Cinemaphile

سلام دوستان.به قسمت سوم  سینمافیل خوش اومدین.در این مجله قصد دارم فیلم هایی رو که میبینم بنظرم جذاب میاد رو بهتون معرفی کنم و نظر خودم رو بعنوان یک مخاطب ساده با شما در میون بذارم.تا جایی که میتونم سعی میکنم که داستان رو اسپویل نکنم و در پایان هرقسمت هم سعی میکنم با یکی از کاربران فیلم باز طرفداری درباره سینما،آثار معروف و سبک های سینمایی و.... مصاحبه کوتاهی داشته باشم تا بتونم به صورت روان و همه پسند،شما رو با جنبه های مختلف سینما آشنا کنم.

با من همراه باشید.

با تشکر از Ka⭐️ عزیز که پوستر هارو آماده کرد.

قسمت سوم:

نقد و بررسی و معرفی فیلم (2019)The Platform

Here We Go

معرفی فیلم:

The Paltform 

به اسپانیولی:El Hoyo

ژانر:تریلر/ترسناک/ماجراجویی/نجات یافتن

محصول سال 2019 کشور اسپانیا

زبان:اسپانیولی

بازیگران:Alexandra Masangkay-Iván Massagué-Zorion Eguileor-Antonia San Juan-Emilio Buale

بازیگران اصلی و کارگردان فیلم:

از راست:Emilio Buale-Zorion Eguileor-Iván Massagué-Galder Gaztelu-Urrutia-Alexandra Masangkay-Antonia San Juan

کارگردان:Galder Gaztelu-Urrutia

IMDb:78/100

Rotten tomatoes:79/100

Metacritic:73/100

پِلَتفُرم (The platform) یا سکو(به اسپانیولی:El Hoyo) با عنوان اصلی حفره، یک فیلم اسپانیایی در ژانر علمی تخیلی ترسناک مهیج به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا است؛ که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد.فیلم نخستین بار در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به روی پرده رفت که با استقبال مردم و منتقدان همراه بود. کمپانی نتفلیکس حق پخش جهانی فیلم را خرید و آن را در مارس ۲۰۲۰ منتشر کرد.

پوستر رسمی فیلم The Platform

2-معرفی کارگردان:

گالدر گازتلو-اوروتیا (به انگلیسی: Galder Gaztelu-Urrutia) (متولد ۱۹۷۴ در بیلبائو) کارگردان اهل اسپانیا است.وی دارای مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی با تخصص تجارت بین الملل می باشد.از آثار این کارگردان می توان به فیلم کوتاه  (2009)-913،خانه ای در دریاچه (2011) نیز اشاره کرد.

Galder Gaztelu-Urrutia

3-خلاصه داستان فیلم:

داستان مربوط به یک زندان با سازه عمودی است که تعداد زیادی محکومان به‌طور تصادفی در طبقات آن زندانی هستند. در این زندان عجیب؛ هر طبقه آن یک سلول است که به صورت عمودی روی هم قرار گرفته‌اند و از بالاترین طبقه (طبقه اول) تا پایین‌ترین طبقه ادامه دارند. در هر سلول ۲ نفر برای یک ماه زندگی می‌کنند و این افراد تا وقتی که یکی از آنها آزاد شود یا از بین برود؛ با هم هستند. ماه بعد افراد همه طبقه‌ها به‌طور کاملاً تصادفی پس از بیدار شدن از یک خواب شبانگاهی؛ جابه‌جا می‌شوند و در طبقات و سلول‌های دیگر قرار می‌گیرند. انسان‌ها توافق کرده‌اند در این سازه محبوس شوند و تعدادی از آنها دورهٔ حکم زندان خود را در آن می‌گذرانند و برخی داوطلبانه به آن آمده‌اند. در این زندان اسرار آمیز قطعه مربع شکلی وجود دارد که در واقع میز مفصل غذاست و روی آن انواع غذاها قرار دارد و.....

