اولاً معتقدم که تن هاگ هم از همین حالا تمام امضاهای لازم رو پای تمام تعهدنامه ها زده و قول داده که دست به مک تامنی، مهره ی مد نظر فرگوسن که فلچر هم به عنوان بادیگاردش در باشگاه حضور داره نزنه، مک تامنی در حال حاضر رئیس هیات مدیره محسوب میشه و باید در ترکیب اصلی قرار بگیره چون دستور از بالا اومده و تن هاگ که خوبه ، لیپی و کاپلو هم مربی میشدند، نمیتونستند این رو تغییر بدند. بنابراین مطمئنم که همینطور که رانگنیک نتونست جلوی فرگوسن و مهره اش بایسته، تن هاگ هم در حدی نیست که بتونه مک تامنی رو نیمکت نشین کنه. ثانیاً ، بحث مگوایر بحث مهمی هست. مگوایر هم از جانب هیات مدیره و رئیسها حمایت میشه و میزان قدرت عمل و آزادی تن هاگ رو میشه از نوع رفتاری که با این بنجل داره سنجید. من تصور نمیکنم که بتونه بازوبند رو ازش بگیره . از دید من همینطور که رانگینک نتونست دست بزنه به مگوایر ، تن هاگ هم نمیتونه . همه این جفنگیات در مورد فوتبال تهاجمی و تئوریسین بودن و .. رو بریزید تو سطل آشغال، وقتی شما امضا میزنی پای قراردادی که گلیزرها بهت دادند یعنی قبول کردی که تا ته قصه یک نوکر بله قربان گو باشی. رانگنیک هم دستش درد نکنه به خاطر یکی دو تا مصاحبه ، ولی این مصاحبه ها رو میشد به عنوان یه کارشناس در دیلی میل یا میرور هم انجام بده و لازم نبود حتماً بیاد چهارتا چهارتا از صغیر و کبیر بخوره و مک تامنی و مگوایر و رشی مهره های فیکسش باشند و جربزه و زور نیمکت نشین کردنشون رو نداشته باشه. ایشون مصاحبه ی قشنگی کرد گفت نمیدونم فیلان چه کاره هست در تیم. اما چه سود که تا آخر این فرد با وقاحت باقی موند و با خیال راحت از مهره ی مورد نظرش حمایت کرد(مگوایر) دقیقاً مثل شغلی که فلچر داره در مورد مک تامنی. اما ثالثاً و از همه مهمتر ، نماد تمام بدبختی ها و مشکلات، شخص مارکوس رشفورد، بازیکنی در سطح ولبک و لینگارد ، اما با غرور و خود بزرگ بینی ای در حد رونالدینیو و مسی . طرف رسماً فکر میکنه پله و مارادونا هست و لحظه ای نیست که دست از تبلیغ خودش برداره ، ضعف فنی این شخص و حقوق بالائی که میگیره عامل اصلی تیره روزیهای این تیم در 9 سال گذشته بوده. 9 سالی که در جدول پائین تر از سیتی قرار گرفتیم. عنوان " محصول آکادمی" بودن جمع شده با اقلیت نژادی بودنش و تبدیل شده به یک " شعار" که از جنبه اقتصادی برای باشگاه سودبخش بوده. وقتی شما یک سیاهِ بومی رو داشته باشی ، فروش محصولاتت در بین سیاهان همه کشورهای اروپائی بالا میره و این چیزی هست که این بنگاه اقتصادی نمیتونه ازش بگذره. -------------- جمع بندی : تن هاگ تنها با کاری که در قبال سه شخص میکنه قابل ارزیابی هست . مگوایر، مک تامنی و رشفورد. اگر این سه تا کماکان در ترکیب اصلی باشند یا افزایش حقوق و تمدید بگیرند، تن هاگ هم مترسکی بیش نیست.