده شهرستان قبادلی (کاشونیک) به شهرستان زنگلان (کُوساکان) مسلط شوند که با واکنش ایران مواجه شد و این اقدام موجب شد تا اندکی از شدت عملیات جنگی ارمنیان کاسته شود. ایران پیشنهاد نمود که یک نوار امنیتی در جمهوری آذربایجان به عمق ۲۰ کیلومتر برای ایجاد اردوگاه تأسیس شود که با مخالفت شدید ترکیه و آمریکا مواجه شد.در چنین شرایطی حیدرعلی اف، ژنرال سابق شوروی به نام «محمد رفیع محمداف» به سمت وزیر دفاع و کمونیست قدیمی «حسن حسناف» به وزارت خارجه،انتصاب کرد و با رأی مثبت پارلمان مذاکره مستقیم با ارمنیان قرهباغ و ملاقات علی اف با یلتسین در مسکو و عضویت رسمی آذربایجان در جامعه کشورهای مستقل همسود از اقدامات مهم او بود. مذاکرات سانفرانسیسکو و اجلاس غیررسمی گروه مینسک در اوایل اکتبر ۱۹۹۳ میلادی آغاز شد، هر چند طرح صلح گروه مینسک مورد پذیرش ارمنستان و قرهباغ قرار گرفت، اما آذربایجان با هشت بند این طرح مخالفت نمود. به این منظور شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامه ۸۷۴ را به تصویب رساند. در واکنش به قطعنامه، حیدر علی اف محاصره اقتصادی و بازکردن خطوط ارمنستان را بدون حل قطعی مسئله قرهباغ و عقبنشینی ارمنستان از این منطقه یک اشتباه بزرگ دانست و قطعنامه شورای امنیت را ناعادلانه خواند. در مقابل مقامات قرهباغ قطعنامه ۸۷۴ را به دلیل درج کلمه «قرهباغ کوهستانی آذربایجان» غیرقابل قبول خواندند. با شکست تلاشهای بینالمللی و عدم دستیابی به راه حلی صلحآمیز روند درگیریها ادامه یافت و نیروهای ارمنی مناطق جنوبی قرهباغ (۷۰ کیلومتر از مناطق هممرز با ایران) را تصرف کردند و شهر مهم زنگلان نیز در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۳ میلادی به تصرف نیروهای ارمنی درآمد. حیدرعلی اف دستور تشکیل شورای دفاع را صادر کرد و کوشش نمود از تبلیغات مذهبی در جهت تبدیل جنگ قرهباغ به رویارویی مسلمانان با مسیحیان استفاده نماید.در این شرایط شورای امنیت سازمان ملل در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۳ میلادی چهارمین قطعنامه خود را دربارهٔ بحران قرهباغ با عنوان قطعنامه ۸۸۴ صادر کرد. حمله بزرگ نیروهای آذربایجان در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۳ میلادی آغاز شد که طی آن، نیروهای ارمنی از بلندیهای استراتژیک شهر آقدام عقبنشینی کردند. |
|---|
|
تسلیحات و سلاح های نظامی
وقتی در پائیز سال ۱۹۹۱، برای شهروندان اتحاد جماهیر شوروی، تجزیهٔ کشور رنگ واقعیت به خود گرفت، هر دو طرف به دنبال بدست آوردن تسلیحات واقع در انبارهای نظامی قرهباغ بودند. توازن نظامی در ابتدا به نفع جمهوری آذربایجان بود. در طی جنگ سرد، دکترین نظامی اتحاد جماهیر شوروی برای دفاع از قفقاز در این راهبرد خلاصه میشد که در صورت حملهٔ ترکیه (یکی از اعضای ناتو) از سمت غرب، ارمنستان به یک منطقهٔ جنگی تبدیل شود؛ بنابراین، تنها سه لشکر در جمهوری ارمنستان واقع بود و هیچ فرودگاهی وجود نداشت، در حالیکه آذربایجان پنج لشکر و پنج فرودگاه نظامی داشت. علاوه بر این، ارمنستان