تكلمه ابي بر قهرماني منچسترسيتي در فصل ٢٢-٢٠٢١ همگي خسته نباشيد. احتمالا امروز حتي طرفداران بي طرف نيز، از فرط هيجان روح خسته ايي دارند و جسمي كوفته. از طرفداران سيتي و ليورپول نمي گويم. حتم داشته باشيد نيمي از هواداران هر دو تيم در اقصي نفاط جهان امروز به بهانه بيماري، سر كارهاي خود حاضر نشده اند. 

دنياي ديوانه ديوانه ديوانه فوتبال، حماسه تلخ و شيرين ديگري براي يكايك ان ها بجاي گذارد كه "هرگز و هرگز" فراموش نخواهند كرد. هيچيك از ما فراموش نخواهيم كرد. جناح و احساس ما اهميتي ندارد. سرزنده يا سرشكسته، شاهد واقعه فوتبالي بي مانند ديگري بوديم كه از جعبه سحر انگيز و جادويي فوتبال انگليس چون اتشفشاني، ناگهاني و غيرمنتظره فوران كرد. همه مجعزات گذشته را در مسير خود ذوب كرد و ما شيفتگان يك به يك جزغاله شديم. استاديوم اتحاد، شهر پمپي Pompei بود كه تمامي ساكنان خود را در ٥ دقيقه سوزاند!

همه را.

همين ديروز بود كه از "سرجيو آگوئرو" و "روبرتو مانچيني" و ديدار حياتي روز پاياني ١٠ فصل پيش و قهرماني بي همتاي سيتي حرف مي زديم. از دو گل پيروزي در دقايق ٩١ و ٩٤ و قهرماني گفتيم. از قصه ايي كه از دل داستان هاي خيالي كهن برخاسته است.

امروز نيز قصه بر همان منوال است. بار ديگر" سيتي" با اسامي متفاوت ديگري چون  "گوندوگان" و "گارديولا" به قهرماني خارق العاده ديگري دست يافت. دهان همه فوتبالدوستان و فوتبال نويسان و دست اندركاران فوتبالي و هر انكس كه به نوعي با دنياي ان رابطه دارد تماما گشوده مانده است.

حرفي نيست؛ حيرت انگيز بود.

"گوندوگان" يا آگوئرو امروز، چندي پيش در مصاحبه ايي با روزنامه سان يا ساندي تايمز تعريف كرد: بعد از برد ١-٤ در مقابل بروژ بلژيك، گارديولا در رختكن با عصبانیت به بازیکنان گفت: "دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم"، سردرگمی در ميان ما ايجاد شد. و زمزمه ها در مورد آینده تيم میان بازیکنان بالا گرفت. روش و رویکرد او به بازی‌ها ممکن است هر از گاهی تغییر کند ولي اصول گارديولا ثابت مي ماند. او هنوز شدیدا هيجان زده مي شود و همچنان در رختكن "مثل يك شیر» مي غرد"

امروز بعد از وقايع ديشب خوب مي فهميم، جمله "ديگر نمي توانم" گارديولا چه مفهومي دارد. فشار بي حد انچه ديشب شاهد ان بوديم خارج از پذيرش و تحمل ادم هاي معمولي است اما "شير" با تجربه با بهترين تعويض تاريخ ليگ برتر، قهرماني كه تا ٧٥ دقيقه از كف رفته بود از دستان كلاپ و ليورپول چنان قاپ زد كه هيچكس تا همين حالا نيز دقيقا ملتفت نشده واقعا چه روي داده است.

همه فصل و همه ديدارهاي رفت و برگشت به نتيجه پيروزي يك ديدار خلاصه شده بود. در یک كامبك بسيار غيرمعقول تمامي معادلات را بر هم زد و تغيير ٢-٠ به ٢-٣ استون ویلا را شکست داد تا تیم پپ گواردیولا در ٨ دقيقه به پايان همه فصل به  عنوان قهرمان دست يازد. استاديوم اتحاد سرخوشانه منهدم شد و پیروزی ١-٣ لیورپول مقابل وولوز بيهوده تر و بي حاصل تر از هميشه به چشم مي آيد. خبر اورده اند، منچسترسیتی باز هم با اختلاف يك امتياز قهرمان شده است. سيتي هيچگاه نيمه كاره  رقابت را رها نمي كند. نه در آخرين روز فصل، نه وقتي كه عنوان قهرماني ليگ در خطر نابودي است.

پپ گواردیولا یک هفته قبل پیش بینی کرد:

"اگر ما برنده نشویم، لیورپول لیگ را خواهد برد."، حق با او بود.

لیورپول به وظیفه خود عمل کرد. استیون جرارد نیز نقش خود را انجام داد، كوتينيو نيز. و استون ویلا برتري خود را در اتحاد با ٢ گل تحكيم كرد. و منچستر سیتی؟ 

به نظر می رسید ان ها شانس خود را به باد داده اند. دوباره. سيتي به مدت ٧٥ دقیقه ضعیف‌ترین عملکرد فصل خود را در خانه به نمايش گذارد.