تری ماگاسی و گورنگ در حال خوردن غذا 

4-نظر چند تن از منتقدان  درباره فیلم:

کارلوس آگولر : Los Angeles Time

نمره:90/100

از دیدگاه تکنیکی، ساخت این فیلم دشوار است. فیلم The Platform از طراحی صحنه‌ای گروتسک و جلوه‌های ویژه‌ای مخوف بهره می‌برد و به صورت هدفمند منجر به شوک و تنفر می‌شود.

تاشا رابینسون : Polygon

نمره:90/100

این فیلم برای آن‌هایی‌ست که دوست دارند غافلگیر شوند و طرفدار داستان‌هایی هستند که وقایع بعدی‌اش را نمی‌توانند حدس بزنند.

گورنگ و دختر بچه روی سکوی معروف فیلم

بری هرتز : THE GLOBE AND MAIL

نمره:88/100

فیلم The Platform به طور فوق‌العاده‌ای نفرت‌انگیز، رک و بی‌پرده و در عین حال شدیدا سرگرم‌کننده است. این هجو جدید اسپانیایی، به نظر انتخاب مناسبی برای تماشا در این روزها و در حالی است که جهان بر روی لبه تیغ قرار گرفته است.

بنجامین لی : The Guardian

نمره:80/100

فیلم The Platform سبکی شیطانی دارد که از آثاری همانند Cube، مجموعه فیلم‌های Saw و Snowpiercer الهام گرفته و در عین حال زنندگی مخصوص به خودش را نیز حفظ کرده است.

روایت این فیلم به نوعی سبک وحشیانه‌ای دارد که به سرعت و بی‌رحمانه ما را به طبقات مختلف این ساختمان می‌برد و مجبورمان می‌کند تا شاهد جنایت‌های بی‌شماری باشیم.

مت دوناتو : We Got This Covered

نمره:80/100

فیلم پلتفرم یک اثر لایه لایه از فشار روحی، وحشت و صحنه‌های خوفناک است.

5-نقد و نظر شخصی درباره فیلم:

خب اولین چیزی که توی این فیلم برای من جلب توجه کرد،.چندین طبقه که توی هرکدومش دو نفر زندانی بود و میز مربع شکل غذا که از طبقه یک خوردن غذاها شروع میشد و هرکسی تا اون جایی که توان داشت میخورد و اصلا به افرادی که در طبقات پایین بودن رحمی نداشت.که این رو میشه به نوعی مثالی از نظام سرمایه داری دونست.افراد بالادست جامعه هیچ اهمیتی به افراد پایین دست وجون اونها نمیدن و فقط خودشون رو می بینند که باید از زندگی لذت ببرن.مورد بعدی که درباره این فیلم خیلی برای من جذاب بود،تمثیل ها و مصداق گرایی ها برای افراد مشهور در کتاب مقدس بود.به طوری که گورنگ شخصیت اصلی فیلم رو می تونیم در ابتدای فیلم در نقش حضرت آدم ببینیم که وقتی سکوی غذا به طبقه ش میرسه فقط یک سیب رو برمیداره اما بعدش با گرم شدن بیش از حد سلول مجبور به پایین انداختن سیب میشه.البته که درباره سیب خوردن حضرت آدم و اخراج او از بهشت طبق کتاب مقدس اختلافاتی وجود داره.و در انتهای فیلم هم ما گورنگ رو در نقش عیسی مسیح میبینیم که به آخرین طبقه میره و خودش رو به برای نجات بقیه ی افراد زندانی فدا میکنه. همچنین در دیالوگ ایموگوری که در خیال گورنگ است بخشی از کتاب مقدس را می‌خواند: می‌خواهی گوشت پسر انسان و خونش را نخوری؟... تا آخر که تری ماگاسی آمین می‌گوید. که اشاره به اعتقادی در مسیحیت است که در مراسم عشای ربانی شراب را به قصد خون مسیح و نان را به نیت گوشت مسیح می‌خورند.