تقریباً ۵۰۰ واگن مهمات داشت، در حالیکه این مقدار در آذربایجان ۱۰۰۰۰ واگن بود. بعد از عقبنشینی (نیروهای داخلی روسیه)، زرادخانهٔ بزرگی از مهمات و خودروهای زرهی در اختیار ارمنیها و آذریها قرار گرفت. برای نخستین بار، گورباچف سه سال پیش نیروهای دولتی را از جمهوریهای دیگر اتحاد جماهیر به منطقه فرستاد و بسیاری از این نیروها تمایلی برای ادامهٔ حضور در آن منطقه را نداشتند. اکثر این افراد سربازان فقیر و جوانی بودند، و سلاحهای خود را به ازای پول یا حتی با مشروبات الکلی به دو طرف میفروختند. بعضی از آنها حتی تلاش میکردند تانکها و نفربرهای زرهی را بفروشند. انبارهای تسلیحاتی ناایمن باعث شد دو طرف سیاستهای گورباچف را علت اصلی نزاع بدانند. همانطور که گزارشِ نوامبر ۱۹۹۳ وزارت خارجهٔ آذربایجان میگوید، آذربایجانیها مقدار بسیار زیادی از این جنگافزارها را خریدند. این گزارش اظهار میکند که آذربایجانیها ۲۸۶ تانک، ۸۴۲ خودرو زرهی، و ۳۸۶ عدد توپخانه را در دوران خلأ قدرت خریدهاند. با پدید آمدن بازار سیاه، واردات تسلیحات غربی تسهیل شد. اکثر تسلیحات ساخت روسیه بودند یا از کشورهایی تهیه میشدند که قبلاً عضو بلوک شرق بودند. با این حال، هر دو طرف تداراکاتی نیز دیدند. آذربایجان کمک و تدارکات نظامی زیادی از ترکیه، اسرائیل، و کشورهای عربی گوناگون دریافت کرد. جماعت ارمنیان پراکنده نیز در طی دورهٔ جنگ کمک بسیار زیادی به ارمنستان کردند، و حتی به کنگرهٔ ایالات متحده فشار آوردند لایحهای با نامِ بخش ۹۰۷ قانون پشتیبانی از آزادی را در واکنش به محاصرهٔ ارمنستان تصویب کند، و کمک نظامی از جانب ایالات متحده به آذربایجان را در سال ۱۹۹۲ کاملاً ممنوع کند.در حالیکه، آذربایجان ادعا کرد که روسها در آغاز به ارمنستان کمک میکردند، گفته میشود که «رزمندههای آذری منطقهٔ قرهباغ میزان بیشتری از تسلیحات نظامی اتحاد جماهیر را در اختیار داشتند». بعد از آنکه در ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱، گورباچف از دبیرکلی اتحاد جماهیر استعفاء داد، جمهوریهای باقیمانده از جمله اوکراین، بلاروس، و روسیه استقلال خود را اعلام کردند و در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر فروپاشید. تجزیهٔ شوروی تمام سدهایی را که مانعِ شروع جنگ تمام عیار میان ارمنستان و آذربایجان بود خراب کرد. یک ماه پیش، در ۲۱ نوامبر، پارلمان آذربایجان خودگردانی منطقهٔ قرهباغ را لغو کرد و نام پایتختش، «خان کندی»، را بر آن گذاشت. در واکنش به این موضوع، در ۱۰ دسامبر، همهپرسی توسط رهبران پارلمان در قرهباغ برگزار شد (جامعهٔ آذربایجانیهای مقیم قرهباغ این همهپرسی را تحریم کردند). در این همهپرسی، ارمنیها با اکثریت قاطع به استقلال رأی دادند. در ۶ ژانویهٔ ۱۹۹۲، این منطقه استقلال خود را از آذربایجان اعلام کرد. عقب شینی نیروهای داخلی اتحاد جماهیر از قرهباغ کوهستانی در منطقهٔ قفقاز موقتی بود. در فوریهٔ ۱۹۹۲، دولتهای اتحاد جماهیر تحت عنوانِ دولتهای مشترکالمنافع گرد هم آمدند. در حالیکه آذربایجان از پیوستن