پس از ياس و ناامیدی ناشي از شكست مقابل رئال مادرید، در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، در دو بازي كاملا كلاسيك اروپايي، سيتي در ليگ داخلي، مسیري را پي گرفته  بود كه "هرگز" هيچ تيمي در صدر جدول و در اخرين روز به ان وادي پاي نگذاشته بود. اولین تیمی که مي رفت تا در اخرين روز، قهرمانی را به عنوان تيم صدر نشين هديه رقيب جنگاور خود كند.

دست و پا بسته و تسليم، جاييكه خوش بينان بي منطق هم دست هاي خود را با قبول شكست بالا گرفته بودند.

 

سپس يكي از بهترین بازگشت و كامبك هاي تمامي دوران هاي ليگ بوقوع پيوست. بزرگتر از آن لحظه آگوئرو؟ احتمالاً. شايد. هر طور كه ببينيم راه برگشت خیلی سخت و غيرممكن بنظر مي رسيد. کوئینز پارک رنجرز در آن روز ده نفر بازي مي كرد. و  تیم ضعیفی بود. در مقابل، ویلا بهتر و خطرناک تر بود. مطمئناً در نيمه اول. اسطوره های سابق لیورپول را در خدمت داشت كه در تمام هفته گذشته با اميد و دعاي مرسي سايد شب را به صبح رساندند. زمانيكه ويلا با گل زيباي كوتينيوي برزيلي بازي را ٢ صفر كرد تنها ٢١ دقيقه وقت مانده بود. و سیتی به سه گل نیاز داشت. سيتي در قعر چاه بود. ليورپول هم در گودال افتاده بود.

دقيقه ٢ بود كه وولوز گل زده بود. و لبورپول هم شديدا ٢ گل مي خواست. اما قرار اين بود. قرمزها گل هايشان را مي زنند. در نهایت ٣ تا هم زدند. و در اين راه براي پنجمين بار، بيش از هر تيم ديگري در تاريخ ليگ انگلستان در در خانه خود انفيلد بي شكست باقي ماندند.

بله، پیش بینی گواردیولا درست بود. سیتی بايد برنده می شد. اما سيتي واقعا مانند سيتي بازي نمي كرد، مانند برنده ها، چه برسد به قهرمانان.

ولي انگار در حاليكه فقط ١٥ دقيقه باقي مانده بود، سیتی ناگهان غرشي كرد، و از این مصیبت بیدار شد. تصور فصلی بدون جام و تماشاي كسب چهارگانه لیورپول غيرممكن بود. كوه هميشه اماده انفجار، نهيبي زد. گوندوگان یک دقیقه قبل از گل کوتینیو بجاي برناردو سیلوا وارد زمين شد. در بدترین زمان ممکن و احتمالاً آخرین بازی او برای سيتي. گوندوگان امد و ميراث پاك نشدني چون آگوئرو در تاريخ سيتي و فوتبال انگلستان از خود بجاي گذاشت. معجزه كرد و بي انكه بخواهد افسانه شد.

بدیهی است او تنها نبود. گارديولا به قول روي كين تعويض خيره كننده اي داشت. اما او از موقعیت هایی که دیگران از دست داده بودند نهايت استفاده را كرد. با سرعت و در زماني محدود. به طور باورنکردنی و در برابر چشمان بهت زده همه فوتبالدوستان جهان، سیتی در فاصله ٥ دقیقه سه گل به ثمر رساند، در حین ٧٦ دقيقه پيش از ان به هيچوجهي چنين سناريوي به ذهن هيچكس خطور نمي كرد. 

 

بدنيست به يك مورد اشاره كنم؛ در ميان يكي از صدها سايت امار و اناليز فوتبال به ان برخورد كردم. شايد باورتون نشه اما سيتي برای اولین بار است كه بعد از ديدار ٢٨ فوریه سال ٢٠٠٥ مقابل نوریچ، زمانيكه ٢-٠ در ديداري عقب بود قادر به جبران گل هاي خورده و تغيير نتيجه بازي بسود خود شده است. در آن زمان سيتي باشگاه متفاوتي بود. مدت زیادی نبود از دسته سوم و دوم و اول به ليگ برتر رسيده بود. در تركيب تيم جوی بارتون، بن تاچر و ريچارد دان حضور داشتند. و از كسب مقام هشتم بسیار خوشحال بودند. هنوز هیچ کس نام شیخ منصور را نشنیده بود.

از اينرو بازگشت سيتي در اين شرايط قابل توجه بود. در ضمن قابل توجه نيز هست، آخرین مردی که در آخرین روز فصل و در اخرين ثانيه ها، سیتی را به این شكل استثنايي تحت تأثیر قرار داد، غول تازه واردي را در ليگ انگلستان خلق كرد و همه چيز براي هميشه زير و رو شد. اکنون مجسمه ای بیرون از زمین و در جلوي استاديوم اتحاد دارد. حتم دارم روزی يكي از همين نسل در کنارش قرار خواهد گرفت. الكاي گوندوگان، ترك نسب الماني.

