بندیکت آندرسون انسانشناس بریتانیایی بهتر از هر کسی در کتاب کلاسیک خود «جماعتهای خیالین»(۱۹۸۳) نشان داده است که چگونه دولت- ملتهای قرن نوزدهمی برای خود یک تاریخ جعل میکنند تا بتوانند فرایند دولتسازی و به ویژه ملتسازی را عمدتا از خلال تخیل رومانتیک و ادبی و سپس البته از خلال آموزش عمومی به وجود بیاورند. برای کنشگران ایرانی نیز – که پیش از تصویب مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۴ – اصولا زمانی جز زمان کشاورزی و فصلهای داشت و برداشت و ساعات توزیع آب و غیره را نمیشناختند، یکباره و البته بر اساس رجوع به گذشتهها به تقویم جلالی و منابعی که میتوانست تا هزاران سال پیش برای یافتنشان به عقب بازگشت، صاخب تقویمی جدید و رویکردی تازه به زمان شدند، و چنان مفهوم «ایرانی» بودن به ظاهر برایشان «جا افتاد» که تصور کردند همواره «خون ملی» در رگهایشان میجوشیده. آن هم در شرایطی که در هیچ کجای دیگر جهان چنین چیزی وجود نداشته است. شدت توهم به حدی بالا بوده و هست که حتی برخی از اساتید ایرانی خارج از کشور نیز وقتی وارد مبحث ملیت میشوند تمایل دارند «ابداعی بودن مفهوم تاریخ ملی» را برای همه جهان (جز چند استثنا) بپذیرند به جز برای ایران، که آن را یک تافته جدا بافته فرض میکنند. از دل این توهم، صد البته، صدها و بلکه هزاران توهم دیگر بیرون میآید: از جمله «میهن پرستی» مبالغهآمیز ایرانیان، اصالت نژاد و زبان آنها، و این در شرایطی که در پشت سر هر سفارت خانهای هزاران ایرانی برای گریز از کشور صف کشیدهاند و یا در خیابانهای غربت به محض اینکه ایرانیان به یکدیگر میرسند صدایشان را پایین میآورند و راهشان را کج میکنند تا با «هموطنان» نزدیک نشوند. یا اسطورهای دیگر و خاصل این توهم: دروغگویی «توطئهآمیز» یونانیان درباره ایران باستان؛ اینکه میبینیم یک دانشمندی ایرانی و بسیار قابل احترام سالها وقت میگذارد که در چندین و چند جلدی ثابت کند چرا یونانیان دروغگو بودهاند و ایرانیان شکوه و جلالی خیره کننده داشتهاند که البته ابدا در محافل علمی جهان جدی گرفته نمیشود و بزرگترین متخصصان هخامنشی در همان حال، بزرگترین متخصصان یونان عصر آلکساندر(اسکندر) نیز هستند یا متخصصان زبانهای آرامی و ارمنی و غیره (که منابع تقریبا منحصرا در آنها وجود دارند). کرسی کلژ دو فرانس در این زمینه نیز در دست پیر بریان و حتی نام کرسی «تاریخ و تمدن جهان هخامنشی و امپراتوری آلکساندر» است.
"" ایرانیان با آی کیوی ۸۴ چی میخوان از جون این دنیا که اینقدر طلبکارن؟""