تری ماگاسی در حال مطالعه کتاب دن کیشوت کورنگ با چاقویی در دست دیگر 

این موارد و موارد مشابه نشان میدهد که ما با یک فیلم با مضمون مذهبی هم رو به رو هستیم.

مورد بعدی که نظر من رو جلب کرد این بود در شرایط بقا علم و دانش کنار می‌رود.در شرایطی که آدم مجبور است برای زنده ماندن گوشت هم نوعش را بخورد کتاب جایی ندارد و بهترین وسیله که می‌تواند همراه انسان باشد یک چاقو یا شمشیر است. همان طور که دیدیم گورنگ که با خودش کتاب آورده بود برگه‌هایش را می‌کند و می‌خورد.

و اینکه در این فیلم ما به نوعی شاهد تمام اقشار و طرز فکر های حاکم بر جامعه بشری هستیم.

افرادی مثل تری‌ماگاسی اولین هم اتاقی گورنگ نشان دهندۀ اکثریت جامعه هستند.افرادی که صرفا خوشان و خودشان و منافع خود را می بینند و به وقت ضرورت حتی از قربانی کردن بقیه افراد ابایی ندارند.

افراد مثل گورنگ نماینده قشر روشنفکر و مصلح جامعه هستند. افرادی که بر عکس تری‌ماگاسی برایشاین دیگر افراد جامعه مهم هستند

باهارات نماد قشر دین دار جامعه است و به احتمال خیلی زیاد یک مسلمان است. فردی که به دیگران نگاهی مثبت دارد و دنبال خیر است و فکر می‌کند با آوردن یک طناب به داخل زندان کار تمام است و می‌تواند به طبقۀ اول برسد.

باهارات و کورنگ در حال قانع کردن زندانیان برای مصرف عادلانه غذا 

ایموگوری نشان دهندۀ طیفی از افراد است که به جامعه و سیستم خدمت می‌کنند و ذات واقعی سیستم را نمی‌دانند. افرادی که خوبند، مصلح هستند اما بازی خورده‌اند و در انتها با تمام نیت خوبی که دارند منزوی می‌شوند و خودشان را می‌کشند.

به نظر من به عنوان یه بیننده فیلم واقعا خوبی رو داریم که نقاط قوت خیلی زیادی دارد.مفهوم و معنی که این فیلم قصد انتقالش رو داشت مفهوم بشدت بزرگ و عمیقی بود که به نظر من کارگردان میتونست بیشتر روی انتقالش فکر کنه و بهتر به مخاطبان انتقالش بده. کارگردان واقعا این هدف بزرگ رو عجولانه قربانی کرده. من نمره 7/10رو بهش میدم .واقعا میتونست خیلی بهتر هم باشه.

6-?️6-قسمت سوم Cinemphile Interview | دل تورو?️ :

خب دل تورو جان خوش اومدی به  Cinemphile Interview

درود خدمت تو حسام عزیز و همه‌ی کاربرای گل

1-نظر کلیت درباره فیلم چی بود؟

ایده‌ی فیلم رو دوست داشتم اما متاسفانه کارگردان نتونست اون رو به خوبی روی کاغذ پیاده کنه . اینجور فیلمنامه ها که ایده های خلاقانه ای دارن نیاز هست که به چندین قسمت تبدیل بشن تا نقاط گنگ و گم داستان برای مخاطب روشن بشه و فیلم جذابیت و گیرایی بیشتری داشته باشه مثل فیلمنامه‌ی اسکویید گیم.