او گل اول و سوم را به ثمر رساند. همه مهم بودند، اما پس از اولين گل او، همه فوتبالي ها و حتي ليورپولي ها ناگهان سيل مذاب و گداخته اتش را بر اندام خود احساس كردند. از ان به بعد همه مي دانستيم، چهارگانه به اتش كشيده شده است. گارديولا بعد از فرگوسن، ونگر و مورينيو را كنار خواهد زد و در مكان پرافتخار دوم در كسب ليگ برتر خواهد نشست و سيتي ششمين عنوان ليگ برتر را تصاحب خواهد كرد. 

گوندوگان امد و در ١٦ دقيقه كنترل توپ و بازي را در اختيار گرفت و تا زمانی که سیتی قهرمان لیگ شد، سراسيمه و بي انقطاع ادامه داد.

اولین گل در دقیقه ٧٦. رحیم استرلینگ، مانند گوندوگان، یک تعویض ديگر در نیمه دوم، چیزی را ارائه داد که سیتی در تمام بازی از دست داده بود: یک سانتر خوب و زود هنگام. سيتي اغلب اوقات و با تأخیر بسيار، دائما در جستجوی "آن" پاس عالی و كامل بود. و اين به ويلا براحتي فرصتی برای سازماندهی مي داد. اگرچه ویلاي جرارد تمام بازی را سازماندهی کرده بود. در واقع عالی و تحسين برانگيز و با كنترل كامل دفاع کرده بودند. استرلینگ آنها را تحت فشار قرار داد. توپ را از سمت راست ارسال کرد و گوندوگان در تیرک دوم دروازه با سر به توپ ضربه زد. سکوت عصبی و غم‌انگیزي در هر دو بازي سيتي و ليورپول به وجود آمده بود، غول ها هم از نفس افتاده بودند. اما گل اول گوندوگان غرش و نفس تماشاگران را جایگزین موسيقي متن سكوت دقايق پيش كرد. تنها سه دقیقه بعد، سیتی مساوی كرد. "رودری" قرار است سنگ دفاعی سیتی در خط هافبک باشد، اما سبک گواردیولا از همه می خواهد بدون توجه به موقعیتشان، در حمله و هجوم شركت كنند. وقتی توپ در خارج از محوطه به رودری داده شد، او به خوبی و خونسردي و از ٢٠ متري توپ را وارد دروازه رابین اولسن، دروازه بان ویلا كرد. شاید اصلا به همین دلیل است که گواردیولا نیاز مبرمی به شرکت در مناقصه دکلان رایس احساس نمی کند.

٢-٢.

با این حال، اين نتيجه براي سیتی كافي نبود. سيتي یک امتیاز داشت، و ليورپول نيز. اگر لیورپول بك امتياز را به ٣ تبدیل می کرد، عنوان مال آنها بود. اگر سیتی گل سوم را  می‌زد، لیورپول می‌توانست ده گل بزند و باز هم ذره ايي تغيير در تعيين قهرمان نداشته باشد. به این ترتیب، در هشت دقیقه پاياني، بزرگترین گل فصل سیتی دنياي فوتبال را ذوب كرد.

کوین دی برانه  از باورش هايش دست برنداشت، این بهترین بازی او نبود، اما هرگز  از تلاش بي امان دست نکشید. او با آخرين قطره انرژي خود توپ را در اختيار خود در اورد. پس از نصاحب توپ سپس گوندوگان را دید که دوباره در پشت تير دوم کمین کرده بود. گوندوگان سانتر او را تبدیل به الماس  کرد. خيلي دير شده بود ولي این فوتبالی بود که سیتی هميشه قادر به ارائه ان است. بالینی، سبك و ساده، از نظر فنی عالی، و بسيار موثر و كشنده. این فوتبال قهرمانان بود. 

انچه كه سيتي و ليورپول در ديدار حياتي پاياني عاجز از نمايش ان بودند.

کی اين بازی سیتی را دیده ایم؟ وستهام هفته گذشته؟

سیتی برای ٤٥ دقیقه بد بود. غیر قابل تشخیص. طبق معمول مالکیت توپ در تسلط ان ها بود، اما حرکاتی را امتحان کردند که برایشان بیگانه بود. شوت های از راه دور، پاس های دشوار غیر ضروری.

سیتی در نیمه اول بدون شك خود را زنداني خود كرده بود. سیتی در ٤٥ دقیقه اول هيچ شانسي روی دروازه نداشت. با توجه به بازي خانگي و استانداردهاي سيتي اين باور نکردنی نبود. 

بعد از گل سوم و ان شش دقيقه سحر اميز، موسيقي متن وانجليس به گوش مي رسيد و سيتي و گارديولا و گوندگان بهشت را به تسخير خود در اورده بودند. ابي اسماني همه جا به پرواز در امده بود و قرمزهاي ليورپول برابر دروازه هاي بسته بهشت چمباتمه زده بودند. شک نداشته باشید، بزودی برخواهند خاست و بار دیگر دروازه های بهشت را خواهند کوبید.

تبريك و خسته نباشي به ابي هاي اسماني. ان بازگشت و ان شش دقيقه مستحق پيروزي در ماراتون بي پايان با ليورپول قدرتمند بود.  

يادمان باشد سيتي دروازه های بهشت فوتبال را به روي شيفتگان ان گشود.