آریا کئوکسر مسیر پر فرازو نشیبی داشته اما با تلاش به هدفش رسیده.
مشخصات فرد
|
نام آریا رحمتی نام مستعار آریا کئوکسر قد ۱۹۵ محل تولد محدودیه تهران ساکن ترکیه متولد ۲۸ آذر ۱۳۷۵ نام مادر فرهنار نام دوست دخترش کوثر عزیزی یک برادر هم دارد نام برادر پارسا رحمتی شغل پدر تهیه کننده تلویزیون تحصیلات دیپلم تجربی |
|---|
مقدمه
|
آریا رحمتی در یک خانواده ۴ نفره به دنیا اومده و یک برادر هم داره که در صنعت موسیقی(رپ)مشغول هست به گفته خوده اریا مادرش هم به گیم علاقه داشت و موقعی که اریا رو حامله بود تا صبح بازی میکرد
|
|---|
خاطراتی از زبان اریا
|
من در یک خانه ویلایی که در منطقه محمودیه تهران بود بزرگ شده ام که در حیات خانه مان کلی گربه خوشگل وجود داشت. کل وقتم را با بازی کردن با آن گربه ها سپری می کردم.
از آنجایی که اصالتا اصفهانی هستیم به خاطر آن هر سال تعطیلات عید را به اصفهان می رفتیم و من با پسرخاله هایم صبح تا شب پای بازی های ترسناک با پلی استیشین ۱ می نشستیم. من همیشه عاشق این بودم که پای بازی ترسناک پسرخاله ام پیمان بنشینم و نحوه بازی کردن او را نگاه کنم. زیرا خودم به تنهایی واقعاً نمی توانستم و حتی جرأت بازی کردن نداشتم!
آریا رحمتی یا همان آریا کیوکسر درباره پدرش چنین می گوید: پدرم در دورانی که مدرسه می رفتم به درس و مشق خیلی گیر می داد. هیچوقت از یادم نمی رود در تابستان که تازه امتحاناتم را تمام کرده بودم، به من می گفت: «پسرم فکر نکن مطالعه تمام شده است! از الان تمرین کن تا هیچکدام از آنها یادت نروند و بعد از آن هم درس های سال بعد را جلو جلو بخوان تا موقعی که سال تحصیلی جدید آغاز شد، در درس هایت بترکونی»
پدرم نزدیک به ۶۰ سالش است، ۳ تا مدرک دکتری دارد. نمیدانم این ۳ تا دکتری به چه درد پدرم می خورد اما هنوز هم مشغول به درس خواندن می باشد.
|
|---|
اسباب کشی
|
حدود ۵ سال داشتم که از خانه ویلایی مان به یک آپارتمان در سعادت آباد تهران اسباب کشی کردیم. کلی خاطرات خوب از آن ویلا داشتم چون تقریباً کودکی ام را در آنجا سپری کرده ام من در آپارتمان جدید با پسر همسایه که ماهان نام داشت دوست شدم. در آن بازه زمانی ماهان در خانه شان کامپیوتر داشت و همیشه از بازی های درون آن برایم صحبت می کرد. یک روز من را هم برای بازی در کامپیوتر به خانه شان دعوت کرد و باهم Serious Sam بازی کردیم. از آن به بعد بود که آشنایی من با کامپیوتر آغاز شد! |
|---|
قهرمانی در یزد
|
مدتی گذشت و ارزا کار با کامیوتر رو یاد گرفت و همیشه گیم نت بود اون تو بازی گان استرایک حرفه ای شده بود و قرار بود یکروز با گروهش در یزد مسابقه داشته باشه اونا تونستن قهرمان بشن و اریا به خودش میبالید چون فقط ۱۲ سالش بود
|
|---|
مهاجرت به هند
زیاد مهم نیست و فقط یکسال اونجا بود
مهاجرت به ترکیه
|
اریا در سن ۱۷ سالگی با مادرش رفت ترکیه و قرتر بود زندگی جدیدی شروع شه ترکیه شرایط سختی برای اریا بود و او افسرده شده بود با قد ۱۹۵ ۴۸ کیلو شده بود تنها رفیقش هم سگ همسایه بود اونا حتی نت نداشتن و اینترنت همراه هم گرون بود شرایط سختی بود واقعا بعد ۱ سال برادرش پارسا با یک پی اس فور اومد به ترکیه و ایول حالا اریا یک بازی داشت حداقل جالبه دوست دختر اریا از تگزاس برای اریا یک اکس باکس فرستاد و حالا اریا حالا دو تا کنسول داشت که پارسا بهش این پیشنهاد رو داد «تو که اینقدر به بازی علاقه داری، چرا مثل یوتیوبرهای خارجی ویدئو نمی سازی تا در یوتیوب به اشتراک بگذاری؟!» آن موقع بود که با حرف برادرم، جرقه ای بر ذهنم خورد و درجا از فرصت استفاده کرده و کارم را شروع کردم. البته نه برای کسب درآمد بلکه برای اینکه تایمم رو با علاقم بگذرونم و چیزهای جدید یاد بگیرم! همچنین برادرم با استفاده از جعبه کفش، لامپ و کاغذ روغنی، یک سافت باکس برایم درست کرد تا نور ویدیوهایی که قرار بود بگیرم، تا حد ممکن تمیز و باکیفیت باشند. و اولین ویدیو
|
بعد مدتی اریا توانست به ۱۰۰۰ ساب برسه پدرش هم یک پی سی برای ادیت ویدیو هاش فرستاد و اریا شروع به پیشرفت کرد سال ۲۰۱۸ یوتویوب یه مشکل پیدا کرد و ساب های مردم مدام میریخت و اریا ۴۰۰۰ ساب از دست داد این مشکل بعد ۱ سال حل شد
کوثر عزیزی هم راهیه ترکیه شد و زندگی روی خوش رو کم کم برای اریا نشون داد
هم اکنون اریا خار خوشبختیرو.....
خب
دوستان بعضی جاهای مطلب کپی بود مثل قسمت خاطرات چون باید از زبون خودش میبود
کاری از حزب kingdom

امیدوارم لذت کار رو برده باشین