2-از نظرت چه جور فیلمی بود؟ایا بازیگر ها تونسته بودن تو انتقال هدف فیلم موثر باشن؟

داستان فیلم دقیقا از اون نوع داستانهایی بود که بازیگر ها و استعداد بازیگریشون تقریبا هیچ نقشی توی انتقال پیام فیلم نداشتند چرا که بازم میگم ، ایده به قدری جالب بود که به ایفای نقش بازیگران توجه نشه اما هم وقتش تنگ بود و هم داستان برای مخاطب کامل باز نشده بود در کل به بازی بازیگران فیلم نمره‌ی ۶ از ۱۰ رو میدم و بنظرم نقش اصلی فیلم یعنی گورنک هم تمام توانش رو گذاشت و بازی خوبی از خودش به جا گذاشت .

3-بنظرت کارگردان تونسته بود اون هدف و منظور رو انتقال بده به مخاطبش؟​​​​​​​

درکل کارگردان قصدش این بود که نظام سرمایه داری مسلط بر زندگی مردم دنیارو به تصویر بکشه و درواقع کل فیلم یک تشبیه به وضع نظام سرمایه داری موجود در دنیا بود و بازیگران و ابزار موجود توی فیلم هم همه به نوعی نقش مشبه رو بازی میکردند . اینکه طبقات بالایی به طبقات پایینی رحم نمیکنن ، اینکه طبقات پایینی جامعه امیدی به ارتباط گرفتن با طبقات بالایی جامعه ندارن ، اینکه در سیستم سرمایه داری طبقات پایین تر له میشن و هیچ غذایی بهشون نمیرسه و همدیگه رو تکه تکه میکنند در حالیکه هیچکس از وضعیتشون خبردار نمیشه و ... همه از اهداف کارگردان بود که بنظرم تا حدودی تونست پیامش رو برسونه ولی بازم میگم ، اصلا نتونست به خوبی داستان فیلم و کرکترش هارو به تصویر بکشه و مخاطب رو روشن کنه و از گیجی در بیاره . من حدس میزنم فیلم برای خیلی ها خسته کننده بوده باشه.

4-و اینکه بنظرت این داستان و این پیام اصولا موضوعی بود که بشه تو فیلم علمی تخیلی ژانر وحشت بیاد؟ توی ژانر های دیگه بهتر نمیشد؟​​​​​​​

معتقدم در عصری که زندگی ما امروزه با تبلیغات (اشاره به چاقوی پیرمرد در فیلم) و تکنولوژی گره خورده ، ابزار خوبی در فیلم برای ارسال پیام به مخاطب بکار برده شد ولی بذار برای آخرین بار بگم ؛ متاسفانه کارگردان وظیفه‌ش رو به خوبی انجام نداد واگرنه فیلم می‌تونست بیشتر مورد توجه و بحث قرار بگیره.

5-نظرت درباره پایان بندی فیلم چیه؟ بنظرت پایان باز به جذابیت فیلم اضافه میکرد یا اگه پایان باز نبود بهتر میشد؟​​​​​​​

من معتقدم پایان رو باز گذاشت چون چاره‌ی دیگه ای نداشت و حس‌میکنم کارگردان درمورد پایان‌بندی فیلم کمی عجولانه اقدام کرد . داستان فیلم هم می‌شد به یک سریال تبدیل بشه و چنین پایان ضعیفی رو نداشته باشه و هم اینکه میتونست حداقل پایان بندی «بهتری» رو در قالب یک فیلم داشته باشه .

6-اگه بخوای به این فیلم یه نمره بدی چند میدی؟

نمره 6.9 از 10

7-اگه بخوای یه چند تا فیلم مشابه این ژانر رو بهمون معرفی کنی چیو معرفی میکنی؟​​​​​​​

فیلمهای خوبی که در ژانر adventure/survival (ماجراجویی/نجات یافتن) دیدم و یادم هست : room 2015 don't breath 2016 Exam 2009 ready or not 2019 get out 2017 cast away 2000

_________________________________________________________________________________________________

نظر شما چیه؟

اگه شما کارگردان فیلم بودین سرنوشت گورنگ و بقیه زندانی هارو چطور رقم میزدید؟

ممنون که این قسمت Cinemaphile رو مطالعه کردین

نظراتتون رو با من در میون بذارین

???