به این نهاد خودداری کرد، ارمنستان که با بالا گرفتن منازعات از حملهٔ احتمالی ترکیه میترسید به کشورهای مشترکالمنافع پیوست، و تحتِ «چتر امنیت جمعی» این سازمان درآمد. در ژانویهٔ ۱۹۹۲، نیروهای کشورهای مشترکالمنافع مرکز فرماندهی جدید خود را در استپاناکرت تأسیس کردند و با پیوستن واحدهای قدیمی از جمله هنگ موتوری ۳۳۶ ام تفنگداران و عناصر ارتش چهارم اتحاد جماهیر نقش فعال تری در صلح بانی بر عهده گرفتند. |
|---|
|
اتش بس و اتمام جنگ
نخستین روزهای سال ۱۹۹۴ میلادی با تنش و درگیری بسیار شدیدی در صحنه جنگ قرهباغ همراه بود. در ۲ ژانویه حمله نیروهای ارمنی در شهرستان کلبجر (کارواجار) به شکست انجامید و حمله وسیع نیروهای ارمنی به شهرستان ترتر در ۲۲ ژانویه به شکست انجامید و ارمنیان وادار به عقبنشینی شدند. در ۲۴ ژانویه نیز منطقه کلبجر از کنترل نیروهای ارمنی خارج شد و آذربایجانیها منطقه مارتاکرت را به محاصره خود درآوردند. در این شرایط روسیه طرح صلحی را مطرح نمود که علیرغم موافقت ارمنستان و قرهباغ با این طرح، دولت آذربایجان با آن مخالفت نمود. در ۱۸ فوریه با میانجیگری پاول گراچف وزیر دفاع روسیه مقامات قرهباغ و وزرای دفاع ارمنستان و آذربایجان به یک رشته توافقات اصولی دست یافتند. اما آتشبسی که قرار بود به این توافقات از اول مارس ۱۹۹۴ میلادی آغاز شود، با بروز اختلاف میان طرفین از جمله تأکید علی اف بر خروج کامل نیروهای ارمنی موجب شد نیروهای ارتش آذربایجان حمله گستردهای را در منطقه فضولی در ۳ مارس آغاز کنند. در این بین تحولاتی چون حمله شدید نیروهای ارمنی به آقدام در ۱۰ آوریل و تغییر اوضاع به سمت ارمنیها موجب شد تا لحن مقامات آذری نسبت به روسیه تغییر پیدا کند. علی اف در ۲۵ آوریل راهی مسکو شد و متعاقب آن هیئتی به رهبری رسول قلی اف، رئیس پارلمان آذربایجان به مسکو سفر نمود که مأموریت اصلی آن (مذاکره در مورد مناقشه نظامی و تدابیر برای پایان دادن به آن) اعلام شد. سفر هیئت آذربایجانی موجب صدور سند توافقنامه مسکو شد. هر چند مفاد این سند به اجرا درنیامد اما زمینه مناسب و لازم را برای نزدیک تر شدن دیدگاههای آذربایجان و ارمنستان فراهم نمود که نقش مهمی در روند مذاکرات صلح قرهباغ در بیشکک در ۴ می ۱۹۹۴ میلادی ایفا نمود. در مذاکرات بیشکک روسها خواستار رعایت سه اصل بودند: «برقراری آتشبس، قبول نمایندگان قرهباغ به عنوان یک طرف اصلی مذاکرات صلح و استقرار ۱۸۰۰ نفر از نیروهای جامعه مشترکالمنافع در خط حائل آتشبس و عقبنشینی نیروهای نظامی از هر دو طرف و گشوده شدن راههای انرژی و حمل ونقل» ولی هیئت آذربایجانی از پذیرش آن سرباز زد و در حالی که طرح در آستانه شکست قرار داشت تغییرات مختصری در اعلامیه نهایی مذاکرات داده شد. بدین نحو که به پایان دادن تصرف مناطق جمهوری آذربایجان تأکید شد و همچنین استقرار نیروهای ناظر بینالمللی در کنار نیروهای جامعه کشورهای مستقل مشترکالمنافع در خط حائل پیشبینی گردید. سرانجام رسول قلی اف توافقنامه بیشکک را در ۸ می ۱۹۹۴ میلادی امضاء نمود. |
|---|








