در کل پنج بازی باقی مونده که طبق متر و معیار و نظر دوستان و غبر دوستان دَکَتَر و ماهَنَدَس تاژی یا تازی یا کاجی یا کاژی یا زارتی(???این دیگه ابتکار خودم بود) فارغ التحصیل از دانشگاه کمپ کاصبرگان مغرور شورآباد سفلی(که الحق دانشگاه معتبری در عرصه ی دنیا میباشد ) این اتفاقات می افته:

بازی با ذوب آهن:

خب  طبیعتا تارتار دست از عشق چندین و چند سالش  نمیکشد و در رختکن با نوای ساقیا هی بریز و مستم کن و مقداری شراب ناب عرفانی و .... تیم خویش را سگ مست کرده و در همین حین با پاره کردن پیراهن  و نشان دادن خالکوبی تیری در قلب  بر سینه اش که گوشه از آن لوگوی باشگاه محبوبش حک شده عربده میکشد که نسناس ها و نالوتی ها تیکه پاره تون میکنم اگر به عشق من گل بزنید ،به مولا با دندون جرتون میدم و هم تیم گدر گودرت ذوب  به زمین رفته  و باخته هم تیم محبوب و عشقش را به سه امتیاز مفت رسانیده وگرنه که از نظر متخصین کمپ کاصبرگ مغرور بر تیم گدر و گودرت ذوب آهن جادوی برنابئو هم سازگار نیست البته

بازی با سپاهان: 

خب طبیعتا اینم تبانیه ،مسلمه، اصلا اگر تبانی نیست چرا سپاهان به ما نباخت اصلا نوموخوام باهاتون گهر گهرم

بازی با تراکتور:

این رو نمیشه دلیلی براش پیدا کرد ولی احتمالا دور همی تبانی میکنند همینجوری سالار لوتی با مرام با صفا++++++++++++ 

بازی با پدیده:

و اما پدیده تیمی که اگر کمتر از مساوی بگیرد تبانی است و همین است که است و هرکس که نمیخواهد جمع کند از ایران برود

بازی با فجر:

در این بازی طبیعتا افشین با امیرحسین، امیرحسین با  غلام ،غلام با مجتبی و مجتبی با بازیکنان و بازیکنان با فرناز...( ببخشید این یه تیکه فرناز اضافه بود به بزرگی خودتون ببخشید) تماس گرفته و میشود آنچه نباید بشود

پ.ن:عکس هم تزیینیه?????

#متاع_ناب