16 اکتبر سال 2004، شهر بارسلونا و دربی که همیشه بوی جنگ می دهد. تیم اول شهر، فصل را خوب آغاز کرده است، در 6 بازی اخیر خود، 5 بازی را پیروز شده و یک مساوی دشت کرده است. اما مانند رسم هر سال، تیم چندین مصدوم دارد. موتا، سیلوینیو، گابری، ادمیلسون، جرارد و ژولی نمی توانند بازی کنند، برخی دیگر از بازی های بین المللی برگشته اند و تنشان خسته است، حتی ستاره ای مانند رونالدینیو... بنابراین، فرانک ریکارد باید به فکر بازی دادن برخی از جوان ها و نوجوان هایش باشد. بازیکن هایی مانند دامیا، کریستین پنا و یا لیونل مسی. آخرین نفر بر خلاف دیگران، در دو بازی دوستانه شرکت کرده است، برابر تیم های پورتو و المییاکو، اما هنوز هیچ کس او را در میدان رسمی ندیده است. دیدار حساسی بود، سانچز لیبره مدیر اسپانیول هشدار داده بود که اگر در این بازی پیروز نشویم، عواقب و تلفات گردن او نیست.اما آن ها هرگز برنده نشدند، دکو ستاره پرتغالی آن روزهای بارسلونا، کامنی را تسلیم خودش کرد. یک - هیچ، نتیجه خوبی بود. آن روز ها بحث در مورد برنده توپ طلا زیاد بود. دکو هم یکی از نامزدهای اصلی آن مراسم بود. یادم می آید کریس رونالدو، ستاره حال حاضر دنیا، آن موقع در مورد هم وطنش گفته بود: " دکو بهترین دوست من است و سزاوار بردن این جایزه." اما خوب، دکو توپ نقره ای را به خانه برد، چون که شوچنکو در آن دوران آقایی می کرد. ولی ستاره پرتغالی، در همان روز دربی با بازیکنی تعویض شد که بعد ها چهار بار موفق شد توپ طلا را ببرد. شاید دکو در آن لحظات فکرش را هم نمی کرد، پسرک لاغر اندام و خجالتی که همیشه در حال جست و جوی توپی بود که با آن برش عرضی بزند و از صف حریفانش فرار کند، روزی امید و ستاره نیوکمپ شود. لئو، شماره 30 می پوشید، به عشق دکو که 20 بر تن داشت و رونالدینیو، استاد فانتزی بازهای جهان، که 10 می پوشید. مسی، هشت دقیقه در آن دیدار بازی کرد و با 17 سال، 3 ماه و 22 روز، دومین بازیکن جوان تاریخ باشگاه شد که در ترکب قرار می گیرد، اولین نفر آلکانتارا بود. روبرتو سوریانو، نویسنده مشهور ایتالیایی اولین جمله را در مورد لئو مسی بیان کرد و گفت: " او کوچک ترین قهرمان زنده حال حاضر فوتبال است." و فرانک ریکارد وعده آمدن بازیکنی را می داد که روزی جهان به شیوه بازی و دریبل هایش خیره می شوند، ریکارد می گفت منتظر باشید. حال، 10 سال از آن حرف ها، بازی و نگاه اول می گذرد. پسر آرژانتینی یک دهه است که فرزند نیوکمپ می باشد، شاید عضوی از خانواده کاتالان. در این 10 سال لئو مسی افتخارات زیادی به دست آورد، و همین چند وقت قبل تر تا یک قدمی فتح جام جهانی هم پیش رفت، اما مغلوب ژرمن های با نظم و تدبیر شد. ارنستو چه گوارا، یک بار گفت خدا من را برای این خلق نکرده که یک مدتی زندگی کنم و بعد از آن بمیرم. اگر " چه " معتقد است که خدا او را برای ایستادن تا پای جان و آزادی مردمش و یا اصلا چیزی ورای این خلق کرده، بگذارید فکر کنیم که مسی هم برای کسب عناوین پا به دنیای فوتبال نگذاشته است، اجازه دهید حتی برای ثانیه ای هم که شده از فوتبال بازی کردن، به شیوه خیابانی و ذاتی اش لذت ببریم. فقط نگاه کنیم، بدون هیچ تعصب و تصور قبلی. هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند برای ماندگاری تلاش کند، این تاریخ است که بخش های مختلف خود را انتخاب می کند.