توی روانشناسی یه سندرومی هست به این اسم ؛ مرتبط با آقایونه حالا معنیش چیه ؛ زمانی که یه آقا عشق و تمایلات جنسی جدا از هم میبینه این سندروم به وجود میاد ؛ زنا براش دو دسته ان : زن های محترم و مقدس بدون تمایلات جنسی و زنانه ؛ مادرشون خواهرشون زنی که قراره باهاش ازدواج کنن و باقی زنان محترم و البته غیرجذاب ؛ دسته ی دوم زنای دارای غیر جاذبه و تمایل که در رده بچ ها قرار میگیرن ؛ بقولی با دخترای دسته ی دوم لاس میزنه و رابطه میگیره و با دخترای دسته اول ازدواج میکنه حالا ضررش چیه ؟ بعد از ازدواجم نمیتونه این دو مسئله رو تو یه قاب قرار بده ؛ یه زن به عنوان مادر بچه ها یه زن به عنوان معشوقه :))) زن همچین آدمی یا مجبوره تمایلات زنانه شو بکشه و افسرده بشه یا اونم بره سراغ یکی دیگه و مجددا خیانت :))) 

پ ن ۱ : لطفا کامل بخونین تا زود قضاوت نکنین ؛ عموم این رفتارا بین پسراییه که مادرشون از ابراز هر نوع علاقه و محبت جلوی بچه ها به شوهرشون خود داری میکنن

پ ن ۲ : « اونارو برای خوش گذرانی و تورو برای زندگی می‌خوام زنگ خطری این سندرومه » یه آقا نباید این دو مسئله جدا از هم ببینه